تاریخ : یکشنبه 4 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ما رمیـت اذ رمیتـم در حـراب          من چو تیغم وآن زننده آفتاب

 

این بیت ناظر به واقعه ای است که در جنگ خندق میان علی ابن ابیطالب(ع) و یکی از جنگجویان نامدار عرب رخ داد. در آن واقعه امام علی(ع) خود را مصداق آیۀ شریفه 17 سوره انفال (و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی) دانسته و می فرماید: در نبرد خندق آنکه تیغ را برکشید و بر دشمن غلبه یافت، آفتاب عالم تاب هستی بود و من تیغی در دست او بودم. در حقیقت این خداوند بود که تیغ می کشید و او بود که پیروزی را نصیب پیامبر و یارانش نمود. در آن جنگ امیر مؤمنان همۀ وجودش برای خدا بود. شمشیر زدن او نیز برای رضای حضرت حق صورت می گرفت. در آن صحنه منیّتی در کار نبود. تمامی وجود علی ابن ابیطالب در کلیت حق درآمیخته بود و لذا جز حق فعلی از او صادر نمی شد.

 

جلال الدین با ابیاتی بسیار زیبا و دلنشین به شرح احوال آن ولی خدا پرداخته و با بیانی نو پرده از ابعاد گوناگون شخصیت او برداشته است. او از زبان امام علی(ع) می گوید: من بندۀ تمام عیار حضرت حقم و شمشیر در رضای او می زنم. خود را در خداوند غرقه می یابم و از من چیزی جز حق باقی نمانده است.

 

گفت من تیغ از پی حق می زنم         بـنـده ی حـقــم نه مـأمـور تـنـم

شیـر حقـم نیسـتم شیـر هـوا          فعل من بر دین من باشد گوا

رخت خود را من ز ره برداشتم          غیر حق را من عـدم انگاشتم

 

حراب: جنگ

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: ما رمیـت اذ رمیتـم در حـراب، آفتاب، جنگ خندق، علی ابن ابیطالب(ع)، جنگجویان نامدار عرب، سوره انفال، و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی، در نبرد خندق، تیغ، آفتاب عالم تاب هستی، دشمن، پیروزی، امیرالمومنان، رضایت حضرت حق، ابیات بسیار زیبا، امام علی (ع)، گفت من تیغ از پی حق می زنم، شیـر حقـم نیسـتم شیـر هـوا، رخت خود را من ز ره برداشتم، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات