تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!


پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟


زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم


ماموران مدرک خواستند،


زن و مرد گفتند نداریم !


ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!


زن و مرد گفتند ...


برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم ... !

اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند،


ما دستهایمان از هم جداست!

دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،


ما رویمان به طرف دیگریست!

سوم آنکه آنهاهنگام صحبت کردن و راه رفتن،باهم بااحساس حرف میزنند،


ما احساسی به هم نداریم!

چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند،


می بینید که، ما غمگینیم!

پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،


اما یکی از ما جلوتر از دیگری می رود!

ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی، بستنی ای، چیزی می خورند،


ما هیچ نمی خوریم!

هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،


ما لباسهای کهنه تنمان است.. !


هشتم، ...


ماموران گفتند:


خیلی خوب، بروید، بروید،.. فقط بروید ... !

چرا باید بعد از مدتی عشق زن و شوهر به هم کم بشه!!!!




طبقه بندی: داستانک، کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، طنز،
برچسب ها: بهترین لباس، بستنی، احساس عاطفی، ماموران پلیس، زن و مرد، زن و شوهر، نشانه های زن و شوهر، نگاه، کیک، لبخند، داستان آموزنده، داستانک آموزنده، داستان کوتاه آموزنده، داستانک قشنگ و زیبا، داستان قشنگ وزیبا، داستان کوتاه قشنگ و زیبا، داستان طنز، داستانک طنز، داستان کوتاه طنز،
دنبالک ها: داستانهای کوتاه عشق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic