تاریخ : دوشنبه 19 فروردین 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آنکـه تـخـم خـار کـارد در جـهـان

هان و هان او را مجو در گلستان

 

قوانین هستی به گونه ای رقم خورده که هر کس همان محصولی را درو می کند که بذر آن را کاشته است. امکان ندارد زراعت پیشه ای در کشتزار خود گندم بکارد، ولی جو برویاند. تخم کینه بپاشد، ولی مهربانی درو کند. انسان هر آنچه در زمین جسم و جان خویش بنشاند، از همان جنس نیز برداشت خواهد کرد. چنانچه بذر خار بپراکند، خود را در خارستان گرفتار می سازد. و اگر گل بپروراند، در بوستانی پر از گل زندگی می کند.

 

انسان تبهکار حتی اگر گلی زیبا و خوشبو را در دست بگیرد، آن گل به خار گزنده ای مبدل شده و خصم جان او می گردد. افراد آلوده به اغراض و پلیدی ها، خوبی ها و زیبایی ها را در راستای مطامع خود به کار می گیرند و حتی اگر به کرامتی هم دست یابند، آن را وسیله ای برای گمراه کردن مردمان قرار می دهند. شربت گوارا و حیات بخش، در دستان ناپاکان به زهری کشنده تبدیل می شود. حق جویان نعمت های حضرت حق را وسیله ای برای رونق جان ها قرار می دهند. و در مقابل، حق ستیزان همان نعمت ها را صرف تباه کردن خود و دیگران می کنند.

 

کیمیای زهرومار است آن شقی   بــر خــلاف کـیـمـیــای مـتّــقــی

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: آنکـه تـخـم خـار کـارد در جـهـان، گلستان، قوانین هستی، زراعت، کشتزار، گندم، جو، تخم کینه، ولی مهربانی، جسم و جان، خارستان، گل، بوستان گل، زندگی، انسان تبهکار، گل زیبا، خصم جان، افراد آلوده، اغراض و پلیدی، زیبایی ها، شربت گوارا، دستان ناپاکان، حق جویان، نعمت های حضرت حق، حق ستیزان، نعمت، کیمیای زهرومار است آن شقی، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات