تاریخ : دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 | 08:03 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دانه اندر خاک چون پنهان شود

موجب سرسبزی بستان شود

 

چون که دانه مرد و اندر خاک شد

آن یکی صد گشت و خود چالاک شد

 

دانه ها چون ره به مردن یافتند

در فزونی سوی کثرت تاختند

 

چون که دانه سجده اندر خاک برد

در قیامش ره سوی افلاک برد

 

در دل خاک از تن خاکی گذشت

گل شد و بر خوان سلطانی نشست

 

تن به خاک تیره داد و ناب شد

رهرو خورشید عالم تاب شد

 

ای بنی آدم کم از دانه مباش

تن رها کن تا درآیی خواجه تاش

 

خاک تن را خاک کن در پیش جان

تا برویاند تو را جان جهان

 

سینه از عشقش چو دانه چاک کن

وانگهان برخیز و ترک خاک کن

 

گر رها سازی تو خود را از تراب

پاک میسازد تو را آن آب آب

 

سر برون کن همچو دانه، ای رفیق

تا چو رهبانان در آیی در طریق

 

خاک را بشکاف و برخیز از زمین

بال و پر بگشا و با حق شو قرین

 

«شعر از: محمود قنبری (شاهد)»

منبع: جمال حق




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، شعر و ادبیات،
برچسب ها: خاک، بستان، کثرت، سجده، قیام، افلاک، تن خاکی، گل، دانه، کشت، خورشید عالم تاب، بنی آدم، جان جهان، عشق، رفیق، طریق، حق، زمین، شعر زیبا، اشعار زیبا، شعر عارفانه، شعر مفهومی، اشعار عارفانه، اشعار محمود قنبری، شاهد،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic