تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 07:47 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عاشقانه.عشقولانه.عشق.رویایی

«موانع ازدواج»

«دکتر شاهین فرهنگ»

موانع ازدواج خیلی زیاد هستند و ما فقط چند تا از مهمترین آنها را برایتان می گویم:

تحصیلات

سوال: آیا تحصیل می تواند مانعی برای ازدواج باشد؟

جواب: بستگی دارد که چگونه به این موضوع نگاه کنیم. از یک نفر می پرسیم چرا ازدواج نمی کنی؟ می گوید می خواهم درس بخوانم. می پرسیم درس می خواهی بخوانی که چی بشود؟ می گوید هم شغل بهتری می توانم پیدا بکنم، هم شأن اجتماعی بالاتری دارم، هم درآمد بیشتری خواهم داشت و هم مورد بهتری برای ازدواج می توانم پیدا کنم. من اگر دیپلمه باشم یک مدل می توانم ازدواج بکنم. لیسانس باشم بهتر، فوق لیسانس باشم بهتر. دکتری که دیگر خیلی بهتر. تحصیل برای چنین آدمی یک مانع محکم است. این آدم اشتباه می کند قبلا هم گفته ام که تحصیلات به آدم فهم و شعور نمی دهد.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

ولی از یک نفر سوال می کنیم برای چی می خواهی درس بخوانی؟ می گوید من عاشق درسم، عاشق یادگیری ام، عاشق خدمتم، عاشق علم آموزی ام. می خواهم یاد بگیرم چشمم بیشتر بینا بشود. می خواهم یاد بگیرم بهتر و بیشتر به مردم و مملکتم خدمت کنم. این تحصیل مانع نیست و خوب است. چنین کسی اگر در میانة تحصیل خواستگاری آمد یا موردی پیش آمد که جایی خواستی خواستگاری بروی که نه تنها مانع تحصیل نیست بلکه کمکت هم می کند ازدواج کن.

 

سربازی

آیا سربازی مانع ازدواج است؟

جواب: می تواند باشد و می تواند نباشد. می آیند خواستگاری و می پرسید آیا آقا پسر سربازی رفته اند؟ می گویند نه. این یک مانع است برای ازدواج. اصلا اجازه ندهید خواستگاری کنند. ما دختر به شما نمی دهیم. اگر گفتند انشاء الله قرار است بروند سربازی. آمدیم و انشاء الله نرفتند سربازی! بعد چکار می کنید؟ «قرار است بروند» اصلا و ابدا جملة قابل اعتمادی نیست.

 

اگر پسر در حال گذراندن دورة سربازی است، آیا باز هم مانع است. یعنی بخاطر اینکه سرباز است جواب منفی بدهیم؟

جواب: اینجا هم دو حالت دارد:

این دو سال شبانه روز قرار است عمرش در پادگان طی بشود و تازه می خواهد بیاید ببیند کاری پیدا می کند یا نه. خب این مورد مانع است و توصیه نمی کنیم.

حالت دوم این است که پسر سرباز است ولی درآمد هم دارد. بعد از ظهر ها می رود بیرون مغازه یک جایی کار می کند. یا هر کار دیگری. این جا سربازی مانعی نیست.

 

اگر پسر کارت معافیت دارد آیا مانع ازدواج است؟

جواب: باز بستگی دارد. باید برویم تحقیق کنیم ببینیم کارت معافیتش را چطوری گرفته؟ اصلا اصلی است یا جعلی است. حقه بازی کرده؟ پول داده خریده؟ یا واقعا قانونا معاف شده. آن کسی که با کلک معافیتش را گرفته مانع ازدواج است.

 

اگر نمی خواهد برود سربازی چطور؟ آیا مانع است؟

جواب: بله مانع است.

می گوید من برای چی بروم سربازی؟ عمرت را توی پادگان تلف می کنی و هیچ خاصیتی هم ندارد من عمرم را دوست دارم.

کسی که از خدمت سربازی فرار کرده مانع است. و محکم هم جلوی او مانع بگذارید و او را برای ازدواج نپذیرید. می دانید چرا؟ کسی که به قوانین مملکتش احترام نمی گذارد فردا به قوانین داخلی خانة خودش هم احترام نمی گذارد.

 

خوش بود گر محک تجربه آید به میان              تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

ما آدمها زیاد اهل شعار دادن هستیم اما توی امتحان که قرار می گیریم خودمان را نشان می دهیم. یکی از این امتحان ها خدمت سربازی است و او فرار می کند. این فردا توی زندگی مشترک از زیر بار خیلی چیزها فرار می کند. چون یکبار فرار کرده و خیلی هم به دلش نشسته و کیف کرده. میگه همه رفتند خدمت و ما نرفتیم. ازدواج با این آدمها اصلا مطمئن نیست.

 

خواهر یا برادر بزرگتری که ازدواج نکرده اند.

وجود حواهر یا برادر بزرگتر جلوی فرد آیا می تواند مانع ازدواج باشد؟

جواب: می تواند باشد و می تواند هم نباشد. مثلا برای خواهر بزرگتر ما خواستگار زیاد آمده ولی خداوکیلی هیچ کدامشان بدرد نمی خوردند و خواستگار مناسبی نداشته. یا مثلا برادر بزرگتر دنبال ازدواج بوده اما تا حالا مورد مناسبی به تورش نخورده. هر دو در صدد و در تلاش اند که بالاخره یک جوری ازدواج کنند. در اینجا شما باید لطف کنید و بخاطر آنها صبر کن و عجله نکن. چون اگر کوچکتره ازدواج کند مانعی می شود برای ازدواج بزرگتره. چون وقتی می آیند خواستگار بزرگتره و یا پسر بزرگتر می رود برای خواستگاری، یکی از سوالاتی که در ذهن خانوادة طرف مقابل شکل می گیرد این است که چطوری بوده که این کوچکتره ازدواج کرده و بزرگتره مانده؟ نکند یک ایرادی دارد؟ آن وقت تو می شوی مانع ازدواج آنها.

 

اگر خواهر و برادر بزرگتر سر ناسازگاری ندارند صبر کنید. ولی یک موقع است که خواهر بزرگتر زیادی لوس و پر توقع است. بهترین خواستگار دارد برایش می آید و بیخود و بی جهت رد می کند. یا فرقی نمی کند برادر بیخود انتظار دارد. یک موقع است که توقع ها بیخود است. در این حالت کاری به خواهر و برادر بزرگتر از خودت نداشته باش و برو ازدواج کن. چون هر چه قدر هم به اینها می گوییم چرا ازدواج نمی کنید می گویند نمی خواهم! نمی تونم! به درد نمی خورند! اینها تا آخر عمر غر می زنند. رهایشان کن.

 

سوال: خواهر و برادر من بهانه گیر نیستند اتفاقا خیلی هم منطقی و معقول عمل می کنند ولی سن ازدواج من دیگر دارد بالا می رود، خواهرم 35 سالشه هنوز ازدواج نکرده، پر توقع هم نبوده، مورد مناسب نسیبش نشده و حالا من 28 ساله هستم آیا باز هم باید صبر کنم؟

جواب: خیر. اگر سنتان دارد بالا می رود، حتی اگر خواهر و برادر بهانه گیر نیستند لطفا ازدواج بکن.

پدر و مادرها هم یک نکته ای را یادشان باشد که دختر و پسرهای کوچکتر شما در حال قلیان هستند بیشتر حواستان به آنها باشد.

 

پدر و مادر پیر و تنهایی که تحت تکفل ما هستند.

آیا پدر و مادر پیر و تنهایی که تحت تکفل ما هستند مانع ازدواج ما به حساب می آیند؟

جواب: خیر مانع نیستند. بلکه مردم خیال می کنند که مانع اند.

من توی خانواده از پدر پیرم نگهداری می کنم اگر بخواهم ازدواج بکنم من نمی توانم پدرم را رها بکنم یا عروس خانم قبول نمی کند که بیاید پیش پدر من زندگی کند. من هم باشم قبول نمی کنم. چون منطقی است. بگو من یک پدر پیر و یک مادر بیمار دارم و حاضر نیستم دست از سرشان بردارم. لطف و مهربانی آنها باعث شده که من به اینجا برسم. پدرم کمر خم کرد ا من کمر راست کنم. این چین و چروکهایی که توی صورت مادرم است برای این بوده که من یک صورت صاف و شفاف و لطیف داشته باشم.

ولی بعد از ازدواج زندگی در خانة پدر و مادر هر کدام از دو طرف یا در مجموعه ای که آنها زندگی می کنند (خانوادة داماد می گوید ما در یک مجموعة اپارتمان زندگی می کنیم و یکی از واحدهای آپارتمان هم خالی است انشاء الله ازدواج کنیم شما می روید آنجا. حق ندارید این کار را بکنید. چرا ممنوع است؟

اول ازدواج است زن می خواهد لباسهای برهنه بپوشه، زن و شوهر می خواهند با هم خلوت داشته باشند.

 

پیامبر اکرم (ص): بهترین زنان شما زنان عفیف و بسیار تحریک کننده هستند.

یعنی زن بیرون خانه باید عفیف و توی خانه در مقابل شوهر خودش بی حیا باشد. از خودم نمی گویم از امام صادق (ع) روایت داریم که می فرمایند:

بهترین زنان زنی است که چون از خانه بیرون رود لباسی بپوشد که برای او مانند زره باشد و چون با شوهرش خلوت کند لباس حیا از تن بکند.

 

حالا زن و شوهری که تازه ازدواج کرده اند و در اوج هیجانات جنسی نسبت به هم هستند و در جایی زندگی می کنند که پدر شوهر یا مادر شوهر هم همن جا زندگی می کند. زن کلی به خودش رسیده و آماده است که شوهرش بیاید توی خانه که یک دفعه مادر شوهر زنگ در خانه را می زند!!

از طرفی وقتی نزدیک هم باشیم مادر و پدر از سر دلسوزی می خواهند کمکهایی به ما بکنند که ما فکر می کنیم دخالت است.

 

پس حالا باید چه کار کرد؟ از طرفی می گویید پدر و مادر پیر مانع ازدواج نیستند و از طرفی هم می گویید نباید پیش زن و شوهر باشند.

جواب: من دارم ازدواج می کنم باید بگویم که پدر و مادرم برایم مهم هستند و هر روز باید به آنها سر بزنم ـ(چون پیر و ناتوان اند و توی خانه کار دارند) و می گویم که من باید برای آنها پرستار بگیرم. تا دیروز من پیش پدر و مادرم بودم و من الان خودم را نسبت به آنها متعهد می دانم فردا گلایه نکنی چرا هر روز می روی خانة مادرت. ولی این سر زدن روزانه نباید طولانی باشد. روزی ده دقیقه برای اینکه جویای احوال آنها بشیم که اگر پولی چیزی نیاز داشتند یا کاری خریدی داشتند برایشان انجام بدهیم. یک عمر آنها برای من وقت ذاشتند روزی ده دقیقه هم من می خواهم برایشان وقت بگذارم. یک لحظه ما خودمان را جای پدر و مادرهای خودمان بگذاریم.




طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، موانع ازدواج، سربازی، خدمت سربازی مانع ازدواج، زن و شوهر، پدر و مادر مانع ازدواج، مادر شوهر، پدر شوهر، بهترین زنان، پیامبر اکرم (ص)، رسول اکرم (ص)، حضرت محمد (ص)، حیا، عفت زن، هیجانهای جنسی، میل جنسی، میل به روابط جنسی، امام صادق (ع)، داماد، عروس، عروس و داماد، لباس برهنه، عجله در ازدواج، معافیت سربازی، سن ازدواج، خواستگاری، خواستگار، زندگی مشترک، فرار از خدمت سربازی، کارت معافیت از خدمت سربازی، خدمت سربازی، خلوت با شوهر، خلوت زن و شوهر،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic