تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 11:46 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

چرا توی کشور ما حجاب داشتن اجباری است؟

چرا خانم‌ها را در انتخاب پوشش آزاد نمی‌گذارند؟

آیا فکر نمی‌کنید همین اجباری بودن و رفتارهای نادرست با خانم‌های بد حجاب آن‌ها را نسبت به حجاب بدبین کرده؟

در زمان صدر اسلام حجاب اجباری نبوده؛ چرا الان اجباری است؟

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

جواب از خانم علاسوند، کارشناس برنامة «ریحانه» شبکة رادیویی معارف:

کسی که در تاریخ مطالعة عمیق داشته باشد، برایش خیلی واضح است که این سخن، سخن درستی نیست. مضافا بر این‌که مقایسة جامعة امروز ما با گذشته و زمان صدر اسلام کار صحیحی نیست. از نظر تاریخی هم کسی این مسأله را دنبال بکند به این نتیجه نمی‌رسد.

 

در آن زمان (صدر اسلام)، طرح مسألة حجاب از نظر اجتماعی و حکومتی اصلا به مشکل چندانی بر نمی‌خورده، محدوده و وسعت حکومت پیامبر(ص) مدینه بود. زمانی که آیة حجاب در مدینه نازل می‌شود، پیامبر در همان مدینه بحث حجاب را مطرح می‌کنند. در شرایطی که یهودیان و مسیحیان (اهل کتاب) در اقلیت بودند و اتفاقا خیلی محجبه بودند. اصلا کلا مسألة شریعت زدایی و دین زدایی و از بین بردن فروع دین بعد از «رنسانس» رخ داد و از آن‌جا بود که نهضت «پروتستانتیسم» با از بین بردن فروع دین بوجود آمد که فقط و فقط چیزی به‌نام ایمان باطنی را باقی گذاشت. ولی در دوران قبل این‌گونه نبوده، لذا اهل کتاب با پیامبر مشکلی نداشتند. اتفاقا همان مقدار از حجاب هم که میان زنان جزیره العرب باقی مانده بود دستاورد دین مسیحیت و یهودیت بود، و عربستان از معدود جاهایی بود که حجاب وجود نداشت. ولی در آن زمان هم که حجاب وجود نداشت به این کیفیت امروزی وجود نداشت.

 

طبق آن چیزی هم که در سورة «نور» آمده، حجاب زنان این‌گونه بوده که پارچه‌ای را روی سرشان می‌گذاشتند و از پشت روی کمرشان می‌انداختند و قسمت گردن و موهای بافته شده و سینه‌ها پیدا بوده. هر چند این مقدار از پوشش را هم داشتند نسبت به سایر جاها از بدترین پوشش برخوردار بودند. لذا آیة حجاب که نازل می‌شود اهل کتاب در مقابل آن جبهه نمی‌گیرند و خود زنان مهاجر و انصار که تا آن زمان حجاب نداشتند به محض آمدن آیة حجاب؛ این پوشش را برای خودشان اختیار کردند. که هم از قول «اسماء» و هم «عایشه» نقل شده که به محض نزول این آیات همة خانم‌ها با پارچة مشکی سر و گردن خود را پوشاندند. در واقع همه پوشش اسلام را عملا پذیرفتند و اختیار کردند و این‌گونه نبود که جریانی بوجود آمده باشد که این‌ها نخواسته باشند حجاب را رعایت کنند و پیامبر(ص) آن‌ها را مجبور کرده باشد و در نتیجه در تاریخ ماندگار شده باشد. در واقع چون حجاب با واکنش منفی مواجه نشد به شواهدی دال بر مجبور بودن حجاب بر نمی‌خوریم.

 

قضیة اجبار در حجاب و پوشش از زوایای مختلفی قابل بحث است که باید به آن پرداخته بشود؛ که اصلا غیر از مسألة شریعت و دین آیا اصولا می‌شود روی حجاب قانون گذاشت یا نه؟ این باید بحث بشود. اما من یک نکته را عرض بکنم و آن این است که الان در کشور ما در قانون به حداقل حجاب بسنده شده است. (یعنی فرد بی حجاب یا بد حجاب نباشد،)  در قانون به هیچ وجه اجبار به چادر نیست. اما شما با وجود این قانون هم می‌بینید که زنان ما در انتخاب نوع پوشش و لباس و رنگ آن کاملا آزاد دارند رفتار می‌کنند؛ یعنی به همان حد اقلی هم که در قانون مجازات اسلامی برای آن تعذیرات در نظر گرفته شده، به آن هم پایبند نیستند و با این وجود به عنوان زنانی که آزاد هستند زندگی و فعالیت می‌کنند و اشتغال دارند. مطلب سر این هست که مردم و زنان ما باید این حق را برای دولت قائل باشند، حتی نه از نظر شریعت، که قوانینی برای حجاب داشته باشد (لذا شما در سفارتخانه‌ها می بینید که قانون می‌گوید دیپلمات‌ها باید کت و شلوار مشکی استفاده کنند.) البته در کنار این قانون باید فرهنگ سازی هم بشود تا مردم آگاهانه و با اشتیاق حجاب را انتخاب بکنند و لذا باید روی این قضیه کار بشود.




طبقه بندی: پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: حجاب و عفاف، اجبار در حجاب، حجاب اجباری، اجبار در پوشش و حجاب، حجاب و قانون، حداقل حجاب، قانون مجازات اسلامی، تعذیرات اسلامی، کت و شلوار، دیپلمات، چادر، عایشه، اسماء، پیامبر اکرم (ص)، رسول اکرم (ص)، مهاجر و انصار، آیات حجاب، سوره نور، اهل کتاب، پروتستانتیسم، عربستان، رنسانس، مدینه، یهودیان، مسیحیان، شریعت، حجاب در صدر اسلام، دین زدایی، آزادی در پوشش، سفارتخانه، اجبار در چادر، پوشش اسلامی،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات