تاریخ : جمعه 24 خرداد 1392 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

تو نباید می آمدی آقای جلیلی!!!!

چرا که انتخابات

آنطور که تو فکر می کنی نیست

و برای رئیس جمهور شدن

چیزی بیشتر از آبرو لازم است

انتخابات پول می خواهد

پول زیاد…

آنقدر زیاد که همه را راضی کند

و بهانه را

از رسانه های زرد و مایل به سبز بگیرد

 

برای پیروز شدن

باید زرنگ بود

و با همه ائتلاف کرد

باید به همه سهمی داد

و حرف­ های همه را به استثنای مردم شنید

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

می دانی!

قیمت یک بیلبورد بیست متری…

دویست هزار تومان است

و حقوق تو

حتی در محله خودت

کفاف به تصویر کشیدنت را نمی دهد…

همان گونه که آن پای مصنوعی

سال ها

شرمنده حضور تو در نماز بوده است

 

دنیای سیاست

دنیای پرخرجی است

باید برای روز مبادا

جایی در لندن داشته باشی

و خانه ای در دزاشیب

که حداقل

ده میلیارد بیرزد

چرا که مردها زیر بار شکست نمی روند

و گاه لازم  است

برای حفظ جایگاه

کشور را به آتش بکشند

 

آقای جلیلی

پراید خودروی مطمئنی نیست

و خیلی ها

با پراید به مقصد نرسیده اند

برای ثبت نام

باید  بنز داشت

آن هم چندتا

تا خدای نکرده در راه نمانی

و دست مردم به شما نرسد

 

آقای جلیلی

برای رئیس جمهور شدن

باید رنگی غیر از خاک انتخاب کرد

تا طرفدارانت به چشم بیایند

و چشم مردم

از حضور بی شمارشان

در خیابان های شهر بترسد

 

برای رئیس جمهور شدن

باید شبکه داشت

نه از وبلاگ­ های یک مشت بچه

که با لپ تاپ های اپل…

باید هزاز هزار

لپ تاپ خیرات کنی

تا طرفدارانت

برایت در بالاترین

خبرهای خوب خوب داغ کنند

و الآن

قیمت یک لپ تاپ

دست کم حقوق چهارتا کارگر است

 

آقای جلیلی

برای رئیس جمهور شدن

باید رسانه داشته باشی

نه شعارهای رسا

و تو چه ­طور رئیس جمهور بشوی

وقتی بی­ بی­ سی دعایت نمی­کند

و رادیو اسرائیل

از زیر تورات ردت نکرده است..؟

 

وقتی آن قدر ساده ای

که اگر در خیابان تصادف کنی

حتی پلیس نمی­ شناسدت

و راننده از ترس تو به لکنت نمی افتد…

 

آقای جلیلی قبول کن

هیچ کس نمی شناسدت

چون هیچ دادگاهی خبر سازت نکرده است

نه در دانشگاهی سهمی داشته ای

و نه فرزندانت

در خیابان

مردم را به جان هم انداخته اند

 

آقای جلیلی

میدان سیاست نیز

پر از مین های خطرناک است

و تو

و تو با آن پای پلاستیکی

بهتر از هر کس دیگر

معنای مین را می فهمی

اما این مین ها

خیلی خطرناک ترند

و نه فقط پا را

که هستی آدم را می سوزانند

وقتی کسی نباشد

که آبرویش را برای باز کردن معبر روی آنها بیاندازد

و به نفعت کنار بکشد

 

آقای جلیلی

تو فرزند انقلابی

و مثل بعضی

انقلاب فرزند تو نیست

تو دستی در بازار ارز نداری

و دلار

به احترام تو سر تعظیم فرود نمی آورد

و چگونه سر فرود آورد

که تو هیچ گاه

و در هیچ مأموریتی

دلار را

به رسمیت نشناخته ای

و برای حقوق دلاری تعظیم نکرده ای

 

آقای جلیلی

تو اقتصادی نیستی

و اقتصاد با تو بیگانه است

تو مثل بعضی

برای خودت

صندوق ذخیره ارزی نداری

و دست هایت

لطافت اسکناس های سبز را درک نکرده است

تو حتی

برای خودت هم نتوانسته ای مسکنی درست کنی

و نتوانسته ای

پولی پس انداز کنی

که آتیه فرزندانت باشد

 

تو تنهایی

تنهای تنها

و همه همرزمانت تنهایت گذاشته اند

حتی پایت هم

تو را برای این روزهای سخت

همراهی نکرده است

و اسرائیل هنوز هم که هنوز است

بر عکس بعضی

با تو سر جنگیدن دارد

چون مملکت ارث پدری ات نبوده

که آن را به کنگره آمریکا بفروشی

و آنها هم تشویقت کنند

 

آقای جلیلی

قبول کن اشتباه کرده ای

و نباید می آمدی

منبع: حامیان بوشهری دکتر جلیلی




طبقه بندی: انتخابات ریاست جمهوری 1392،
برچسب ها: شعر درباره جلیلی، شعر برای جلیلی، سعید جلیلی، پول، انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات 24 خرداد، رئیس جمهور، بهانه، رسانه های زرد، مردم، پای مصنوعی، دنیای سیاست، نماز، لندن، بنز، پراید، لب تاپ اپل، وبلاگ، بالاترین، کارگر، بی بی سی، رادیو اسرائیل، تورات، پلیس، ترس، دانشگاه، میدان سیاست، مین، فرزند انقلاب، معبر، دلار، بازار ارز، صندوق ذخیره ارزی، اقتصاد، اقتصادی، ‌مسکن، تنهای تنهای تنها، کنگره آمریکا، ارث پدری،
دنبالک ها: حامیان بوشهری دکتر جلیلی،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic