تاریخ : شنبه 8 تیر 1392 | 02:42 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عـلـم تـقـلـیـدی وبـال جـان مـاسـت

عاریه ست و ما نشسته کآن ماست

 

علم اگرچه فی نفسه دارای ارزش والایی است و انسان با کسب آن اعتبار و منزلت می یابد، لکن مولانا  علم را به دو دستۀ حصولی و شهودی، و یا علم تن و علم دل تقسیم کرده و می گوید: علم حصولی که از دانش دیگر انسان ها بدست می آید، تقلیدی و اکتسابی است و از بیرون دریافت می شود. در حالی که علم شهودی، درونی است و از باطن جان آدمی می جوشدعلوم حصولی عمدتاً بر تن سوار می شوند و تنها نیازهای منطقۀ "منِ طبیعی" را برآورده می سازند. اینگونه علوم از آنجا که عاریتی هستند، همچون قلاده ای بر گردن جان آدمی سنگینی می کنند و موجب درماندگی او می شوند. اما انسان غفلت زده گمان می کند که این علومِ عاریه ای از میان جان او برخاسته و متعلق به خود اوست.

 

علم های اهل دل حمـالشان      علم های اهل تن احمالشان

 

مولانا علوم اکتسابی را که آدمیان طوطی وار می آموزند، به مرکب چوبینی تشبیه کرده که بچه ها شادمانه بر آن سوار می شوند و آن را اسب تیزرو می پندارند!

 

وهم و فکر و حس و ادراک شما   همچو نی دان مرکب کودک هلا

 

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات