تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392 | 11:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟

گفت: برو عزیزم.

رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!

پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟

گفت: برو عزیزم.

رفت و عملیات خیبر شهید شد!

پدر گفت:

حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه

رفت و کربلای پنج شهید شد!

مادر به خدا گفت:

همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن

رفت و در حج خونین شهید شد!




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: عملیات خیبر، تفنگ، والفجر مقدماتی، حج خونین، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،
دنبالک ها: امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic