تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1392 | 12:51 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آزمــودم عــقــل دور انــدیــش را

بعد از این دیوانه سازم خویش را

 

عقل حسابگر و دوراندیش که انسان را تنها به آرزوهای دور و دراز فرا می خواند، بارها توسط عارفان بزرگ از جمله جناب مولانا مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است. عقل فعال در منطقۀ "منِ طبیعی" از هدایت انسان به مراتب بالای سیر و سلوک و دریافت معانی ژرف جهانِ معنا ناتوان است. جلال الدین در این بیت می فرماید: من عقل معاش اندیش سیری ناپذیر را به کرّات آزموده ام و دریافته ام که با این عقل نمی توان به سرزمین عشق راه یافت. پس، از این عقل می گذرم و با شیدایی پای در مرتبۀ عاشقی می گذارم. چرا که:

 

پـای اسـتـدلالـیـان چـوبـیـن بود      پای چوبین سخت بی تمکین بود

 

عارفان و حکیمان عقل رشدنیافته را همراه نفس می دانند و در مقابل، عقل اوج گرفته در منطقۀ "منِ الهی" را  همگامِ جان معرفی می کنند. مولانا در بیت دیگری با همین مضمون اعلام می کند: من عقل معامله گر را بسیار امتحان کرده ام و راه کمال را در جنون و شیدایی یافته ام. لذا از این پس درخت دیوانگی را در سرزمین جان خود حواهم کاشت:

 

عـقـل را مـن آزمـودم هـم بـسی

زین سپس جویم جنون را مغرسی

 

مَغرس: جایی که در آن نهال می کارند.

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic