تاریخ : یکشنبه 23 تیر 1392 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

اوسـت دیـوانـه کـه دیـوانـه نشـد

این عسس را دید و در خانه نشد

 

دیوانگی در زبان عارفان به معنای فراغت از "منِ طبیعی" و رها شدن از قیود نفس اماره است. چنانچه در احوال دیوانگان بنگریم، خواهیم دید که آنان چارچوب های ظاهری را شکسته اند و آداب و رسوم معمول و متعارف را رعایت نمی کنند. دیوانه در نگاه حکیمان به کسی اطلاق می شود که از منطقۀ هواهای نفسانی فراتر رفته و شعله های عشق حق چنان در جان او شرر افکنده که دیگر جایی برای منیّت و خودبینی باقی نگذاشته باشد. عاشقان از قبد و بندهای ظاهری رها شده و به جاذبه هایی که برای مردم عادی وجود دارد، پشت پا زده اند و به دیار بی تعلقی راه یافته اند.


مولانا عاقلانِ منطقۀ منِ طبیعی را در زمرۀ دیوانگانی تلقی می کند که از عقل جزییِ خود نیز به درستی استفاده نمی کنند. و در مقابل، دیوانۀ حقیقی را کسی می داند که از مرتبۀ عقل و هوش ظاهری گذشته است. مجانینِ غرقه در عشق حق در مواجهۀ با خطرات و بلیّات به حرم امن الهی پناه می جویند. در حالی که دیوانگان عادی حتی در برابر پاسبانان شب، خطری احساس نمی کنند و به مکان امنی پناه نمی برند.

عَسَس: پاسبان. نگهبان

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات