تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

رمضان دریچه ای به عالم معنا (قسمت دوم)

استاد اصغر طاهرزاده

معنی بستن و بازشدن شیطان

برای روشن شدن معنای این فرمایش پیامبر) ص) كه شیاطین را می‌بندند شما به حالات خودتان در روزهای اول ماه مبارك رمضان توجه كنید. در این روزها یك حال خاص و یك آمادگی قلبی خاص در خود احساس می كنید كه نباید از این مطلب ساده بگذرید. این یك روحانیت قلبی است كه به جهت آن، آمادة بندگی خداوند شده‌اید. اگر به حالات قلبتان دقت كنید این یك آماده شدن برای ارتباط با عالم غیب است تا لطف خداوند بر جانتان ریزش كند. حتی ممكن است خودتان ندانید كه الآن قلبتان در چه حالی است، ولی ملاحظه می‌كنید كه این روحانیت قلبی را پیامبر) ٌص) به ما خبر داده‌اند! همیشه این حالت را ندارید و این به یك اعتبار به معنی باز شدن درهای بهشت است . و در این حال می بینید وسوسه شیطان در جانتان فعّال نیست، آرمان‌های معنوی برایتان مطلوب شده است، مگر كار شیطان وسوسه‌ نیست ؟ ملاحظه كنید الآن وسوسه‌های شیطانی تا حدی كه خودتان آماده باشید و به دنبال آن نروید، بر قلبتان حكومت نمی‌كند، در این ماه چنین حالتی را بر قلب هر بنده‌ای حاكم می‌كنند و این لطف خداوند است. سپس پیامبر) ٌص) می‌فرمایند: مواظب باشید شیطانی را كه پروردگارتان بست، باز نكنید، و درهای بهشتی را كه باز كرد نبندید !

مشاهده در ادامه مطلب

باز به خودتان رجوع كنید: گاهی ممكن است خدای ناكرده در روزهای آخر ماه مبارك رمضان حالتی برایتان پیش آید كه احساس كنید از دست عبادت این ماه خسته شده‌اید، این حالت یعنی چه ؟ یعنی بهشتی كه برای ما باز كردند و از آن طریق حالتِ میلِ به بندگی در ما ایجاد شد ، با خوب استفاده‌ نكردن از ماه‌ رمضان، آن بهشت را برروی قلب خود بسته‌ایم!

 

باز ملاحظه بفرمایید؛ گاهی مواقع نگران فقر خود نیستید، نگران از این نیستید كه نكند از مال دنیا كم به‌دست آورم و این‌گونه اضطراب‌ها را ندارید این حالت، معنی باز‌كردن دریچة بهشت به قلب شما است و اگر دیدید این آرامش رشد كرده، بدانید نگذاشته‌اید دریچة بهشت بسته شود. اگر دیدید بعد از مدتی دوباره حرص به دنیا در شما پدید آمد و دلتان می خواهد فقط دنبال دنیا بدوید و دنیای بیشتر را می‌خواهید، بدانید درِ بهشت را به قلبتان بسته‌اید.

 

«بهشت»؛ مسیر بنده است به سوی خدا، و این شور و شعفی كه امروز نسبت به بندگی خدا در خود حس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ كنید اگر پایدارش كنید فردا در قیامت به‌صورت بهشت ظهور می‌كند و به‌واقع شما را در خود جای می‌دهد. بهشت و جهنم هر دو از قلب ظهور می‌كند، پس اگر خواستید ببینید الآن اگر مُردید در چه حالی‌‌‌‌‌‌ هستید، یكی از راه‌هایش این است كه به قلبتان نظر كنید و ببینید در چه حالی است، روی هم رفته حالات قلبی شما، مقام شما را نشان می‌دهد، اگر قلب شما جهنمی شد و به تعبیر قرآن از درون آن جهنم طلوع و ظهور كرده باشد، (1) غضب، احساس فقر و شهوت بر شما حكومت می‌كند، و لذا پرده‌ها كه عقب رفت خودتان را در جهنم می‌بینید. ولی اگر دیدید آرامش، خوش‌بینی به بندگان خدا، حلم، حیا و عفت، روحتان را سیراب كرده، راه بهشت به روحتان باز شده‌ است، و اگر چنین باشد تلاش كنید، كه این راه بسته نشود.

 

نمی‌دانم متوجه شده‌اید یا نه كه بیشترین فعالیت شیطان این است تا فیض و بركت‌های این ماه را از شما بگیرد، اگر توجهی بفرمایید می بینید كه عموماً در این ماه اختلافات و دسته‌‌‌بندی‌‌‌ها، وقت‌كشی‌ها و شب‌نشینی‌های بی‌محتوی زیاد می‌شود، شیطان به كمك یاران خود در این ماه اختلاف و فتنه درست می‌كند، تا توفیق مردم را در استفاده از ماه رمضان بگیرد، یا كم كند. كار شیطان در سلب توفیق از انسان در زمان‌ها و مكان‌های مقدس، چیز مهمی است. مثلاً اگر آدم بخواهد در خانه نماز بخواند وسوسه‌های شیطان كمتر است، ولی اگر خواست به مسجد برود وسوسه‌های شیطانی بیشتر می‌شود. شیطان وقتی نتوانست ما را از نماز منصرف كند، ما را از نمازِ بهتر، كه همان نماز در مسجد است، محروم می‌كند، و باز اگر نتوانست، كاری می‌كند كه در مسجد به آن نتیجة نهایی نرسیم. ماه رمضان هم همین طور است درهای جهنم بسته است ولی از یك‌جهت هم شیطان بیكار نیست و دنبال فرصت است. اگر شما شروع كردید به بدی كردن، و مواظب نبودید كه او همواره بسته بماند و سهل‌انگاری كردید، آن شیطانِ بسته شده، به‌سوی شما باز می‌شودو توفیق بسیار بزرگی را از دست می‌دهید،‌ و در این صورت خود شما هستید كه راه وسوسة شیطان را به قلب خودتان باز كرده‌اید. (2)

انتظار ما از روزه

اما نكتة دوم این‌كه: شما از روزه چه انتظاری دارید؟ می‌خواهید چه‌چیزی به‌دست آورید؟ مطلوبتان از روزه چیست كه دنبالش می‌گردید؟ اول باید مطلوب انسان مشخص شود، چون ما از روزه به اندازة مطلوبمان بهره می‌‌‌گیریم و خداوند به ما بهره می‌دهد.

 

مولوی داستان گاوی را نقل می‌كند كه در تمام شهر بغداد گردش كرد و در عین این‌كه با آن همه غذاها و خوراكی‌های گوناگون روبه‌رو می‌شد جز پوست خربزه چیزی نمی‌دید! چرا؟ چون مطلوب جسم و روح گاو، پوست خربزه‌است بقیه چیزها ازنظر او چیزی نیست. مولوی می‌گوید:

 

گاو را آری به بغداد ناگهان              بگذرد از این کران تا آن کران

از همه خوب و خوشی ها و مزه      او نبیند غیر قشر خربزه

بعد نتیجه می‌گیرد كه:

طالب هر چیز ای یار رشید             جز همان چیزی که می خواهد ندید

 

عمدة مطلب همین است كه هركس در هر عرصه‌ای دنبال مطلوب خود است و جز آن را نمی‌بیند، حالا در عرصه روزه هم اگر مطلوب ما چیز كمی باشد، از آن حقایق برین روزه كه مطلوب اولیای الهی است محروم خواهیم ماند. پس اول باید روشن شود از ماه رمضان چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم، اگر انتظارمان كم باشد بهرة كمی می‌‌‌گیریم، و اگر همت ما بلند باشد، حقایق عالی نصیب ما می‌شود. مثل آن گاو كه از آن همه چیز فقط پوسته‌ خربزه را می‌‌‌خواست. گندم، هم مغز دارد و هم كاه، باید مطلوب ما فقط كاه نباشد، اگر مغز را بخواهیم كاه هم نصیبمان می‌شود.

 

از طریق روزه هم می‌شود از خداوند دنیای بهتر بخواهیم و هم می‌‌‌شود مطلوبمان وَجه حق باشــد، یعنی «اِبْتِغاءً لِوَجْهِ الله» روزه بگیریم تا خداوند، خودش را به ما بدهد.

روزه‌دار شبیه خدا می‌شود

در حدیث قدسی داریم: «الصَّوْمُ لی وَ اَنَا اُجْزی بِه» (3) می‌فرماید: روزه از آن من است و خودم هم جزایش هستم. چون در هیچ عبادتی به این اندازه بنده شبیه خدا نمی‌شود. انسان از طریق روزه‌داری، ظهوری از غنای حق می‌گردد، همچنان كه خداوند هیچ نیازی به غذا ندارد، روزه‌دار به نحوی در حدّ خودش شبیه چنین حالتی می‌شود. اگر حدیث «اَنَا اَجزی بِه» باشد، یعنی خودم جزایش را می‌دهم، این هم مژدة بزرگی است، یعنی نتیجة روزه و جزای روزه‌دار را به واسطه‌ها واگذار نمی‌كنم و به‌واقع این هم مقام كمی نیست، چون در هر صورت در این حالت هم كمالات بسیار متعالی را از خدا دریافت می‌كنید.

 

شما در روزه، كمی از گرایش به دنیا منصرف می‌شوید و در نتیجه یك غنای مختصری نسبت به دنیا در شما پدیدار می‌شود و لذا به یك اعتبار صفتی از صفات عُلیای خداوند یعنی صفت «غنی» در قلب شما تجلّی می‌كند و نیازتان به دنیا كم می‌شود و با خدا مأنوس می‌گردید. یعنی اگر روزه‌دار همت خود را بلند كند و در طلب حق باشد، نور حق در صفت غنی در قلبش می‌تابد و این یك نحوه قرب به حق است.

 

پس اگر از روزه، نور حق خواستید، همین را به شما می‌دهند. خودتان را آماده كنید و همت خود را بلند كنید تا از روزه مقام بگیرید، اصلاً طوری شود كه مقامتان تغییر كند.

بركات روزه

در روایت از امام‌صادق)ع) داریم؛ (4) روزه هوس را می كُشد «فَالصَّوْمُ یُمیتُ هَوَی‌النَّفْس» یكی از امتیازات مؤمنین وارسته این است‌كه اصلاً گرفتار میل‌های پست نیستند، و روزه چنین هنری را دارد كه دردسر هوسرانی را از سر ما بر می‌دارد. بعـــد ادامــة روایت ایـن اســت: «وَ شَهْوةَ‌الطَّبْعِ» روزه؛ شهوت و میل‌های سركش و افراطیِ طبع و طبیعت و بُعد حیوانی شما را می‌كُشــد.

 

«وَ فیهِ‌حَیاةُ القَلْبِ» و در روزه حیات قلب هست. مگر همة ما نمی‌خواهیم قلبمان بیدار شود و درك و فهممان اوج بگیرد؟ با روزه درك و فهم عوض می‌شود، آن چیزهایی را كه مفید نبود و دنبالش بودیم ـ با بیداری قلب ـ دیگر نمی‌خواهیم، و آن چیزهایی را كه مفید بود و میلی به آنها نداشتیم، اهمیتش در قلبمان روشن می‌شود و مطلوبمان می‌گردد. این‌جاست كه ابزار هدایت را دوست خواهیم داشت نه عوامل ضلالت را. این‌جاست كه وجود عالَم غیب و ملائكه و قیامت را به نحوی و تا حدی احساس می‌كنیم. چون وقتی قلب زنده شد، ادراك حقایق عالیه برایش میسّر می‌شود، ادراك بیشتر آن حقایق، بستگی به شدت حیات قلب دارد.

 

«وَ طَهَارَةُ الجَوارِحِ» روزه؛ موجب طهارت اعضاء و جوارح می‌شود، اعضای بدن شما از كارهای زشت باز می‌ماند. قلب روزه‌دار آنچنان اعضایش را در كنترل دارد كه آن اعضاء به اعمال ناپاك نمی‌افتند، دل انسان بر اعضایش حاكم می‌شود، نه هوس انسان. دیگر چشم، آن چشمی نیست كه با قصد گناه، نظر كند و یا به چیزی كه توجهِ به آن گناه است، نظر بیفكند.

 

«وَ عِمارةُ الظّاهِرِ وَ الْبَاطِنِ» روزه؛ هم ظاهر را از سنگینی و بد قواره‌بودن در می‌آورد، و هم باطن را از میل‌های ظلمانی آزاد و نورانی می‌كند، هم باطن متعادل می‌شود و هم ظاهر تابع باطن می‌گردد.

 

«وَ زِیادَةُ التَّضَرُّعِ» روزه؛ زاری و تضرّع در پیشگاه پروردگار را می‌افزاید، قلب آدم از قساوت در می‌آید و میل به نیایشِ با حق در آن پیدا می‌شود.‌‌‌ چون اصل جان ما ملكوتی است و از نیستان عالَم غیب بریده شده است، «ثُمَّ رَدَدْناهُ اَسْفَلَ سافِلین» (5) و بنا به مصلحتی به عالَم ماده و عالَم بدن، هبوط كرده، ولی این‌جایی نیست، حالا با روزه‌داری، كمی از این منزل دروغینِ خود فاصله می‌گیرد، تازه یاد منزل حقیقی و عالَم قربِ با حق می‌افتد، و ناله و تضرع سر می‌دهد تا برگشت به آن عالَم را برای خود ممكن كند و راهی به‌سوی آن عالم باز نماید و ثابت كند هنوز دلش در هوای آن نِیِسْتان عالم قرب است.

 

پی نوشت ها:

[1]. «نارُ‌اللهِ الْمُوْقَدَه، اَلَّتی تَطلَِّعُ عَلَی الْاَفْـئِدَةِ»، سوره همزه، آیات 6 و 7.

2. در روایت داریم؛ شیطانِ عصیانگر بسته می‌شود ولی شیطان وسوسه‌گر می‌ماند. یعنی وسوسه هست ولی روح انسان از آن متأثر نمی‌شود تا اراده كند تحت تأثیر آن وسوسه آن عمل نماید.

3. مَن لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 75.

4 . مصباح الشریعه، باب روزه.

5. سوره تین، آیه 5.




طبقه بندی: رمضان دریچه ای به عالم معنا (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: رمضان دریچه ای به عالم معنا، آثاراستاد اصغر طاهرزاده، پیامبر اکرم (ص)، معنی بستن شیطان در ماه مبارک رمضان، روحانیت، وسوسه شیطان، درهای بهشت، ارتباط با عالم غیب، بندگی خدا، قلب، ‌فقر، آرامش، ‌قیامت، بهشت و جهنم، غضب، شهوت، حلم، حیا، عفت، برکات ماه مبارک رمضان، مسجد، مکان های مقدس، روزه، شهر بغداد، مولوی، گاو را آری به بغداد ناگهان، مغز، اولیای الهی، شباهت روزه دار به خدا، جزای روزه دار، انس با خدا، طلب حق، قرب به حق، قرب به خدا، تجلی، امیال سرکش انسان، مومنین، ملائکه، طهارت، قصد گناه، قساوت قلب، هبوط، عالم ماده، مصباح الشریعه، من لا یحضر الفقیه،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات