تاریخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 07:08 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

 

رمضان، دریچه ای به عالم معنا

استاد اصغر طاهرزاده

قسمت سوم

روزه، گرسنگی یا بندگی؟

مهم این است كه ما روزه بگیریم، نه این‌كه فقط گرسنگی بكشیم، روزه یك نحوه صعود روحانی برای انسان است از دریچة بندگی خداوند، ولی گرسنگی یك عمل بدنی است مثل ورزش كه یك عمل بدنی است. شما در روزه به یك صعود روحانی نظر دارید منتها از طریق گرسنگی بدن. ولی گاهی ما به‌جای این‌كه در مغرب افطار كنیم، در مغرب روزه خود را خراب می‌كنیم. فرق است بین افطار كردنِ روزه و خراب‌كردن آن. افطار كردن؛ یعنی روزه را شكستن. ولی خراب و باطل‌كردن روزه ، یعنی غذاهایی را كه در روز نخورده‌ای در فرصتی كه داری، جبران كنی، و در واقع آن مقاومت و كنترل روحانی را كه در طی روز در خودت تقویت كردی از دست بدهی.

                                   مشاهده در ادامه مطلب

تقویت تقوی

شاید اسب‌های چموش را دیده باشید كه چقدر سخت است اگر بخواهیم آنها را از جایی به جایی دیگر ببریم. اگر یك لحظه از كنترل آن‌ها غفلت كنید از دستتان در رفته است، باید با یك هوشیاری و كنترلِ دائمی مواظب آن‌ها باشید، اگر یك لحظه غفلت كنید می بینید سرِجای اول برگشته‌اند، و باز باید از اول كار را شروع كنید. بعضی‌ها از اول تا آخر ماه ‌رمضان یك روز هم روزه نمی‌گیرند، چون در جهت اصلاح تدریجی خود نیستند ، سی منزل باید این اسب چموش را ببری تا إن‌شاءالله در منزل سی‌اُم رام بشود. شهوات و نفسانیات نیز همین‌طور است، اگر سی روز كنترل شوند، آهسته‌آهسته رام می‌شوند و زیر فرمان عقل و شریعت قرار می‌گیرند. حالا اگر در موقع افطار هوس‌ها را دوباره رها كنی، مثل آن اسب چموشی است كه آن را در كنترل خود نیاورده‌ای و لذا دوباره سر جای اولش برمی‌گردد. اگر مقاومتی را كه در طول یك روز با روزه‌داری به‌دست آوردی در هنگام افطار رها كنی از آن روزه چیزی عایدت نشده است. پس مواظب باشید مقاومت شخصی‌تان كه عبارت است از «تقوی»، در موقع افطار گسسته نشود، چرا كه روزه، تقویت قدرت پرهیزكاری است. به‌همین جهت در آخر آیه 183 سوره بقره كه مربوط به روزه است، می‌فرماید: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» یعنی شاید بتوانید از طریق روزه متّقی شوید و قدرت پرهیزكاری بیابید.

 

به آیة روزه نظر كنید كه می‌فرماید:

«یا اَیُّهَاالَّذینَ امَنُواكُتِبَ عَلَیْكُمُ‌الصِّیامُ كَماكُتِبَ عَلَی‌الَّذینَ مِنْ قَبْلِكـُم، لَعَلَّكُـمْ تَتَّقُونَ» (1)

یعنی: ای مؤمنان! بر شما روزه را واجب كردیم، همان طور كه بر امت‌‌های گذشته واجب نمودیم شاید پرهیزكار شوید، و در نتیجه آن روحیة مقاومت در مقابل هوس‌ها در شخصیت شما رشد پیدا كند.

 

ملاحظه كرده‌اید؛ گاهی اوقات می‌خواهید كارهای خوب و جدّی انجام دهید ولی نمی‌توانید. چرا؟ چون قدرت پرهیزكاری شما ضعیف است، مدتی كه روزه گرفتید كاری را كه نمی‌‌‌‌‌‌توانستید‌ انجام دهید و هوس‌‌‌هایتان مانع می‌‌‌شد، حالا همان كار را می‌‌‌توانید انجام دهید. بعضی مواقع دیده‌اید كه دلتان مرده است، اصلا معنویت در جانتان خشك شده است، با روزه كه «حیات قلب» است دوباره دل زنده می‌شود. مولوی چه خوب می‌گوید:

 

چشم بندِ آن جهان حلق و دهان      این دهان بر بند تا بینی عیان

تا هوی تازه است، ایمان تازه است          این دهان جز قفل آن دروازه نیست

 

یعنی: تا هوس در صحنه است ایمان تحرك ندارد ولی اگر دهانت را كنترل كردی، دروازة ایمان بر جانت گشوده می‌شود، چرا كه اگر دهان كنترل شد، دریچه‌ها‌ی غیب آهسته‌آهسته بر جان انسان باز می‌شود. برای كسانی كه جایگاه گرسنگی و كنترل دهان را در عمل شناخته‌اند، گرسنگی بسیار خوشمزه است. اگر كسی مزة گرسنگی را چشید از سیری و پرخوری متنفّر می‌شود. بیخود نیست كه در روایات داریم: خداوند از شكم سیر بدش می‌آید. ما كسانی را می‌شناسیم، از روزی كه ریاضتشان را شروع كرده اند تا آخر عمر یك روز سیرنبوده‌اند.

گرسنگی؛ پذیراییِ مقدّس خدا!

در خبر داریم كه در زمان یكی از پیامبران گذشته، سه نفر از مؤمنین در مسافرتی در محلی شب‌گیر شدند، و راه به جایی نبردند، نه محلی برای استراحت و نه قوت و غذایی. بالاخره یكی از آنها گفت،‌ من اینجا یك آشنای دوری دارم می‌روم شاید بتوانم امشب سربار او شوم. دیگری هم فكر كرد و به یادش آمد یك همكاری اینجا دارد‌، گفت می‌روم شاید بشود امشب را مهمان او بشوم. سومی هر چه فكر كرد چیزی به‌یادش نیامد. گفت: ما هم می‌رویم مسجد و مهمان خدا می‌‌شویم. فردا صبح كه آمدند تا سفر را ادامه دهند، آن دو نفر هر كدام از خوبی‌‌‌‌های طعامی كه در شب خوردند و از نوع پذیرایی‌‌ها صحبت كردند ولی سومی گفت: حقیقتش ما مهمان خدا شدیم ولی تا صبح گرسنگی كشیدیم. به پیامبر آن زمان ندا رسید برو و به این مؤمن بگو ، حقیقتاً ما میزبانی تو را پذیرفتیم، و پذیرفتیم كه تو مهمان ما باشی، ولی هر چه گشتیم خورشت و طعامی بهتر از «گرسنگی» نبود كه با آن از تو پذیرایی كنیم.

یعنی گرسنگی یك پذیرایی مقدّس است و برای همین هم طعام رمضان گرسنگی است و نتیجة این گرسنگی «قرآن» است. سفره گرسنگی را پهن می‌كنند تا قرآن را به قلب‌ها برسانند، آن وقت آیا می‌شود گرسنگی را چیزی نگرفت و به سادگی از آن گذشت؟‌ یكی از عرفا به شاگردش می‌گوید‌:

 

«نفسِ خود را از چه می‌ترسانی، می‌ترسی گرسنه بمانی؟ مترس، زیرا كه تو در نزد خدا خوارتر از آنی كه تو را گرسنه دارد، خداوند، محمد (ص) و یارانش را گرسنه داشت».

 

بزرگی می‌گوید: «هرگز نشد سیر شوم و معصیتی مرتكب نشوم و یا قصد معصیت نكنم».

شاید گمان كنیم ما چنین نیستیم كه سیری موجب معصیت برایمان شود، آخر مگر ما قلبمان را می شناسیم؟ آن بزرگانی كه این‌ها را می گویند ، لایه‌لایة تارهای قلبشان را می‌شناسند. می‌فهمند كجا و چطوری هستند، دانه دانه نَفَس‌‌‌هایشان را می‌‌‌توانند تفسیر كنند.

 

بزرگی می‌گوید: «اول بدعتی كه پس از پیامبر (ص) حادث شد، سیری بود.» می‌فرماید: «چون شكم مردمان سیر شد نَفْسِ آنها سركشی كرد و به سوی دنیا متمایل شد.» شما این را بدانید اول چیزی كه با گرسنگی مرتفع می‌شود و شما از دست آن آزاد می‌‌شوید «شهوت» است، هم شهوت فَرْج و هم شهوت سخن. در آن حال، نه میل افراطی به جنس مخالف داریم كه همة فكر و ذكرمان را خرج این مسئله كنیم، و نه مایلیم این قدر پرحرفی كنیم. البته این به شرطی است كه خودتان متوجه حساسیت این مسأله باشید و طالب آن بشوید، تا انجام آن برایتان آسان شود. شهوت در غذا خوردن این طوری است كه گاهی بدنتان نیاز به غذا ندارد و احساس گرسنگی هم نمی‌كنید ولی مایلید غذا بخورید، این دیگر نیاز نیست، بلكه شهوت است. یكی از كارهای مذموم هم همین است كه انسان سیر باشد و غذا بخورد، چرا كه در این حال به جای این‌كه نیاز بدنی‌اش را برآورده باشد شهوت غذا خوردن را تقویت كرده است.

روزه؛ خزینة حكمت

یك وقت هست كه به خودتان القاء می‌كنید چون ما جوانیم میل به جنس مخالف داریم و نیاز طبیعی و ضروری این‌گونه میل‌ها را برای خود حس می‌‌كنید، این یك « وَهْم » است. این وَهم و توهّم و این نیاز اِلقایی و تحمیلیِ خیالی با گرفتن روزه از رونق می‌‌افتد، و جدّی نبودنش برای انسان روشن می‌شود. در همین راستا است كه می‌فرماید: «با گرسنگی، شهوت فَرْج و شهوت سخن رفع می‌شود» هزاران رحمت در همین مطلب آخر نهفته است، چراكه حرف زدنِ افراطی، روح و قلب آدم را نابود می‌كند.

 

حرفِ زیاد، قلب را پریشان می‌كند و مانع آرامش و حضور قلب می‌شود آن وقت روزه باعث سكوت می‌گردد و در نتیجه قلب به تعادل و هوشیاری خود برمی‌گردد . از پیامبر (ص)  روایت داریم كه: « اگر این زیاده روی شما در صحبت و بی قیدی و اغتشاش دل‌های شما نبود، حتماً آن‌چه من می‌‌بینم می‌‌‌دیدید و آن چه می‌‌شنوم می‌‌شنیدید.» ملاحظه كنید پرحرفی چه نعمت بزرگی را از ما می‌‌‌گیرد و چگونه رابطة ما را با عالم غیب و معنی از بین می‌برد. دیگر این‌كه «شهوت»، مناجات را مشوّش می‌كند و باعث می‌شود شخص، مقصد زندگی را گم ‌كند- پناه به خدا از فراموشی مناجات با خدا- باز در روایت داریم كه روزه خواب را كم و بیداری را افزایش می دهد، و معلوم است كه زیادی خواب موجب ضایع‌شدن عمر و سختی دل می‌شود.

 

از بزرگان داریم كه «گرسنگی كلید در خزانه خداست، به كسی نمی‌دهد مگر آن‌كه را دوست دارد.» یعنی تا محبت خدا به بنده‌اش نباشد او را موفق به روزه نمی‌دارد. اهل دلی می‌گفت: « زیركانِ در دین و دنیا، سودمندتر از گرسنگی ندیده‌اند، طالب آخرت را چیزی زیان‌كار تر از خوردن نباشد.» باز از بزرگان داریم: «علم و حكمت را در گرسنگی نهاده‌اند و جهل و معصیت را در سیری.» در حدیث از پیغمبرخدا (ص) هست:

 

« ما مَلاُ آدَمِیٌّ‏ وِعاءً شَرّاً مِنْ بَطْنِهِ، بِحَسَبِ‌بْنِ آدَمَ اَكَلاتٌ یُقِمْنَ صُلْبَهُ، فَاِنْ كانَ لا مَحالَةَ فَثُلْثٌ طَعامٌ وَ ثُلْثٌ شَرابٌ وَ ثُلُثٌ لِنَفَسِه» (2)

 

یعنی برای آدم هیچ ظرفی به اندازة پُربودن شكمش برایش شرّ نیست، به حَسَب آدم بودنش نیاز به لقمه‌هایی دارد كه طاقت ادامة زندگی در او باشد، در این حال، ثلث معده‌اش برای غذا و ثلث آن برای آب و ثلث آن برای نفس كشیدن باشد.

 

پس ملاحظه می‌كنید كه طبق سخن رسول‌خدا (ص)  یك‌سوم معده باید از طعام پر شود و نه بیشتر، پس هركس بیش ازاین اندازه برای طعام جا باز كند از حسنات خود كم كرده است و در واقع ازحسنات خود خورده است. فرموده‌اند: « اولیاء به گرسنگی وخاموشی و بی‌خوابی وتنهایی، اولیاء شده‌اند.» سِرّ همه نیكویی‌ها میان آسمان و زمین، گرسنگی است و سرّ همه بدی‌ها سیری است، هر كه نفس خود را گرسنه دارد وسوسه‌ها از او منقطع می‌شود. فرموده‌اند: «اقبال و توجه خدا به بنده، از گرسنگی و بیماری و بلا می‌باشد.» حكیمی را پرسیدند، نفس را به چه طریق مهار كنیم؟ گفت : به گرسنگی و تشنگی. و نیز فرموده‌اند:

 

«هیچ كس را خدا مصفّا نگرداند مگر به گرسنگی، و طیّ الارض نكردند مگر به گرسنگی، و خدا ایشان را دوست نگرفت مگر به گرسنگی.» ابوطالب‌مكّی می‌فرماید: «مَثَل شكم، مَثَل طبل است، آواز آن به این خوش است كه سبك و تند و تهی باشد، پس چون جوف خالی باشد، تلاوت خوش‌تر و قیام طولانی‌تر و خواب اندك باشد.»

 

از بزرگان داریم كه سه‌كس را خدا دوست دارد: «اندك خُور»، «اندك خواب» و «اندك راحت »را.

روزه، دریچة عبادت

از پیامبر (ص) روایت داریم: «لِكُلِّ شَیْءٍ بَابٌ وَ بَابُ العِبَادَةِ الصَّوم» یعنی هر چیزی را دری است و دریچه عبادت روزه است. پس تا كسی وارد روزه‌داری نشود، به حال و حالت عبادت وارد نشده‌است. چون عالَم عبادت، عالَم خاصی است كه با فكر و مطالعه به‌دست نمی‌آید. این روایت می‌خواهد بفرماید: تو را با شكم سیر به باغ عبادت راه نمی‌دهند. وقتی حالت عبادت در انسان به‌وجود آمد، احساس می‌كند در مركز هستی جای دارد، تمام حرص‌ها و اضطراب‌ها از قلب او زدوده می‌شود، به اصل خود كه بندگی خدا است برمی‌گردد. پس باید متوجه شد روزه وسیلة ورود به عالم عبادت است و به تبعِ روزه است كه سایر عباداتِ ما حالت و روح عبادت به خود می‌گیرد.

 

ملاحظه كرده‌اید اگر در هنگام سحر، زیاد غذا بخورید، درست نتیجه عكس می‌گیرید، خوابتان زیاد می‌شود، ذهنتان آن تیزی را كه حاصل روزه است به‌دست نمی‌آورد و خلاصه از نتایج روزه محروم می‌‌شوید! به ما گفتند روزه بگیرید تا به شما ثابت شود با گرسنگی می‌توانید توانا و محكم شوید، البته شرطش این است كه به خود القاء نكنید كه چون روزه گرفته‌ام ضعیف شده‌ام، بلكه اگر دقت كنید متوجه می‌شوید بیش از گرسنگی، پرخوری علت ضعف و سستی است.

 

پی نوشت ها:

1) سوره بقره، آیه 183

2) بحار، ج 63، ص 330.




طبقه بندی: رمضان دریچه ای به عالم معنا (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: رمضان دریچه ای به عالم معنا، استاد اصغر طاهرزاده، بندگی، ‌گرسنگی، روزه، روحانی، افطار، باطل کردن روزه، تقویت تقوی، اصلاح تدریحی، ماه مبارک رمضان، شهوات، نفسانیات، عقل و شریعت، هوس ها، مقاومت، سوره بقره، پرهیزکاری، یا اَیُّهَاالَّذینَ امَنُواكُتِبَ عَلَیْكُمُ‌الصِّیامُ كَماكُتِبَ عَلَی‌الَّذینَ مِنْ قَبْلِكـُم، لَعَلَّكُـمْ تَتَّقُونَ، مومنان، حیات قلب، ایمان، ریاضت، دهان، مسجد، مهمان خدا، قرآن کریم، حضرت محمد (ص)، سادگی، قلب، عرفا، معصیت، شهوت، میل به جنس مخالف، حکمت، روزه و حکمت، شهوت جنسی، حضور قلب، آرامش، مناجات با خدا، سکوت، حکمت و گرسنگی، معده، آسمان و زمین، خاموشی، گرسنگی و تشنگی، بحارالانوار،
دنبالک ها: سایت استاد اصغر طاهرزاده،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات