تاریخ : یکشنبه 6 مرداد 1392 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

رمضان، دریچه ای به عالم معنا

استاد اصغر طاهرزاده

قسمت چهارم

 

آزادی از وَهم

قدیمی‌ها قصه‌ای عبرت‌آموز دارند، می‌گویند:

بین یك مار و یك زنبور مكالمه‌ای صورت گرفت، زنبور ادعا كرد زهرِ من كشنده‌تر از زهرِ تو است ولی چون هیكلم كوچك‌تر است آدم‌ها باورشان نمی‌آید كه زهر من می‌میراند و چون مُردن را به خودشان القاء نمی‌كنند، زهر من تأثیر واقعی‌اش را نمی‌‌كند و این ترس مردم از هیكل توست كه مردم را می‌كشد و نه زهر تو. بالاخره بنا شد برای اثبات ادعای زنبور برنامه‌ای ترتیب دهند. قرار بر این شد هر دو بروند در كلونِ -قفل قدیمی- درِ باغی كمین كنند تا وقتی‌كه باغبان آمد و انگشت خود را داخل كلون كرد كه در را باز كند، روز اول مار انگشت باغبان را نیش بزند و زنبور بیرون بپرد و روز دوم كار را برعكس كنند، همین كار را كردند. در روز اول، باغبان یك مرتبه احساس كرد چیزی دستش را گزید، دستش را بیرون آورد و دید زنبوری پر زد و رفت، یك كمی مقاومت كرده ودستش را مكید و رفت دنبال كارش، پیش خود گفت زنبور بود و چیزی نبود. روز بعد، زنبور نیش زد و مار خودش را از سوراخ نشان داد، باغبان فریاد زد وای! مار دستم را گزید، و بیهوش شد. البته این یك قصه است ولی نكته روانی دقیقی در آن نهفته است.

                           مشاهده در ادامه مطلب

با بیان این داستان می خواهیم عرض كنیم بعضی‌ها از ترس گرسنگی می‌‌میرند، نه این‌كه گرسنگی آزارشان دهد، بلكه سیری آزارشان می‌‌‌دهد، ولی متوجه نیستند. ماه رمضان فرصت خوبی است تا اگر انسان خودش خودش را با القائات ذهنی از پا در نیاورد، به انسان ثابت شود چقدر با گرسنگی می‌توان روح را متعالی كرد. بیایید خوتان را به حداقل غذا عادت دهید، حتی شما جوانان، عصرهای ماه رمضان ورزش كنید، كوه‌نوردی كنید، تا به شما ثابت شود در اوج گرسنگی بسیار قدرتمندید. به قول مولوی:

 

 قدرت جبریل از مطبخ نبود            بود از الطاف خلاّقِ وَدود

همچنین هم قدرت ابدال حق        هم ز حق دان، نی ز اطعام و طَبَق

 

یعنی پدیده هر چه مجرّدتر باشد قدرتش بیشتر است، و نفس انسان موجودی است مجرد و متعالی، و لذا قدرتی بی‌كران دارد ولی چون اسیر بدن است برای ما آن قدرت ظهور ندارد. نمونه این قدرت بی‌كران را شما در حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌بینید، همة مردم هم‌عصر آن حضرت متعجب بودند كه ایشان با این غذای كم این‌همه نیرو را از كجا دارد؟ متوجه نبودند كه روح انسان از مقام «روح» كه نزدیك‌ترین مخلوق به خدا است تنزّل كرده تا به مرحلة «مِن روحی» رسیده ولی از اصل خود كه حقیقتی است فوق ملائكه منقطع نشده، و روزه می‌تواند همین را به شما ثابت كند كه می‌توانید به غیبِ قدرتمند خود وصل شوید.

روزه؛ عامل نجات از وَهم

اصل روزه یعنی منصرف‌شدن از دنیا، و متصل شدن به غیب، الاّ این كه شیطان نگذارد. شیطان ما را تحریك می‌كند تا از اصل مسئله محروم شویم، در كجا؟ در «وَهْم». «وَهْم» چیست؟ دروغِ راست‌نما! دیده‌اید بعضی آدم‌ها از مرده می‌ترسند. حالا چرا می‌ترسند؟ می‌گویند چون مرده است! وقتی زنده بود از او نمی‌ترسیدند، حالا كه مرده است آیا خطرناك‌تر شده یا ازنظر بدنی هیچ شده است؟ قبلاً كه زنده بود یك آدم بود، دست و پا داشت، می‌‌توانست با ما دعوا كند، حالا كه مرده است، هیچ‌كاری نمی‌تواند بكند پس چرا از او می ترسی؟ چون هیچی است. از چی می‌ترسی؟ از هیچی! ملاحظه می كنید كه ما در خیال خود یك بُعــدی داریـم كـــه «هیچی» را برای ما «چیز» می‌كند و ما را از آن فراری می‌دهد و از واقعیت دور می‌‌‌كند. حالا اگر بگویند آیا حاضری با این مرده نصف شب توی غسالخانه تا صبح بمانی؟ می‌گوید نه! چرا؟ چون مرده است. می‌پرسی؛ آیا مرده است یا زنده؟ می‌گوید مرده است، می‌گوییم آیا حاضری تنهایی بدون این مرده در این غسالخانه تا صبح بخوابی؟ می‌گوید: باز هم می‌ترسم اما بهتر از قبل است، حالا اگر بگویید حاضری با یك نفر آدم زنده، دونفری باهم در غسالخانه تا صبح بمانید؟ می‌گوید این بد نیست. باز تكرار می‌كنیم، حاضری با یك مرده بخوابی؟ می‌گوید نه! این خطرناك است، می‌گوییم حاضری با این مرده بخوابی و نصف شب هم مرده زنده شود و تا صبح با هم صحبت كنید؟ می‌گوید نه، به هیچ‌وجه، وگرنه‌ من ‌می‌میرم.

 

ملاحظه كنید این چه بُعدی از انسان است كه دارد سر انسان كلاه می‌‌‌گذارد؟ آن وَهْم است. شما یك «عقل» دارید و یك «وهم». «عقل»، واقع‌بین است، ولی «وَهْم»، واقع‌بین نیست و هیچی را چیز می‌گیرد. شیطان همیشه روی «وَهْم» شما كار می‌كند، «هیچی» را «چیز» می‌كند، «چیز» را «هیچی» می كند.‌ می‌‌‌گوید: اگر با یك آدم زنده دونفری در غسالخانه تا نصف‌شب بنشینیم صحبت كنیم قابل تحمل است، ولی اگر نصف‌شب مُرده كنار من در غسالخانه زنده شود، من می‌میرم، در حالی‌كه اگر مرده زنده شود، تازه می‌شود مثل حالت اول كه برایت قابل تحمل بود كه با یك آدم دیگر در غسالخانه بنشینی و صحبت كنی. ولی «وَهْم» گوشش به این حرف‌های منطقی بدهكار نیست. «وَهْم» اگر در روح ما میدان گرفت كار ما را عملاً به‌جایی می‌رساند كه خواهیم گفت: از خدا كاری نمی‌آید، اما از حقوق آخر ماه كار می‌آید. می‌گوید: اگر حقوقم را ندهند بدبخت می‌شوم. یعنی‌چه بدون حقوق بدبخت می‌شوی؟ یعنی آدم «هیچی» را «چیز» می‌گیرد، «چیز» را «هیچی» می‌گیرد. می‌خواهند روزه بگیرید تا شما این بُعد دروغ ساز را، خلع قدرت كنید، و شیطان نتواند دیگر از طریق «وَهْم» شما را به بیراهه بكشاند. در روایت از رسول‌خدا (ص)  داریم:

 

«اِنَّ الشَّیْطانَ لَیَجْرِی مِنْ بَنِی‌آدَمَ مَجْرَی الدَّمِ فَضَیِّقُوا مَجارِیَهُ باِلْـجُوعِ.» (1)

 

یعنی شیطان مثل خونِ در بدن شما، در روح شما جاری می‌‌شود، از طریق گرسنگی جای او را تنگ كنید. همچنان‌كه حضرت می‌فرمایند: « اَلصَّومُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ » (2)

یعنی روزه موجب سیاه ‌رویی شیطان است و دیگر نمی‌تواند انسان را تحت تأثیر قرار دهد.

 

روزه می‌خواهد به تو بگوید كه «وَهم» را بكُش، این بهترین نتیجة روزه است. آدم می‌گوید اگر غذا نخورم می‌میرم. آقا! این گوی و این میدان، آرام‌آرام شروع كن، شاید ابتدا، باورت نیاید، وسط ماه‌رمضان به خودت ثابت كن كه این‌طور نیست كه غذا و شكمِ پر، موجب سلامت و قدرت ما باشد.

 

در شرح حال پیغمبر (ص)  داریم كه: آن‌قدر گرسنگی می‌كشیدند كه روی شكمشان سنگ می‌گذاشتند و شال روی آن می‌بستند كه به معده‌‌‌شان فشار نیاید. چون اگر معده خالی باشد گرسنگی به معده مقداری فشار می‌آورد، اگر جدار معده به همدیگر نزدیك بشود، و به‌هم بچسبد فشار گرسنگی كم می‌شود. آن ‌وقت حضرت امیرالمؤمنین (ع)  می‌فرمایند: وقتی عرصة جنگ سخت‌ می‌شد به پیامبر (ص)  پناه می‌بردیم. یعنی این هم قدرت آن پیامبری كه خود را بیشتر وقت‌ها گرسنه نگه می‌داشت. در همین نهج‌البلاغه هست كه پیامبر (ص)  وقتی در جنگ می‌‌‌خروشیدند، هیچ‌كس جرأت نمی‌كرد در چشم‌های حضرت نگاه كند، از شدت عظمت و خشونت و ابّهت. حتماً شنیده‌اید؛ در جنگ حُنین، تك و تنها ایستادند در حالی‌كه همه فرار كردند. باز داریم كه امام‌حسن (ع)  و امام‌حسین (ع)  با آن عظمت، وقتی بچه بودند دلشان برای پدرشان یعنی حضرت امیرالمؤمنین (ع)  سوخت، نكند پدرشان مریض بشود كه این‌قدر كم غذا می‌خورد، درِ كیسة آرد پدرشان را باز كردند و مقداری روغن را با آردها قاطی كردند كه آردها روغنی بشود تا بعداً كه نان برای پدرشان می‌پزند یك كمی هم حضرت روغن خورده باشند، حضرت اعتراض كردند كه این چه كاری بود كردید؟

حداقلِ غذا، حداكثرِ قدرت

با روزه و با مطالعه زندگی و سیره معصومین باید به شما ثابت شود كه با حداقلِ غذا حداكثرِ قدرت را می‌توانید داشته باشید، به شرطی كه داستان آن باغبان و قضیة زنبور و مار فراموش نشود، نگویی نه این حرف‌ها بی‌خودی است، من اگر خیلی غذا نخورم می‌میرم، آن‌وقت مطمئن باش واقعاً می‌میری. شما از روزه و انصراف از غذا، حقایق غیبی طلب كنید تا همان حقایق نصیب شما شود، اصلاً روزه برای همین است. شما موجودی غیر مادی هستید، موجود غیر مادی اگر به ماده نظر داشته باشد به این جهت است كه فعلاً منزلش ماده است، من و شما یك موجود غیر مادی هستیم. منزل اصلی‌ موجود غیر مادی كجاست؟ مسلّماً منزل اصلی انسان غیب است، شما نظرتان را از این ماده كم كنید خودتان را در عالم غیب می‌بینید. شما همه جایی هستید، اما فعلاً نظرتان كجـاست؟ به ماده بدن. حالا اگر بخواهید خودتان را در عالم غیب حس كنید باید نظرتان را از ماده كم كنید، شما جنستان از جنس غیب است و لذا خودتان را در عالَم غیب حسّ می‌كنید. مولوی همین را در اول مثنوی می‌گوید كه:

بشنو از نی، چون حکایت می کند       از جدایی ها شکایت می کند

یعنی همة حرف انسان‌ها وقتی در عمق آن بروی، ناله‌ای است از این‌كه از آن مقام مجرد غیبی جدا شده‌اند. حالا روزه كمك می‌كند كه لااقل به آن عالَم سری بزنیم.

می‌فرماید: «روزه؛ صفای دل و افروختگی خاطر و تیزی بصیرت می‌‌آورد» بصیرت آدم تیز می‌شود، چون حجاب ارتباط با حقایق غیبی‌اش ضعیف می‌شود. آیا آدم‌های پرخور را دیده‌اید كه هم عمرشان كوتاه و هم اندیشه‌شان ضعیف است؟ این یك قاعده است، یك مسئله علمی است، آدم‌های پرخور هم خیلی زود می‌میرند، هم آن فرصت رسیدن به تعالی را از دست می‌دهند و هم كم عقلند. نكتة خوبی از بزرگان داریم، می‌گویند: « سیری، كُندی ذهن و كوری دل می‌آورد و گرسنگی، نفسانیت و هوس را خوار می‌كند و دل را با عالَم سماوی ربط می‌دهد.»

 

فرمایش پیامبر (ص)  هست كه می‌فرمایند‌:

«حَیُّوا قُلُوبَكُم بِقِلَّةِ الضِّحْكِ وَ طَهِّرواها بِالجُوعِ، تَصْفُو وَ تَرِقْ»

قلب‌هایتان را زنده نگه دارید به كمی خنده و پاك نگه دارید با گرسنگی، تا صاف و رقیق شود.

 

اشك شب قدر، از گرسنگی طولانی ماه رمضان به‌دست می‌آید، دل باید رقیق باشد، دلی كه رقیق باشد اشك هم می‌‌‌ریزد، دلی كه اشك ریخت یعنی درِ غیب را دارند برایش باز می‌كنند، اگر درِ غیب برایتان باز شد اصلاً حرص دنیا را نمی‌خورید، ادراكتان عوض می‌شود و نوع تجزیه و تحلیلتان از حوادث تغییر می‌كند. امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» یك‌طور انقلاب را می‌‌‌دیـدند، رادیوی بی‌بی‌سی هم یك‌طور می‌بیند. پیغمبر و امام‌زمان«صلواة‌الله‌علیهما» یك‌جور دنیا را می‌‌‌بینند و مردم معمولی هم یك‌طور. ان‌شاء‌الله خدا با روزه، یك قلب مورد پسند امام‌زمانg به شما می‌دهد.

 

گفته‌اند: «گرسنگی چون رعد است و قناعت چون ابر و حكمت چون باران.» رعد و برق باران می‌دهد، حكمت یعنی؛ دقیق اندیشی. می‌گوید: اگر گرسنگی بكشید و قناعت پیشه كنید حكیم می‌شوید.

 

از پیامبر (ص)  روایت شده است كه: «مَنْ اَجاعَ بَطْنَهُ عَظُمَت فِكْرَتُه‏ُ وَ فَطَنَ قَلْبُهُ» یعنی: هر كس شكمش را گرسنه نگه دارد فكرش بلند و قلبش بیدار و تیزبین می‌گردد.

 

نه این كه در افطار آن چه را نخورده است تماماً جبران كند كه در این حال مزة دینداری را نمی‌چشد، آن‌وقت می‌گویید چی شد آمدیم توی این دنیا؟ خدا می‌گوید آمدی توی این دنیا كه نورانی و دیندار بشوی، وقتی كه آدم منطبق بر دستور شریعت عمل نكند مزة دینداری را نمی‌چشد و وقتی مزة دینداری را نچشید فلسفة زندگی دنیایی را نخواهد فهمید. پیامبر (ص)  فرمودند: «اگر كسی شكمش را گرسنه نگه دارد، فكرش بزرگ می‌شود و قلبش زیرك می‌شود» لذا معنی زندگی را می‌فهمد، گفت:

هر که غافل گشت از کشت بهار            او چه داند قیمت این روزگار

 

كسی قیمت و ارزش زندگی را در این دنیا خواهد فهمید كه فرصت‌های به كمال‌رساندن خود را از دست ندهد.

 

باز روایت داریم: «هر كس سیر بخوابــد، قَسِیُّ‌الْقَلب است». واقعاً عرض می‌كنم سحر ماه رمضان خیلی غذای سنگین نخورید، كار زشتی است، نترسید ضعیف و مریض نمی‌‌شوید. این شیطان است كه شما را می‌‌‌ترساند ‌. در اول بحث عرض كردیم؛ روایت داریم: شكمِ پُر چراگاه شیطان است. بیایید غذای سبك بخورید و بعد از غذا نخوابید. با سبك غذاخوردن، خواب بر شما مسلّط نمی‌شود كه مجبور شوید بخوابید. یك كمی قدم بزنید، ذهنتان تیز می‌شود، دعا بخوانید، درس بخوانید. به شما عرض می‌كنم من مطمئنم اگر مقداری از درس‌های دینی‌تان، مثل معارف‌اسلامی را در ماه‌رمضان مطالعه بكنید حتماً ثواب قرآن خواندن را هم می‌برید‌، البته جمع آنها بهتر است .

 

مفاتیح را نگاه كنید در اعمال شب بیست و یك و بیست و سوم داریم كه: «مَنْ اَحْیَا هاتَیْنِ الَّیْلَتَیْنِ بِمُذاكِرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ» یعنی اگر این دو شب را با مذاكره علمی احیا كنید و بیدار بمانید، افضل است، چون در چنین شب‌هایی اندیشه و تدبّر در معارف الهی، زمینة ریزش حقایق معنوی را به قلب زیاد می‌كند، و قلب زمینة پذیرش انوار ملائكه و روح را پیدا خواهد كرد. البته این نكته به آن معنی نیست كه از دعاهای این دو شب كه راه ارتباط قلب با عالم غیب است، غافل شوید. منظور آن است كه جایی برای تقویت معارف هم باز كنید.

 

علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» در جلد آخر المیزان می‌فرماید: «تَمَّ الكتاب...فی لیلة القدر المباركة‌ الثلاثه والعشرین من لیالی شهر رمضان». یعنی؛ علامه«رحمة‌الله‌علیه» در شب قدر تفسیرشان را می‌نوشتند كه در آن شب تمام كرده‌اند. شما در این ماه رمضان یكی از چیزهایی كه إن‌شاءالله برایتان منشأ بركت می‌شود این است كه كتاب‌های معارف اسلامی را عمیق بخوانید، قرآن هم بخوانید ولی بدانید شما چون در موضع طلب علم هستید، خودِ درس خواندن هم برایتان عبادت است، البته اگر برای خدا باشد.

 

در یكی از سال‌های جنگ تحمیلی در ماه رجب همراه برادران سپاه پاسداران، خدمت استاد آیت‌الله‌ حسن ‌حسن‌زادة‌آملی«حفظه‌الله‌تعالی» رسیدیم، از ایشان سؤال شد كه: حاج آقا! كدام‌یك از اعمال ماه رجب را افضل می‌دانید كه اگر خدا توفیق بدهد انجام دهیم؟ ایشان گفتند : « سریعاً اعمال واجبتان را انجام دهید و بروید كارهای جنگ را بكنید، این كار از همة كارها برای شما واجب‌تر است.» لذا یكی از كارهایی كه در این ماه برای شما مفید است، خوبِ خوب خوب كار فكری كردن در معارف دینی است تا بتوانید در جنگ فرهنگی با دشمنان اسلام هم خودتان را تقویت كرده باشید، و هم به بقیه كمك كنید كه ضربه نخورند.

 

حتماً قرآن بخوانید ولی سعی كنید قرآن را بفهمید، در روایت داریم: «اَلا! لاخَیْرَ فِی قَراءَةٍ لَیْسَ فِیها تَدَبُّر» (3) یعنی هیچ خیری در خواندنی كه در آن تدبّر نباشد، نیست. به جای این كه یك سوره را بخوانید و نفهمید، یك آیه را بخوانید و بفهمید. این‌كه گفته‌اند، اگر قرآن بخوانید این‌قدر ثواب دارد، یادتان باشد مخاطبان امام (ع) در این روایت، مردم عرب زبان بودند كه دیگر مشكل فهم قرآن را نداشتند، در حالی كه ما فارسی زبانیم و مشكل فهمیدن قرآن داریم. پس ما باید دو كار بكنیم، هم یك سوره را بخوانیم و هم آن را بفهمیم. این‌كه خوب وقت صرف كنیم تا كمی از قرآن را بفهمیم چه اشكالی دارد؟ از اول ماه‌رمضان تا آخر ماه‌رمضان یك سوره را خوب بفهمید و بخوانید، این ثوابش حتمی است، اما در این‌كه یك دور قرآن را ختم كنید در حالی كه می‌توانید بفهمید ولی نفهمید باید احتیاط كرد. باید به مردم معمولی بگوییم حتی ظاهر قرآن را بخوانید، یادتان باشد بالاخره خواندن قرآن ثواب دارد، نگاه‌كردن روی خط قرآن هم ثواب دارد. منتها بی‌سواد باید روی خط قرآن نگاه كند‌، اما شما چی؟ شما در موضع تحصیل‌كرده و طلبه‌اید. شما باید وظیفة دیگری را بر خودتان حمل كنید، شما باید قرآن را بفهمید، شما می‌توانید بفهمید، پس باید بفهمید، ولی به‌هرحال خواندن قرآن به‌هر صورتش ثواب دارد و اجر می‌‌برید.

 

نكتة دیگری كه لازم می‌بینم متذكر شوم، این‌كه در اثر روزه آنچنان درخواست‌های انسان متعالی می‌شود كه خواست خود را با خواست انسان‌های متعالی یعنی با امامان تا حدّی، یكی می یابید. این دعاها، راز و نیاز امامان است با خدای خودشان، ما هم در خود احساس می‌كنیم كه دلمان می‌خواهد این دعاها را بخوانیم، چون می‌بینیم بهتر از این نمی‌شود با خدا سخن گفت. دعاهای این ماه با تزكیه و استمرار، زبان حال و فریاد جان شما می‌‌شود، و به مقام اتصال به حق می‌رسید «إن‌‌‌شاء‌‌‌الله» و اسماء و صفات حق نُقل و نبات قلب شما می‌‌‌گردد.

گفت:

در لقمه چو بستی، ز هر حیله برستی  وگر حرص بنالد بگیریم کری ها

 

خیلی خوب گفته است، حرص می‌‌‌گوید آخر گرسنه‌‌‌ام، ما نمی‌‌شنویم و محلش نمی‌‌‌گذاریم، «وگر حرص بنالد، بگیریم كَری‌ها». دیده‌اید وقتی با كسی حرف می‌‌‌زنید، هرچه فرزندتان می‌گوید بابا، بابا، و مزاحم حرف‌زدن شما می‌شود محلش نمی گذارید؟ حالا می‌خواهید در ماه‌رمضان با چه كسی حرف بزنید؟ با خدا، هر چقدر حرص می‌گوید: آی! من هم هستم، می‌گوییم نیستی، «وگر حرص بنالد بگیریم كَری‌ها». در رابطه با خدا و از طریق روزه این‌‌گونه باید بشویم. خدایا به حق امام‌زمان ما را از روزه داران قرار بده.

 

پی نوشت ها:

1) مهجة‌البیضاء، ج 2، كتاب اسرارالصّیام، ص 125(اكثر روایات موجود در بحث، از كتاب اسرارالصیام مهجة‌البیضاء و احیاء‌العلوم باب‌های آداب اَكل و صوم و جوع آورده شده است.)

2) كافی، ج 1، ص 63.

3) كافی، ج 1، ص 36.




طبقه بندی: رمضان دریچه ای به عالم معنا (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: رمضان دریچه ای به عالم معنا، استاد اصغر طاهرزاده، ماه مبارک رمضان، روح، جبرئیل، نفس انسان، ظهور، حضرت امیرالمومنین (ع)، روزه، ملائکه، داستان، شیطان، عقل، رسول خدا (ص)، صوم، امام حسین (ع)، امام حسن (ع)، نهج البلاغه، معده، مثنوی، عالم غیب، نفسانیات، خنده، اشک، افطار، فلسفه زندگی دنیا، معارف اسلامی، قرآن کریم، حقایق معنوی، علامه طباطبایی، شریعت، جنگ فرهنگی، دشمنان اسلام، ماه رجب، آیت الله حسن زاده آملی، قناعت، امام زمان (عج)، حرص، اصول کافی، اسرار الصیام، مهجه البیضاء، گرسنگی، قصه، زنبور، مار، وهم، غسالخانه،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات