تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 12:05 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

رمضان، دریچه ای به عالم معنا

استاد اصغر طاهرزاده

قسمت پنجم

جایگاه دعای سحر

سعی كنید اعمال این ماه را خوب انجام دهید، مثلاً در دعای سحری كه از حضرت‌امام‌باقر (ع)  نقل شده؛ شما در این دعا چه می‌خوانید ؟ فقط خدا را. دیده‌اید؛ آدم كسی را كه خیلی دوستش دارد، دلش می‌خواهد همین‌طور با او حرف بزند، ‌چرا؟ چون حرف زدن با او برایش مطلوب است، چرا؟ چون دوستش دارد، می‌خواهد با او حرف بزند، صِرف اُنس با او برایش هدف است. خداوند یك كلمه در كوه طور از موسی (ع) پرسید، این چیست در دستت؟ گفت: عصایم است « هِیَ عَصَای»، حضرت‌موسی (ع) دید دلش می‌‌‌خواهد باز هم گفتگو را ادامه دهد گفت: «اَتَوَكَّوُا عَلَیْها» به آن تكیه می‌دهم، دید باز هم دلش می‌خواهد حرف بزند گفت: «اَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی» با آن برگ‌ها را برای گوسفندانم می‌‌‌ریزم، همچنان دلش می‌خواست چیزی بگوید دید دیگر چیزی ندارد ولی تمایل حرف زدن دارد گفت: «وَلِیَ فیها مَآرِبُ اُخْری» و با آن كارهای دیگر هم می‌‌كنم، چون از همین مصاحبت با حق لذت می‌‌‌برد. در دعای سحر شما از خدا چه می‌‌‌خواهید؟ در این دعا، اصلاً چیزی جز ذكر اسماءِ او نمی گویید، مصاحبت او را می‌خواهید.

                مشاهده در ادامه مطلب

خلاف طریقت بود اولیا          تمنا کنند از خدا جز خدا

 

می‌گویی: «اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِاَبْهاهُ» خدایا من از تو می خواهم به حق آن گران‌قیمت‌ترین وجود و بهائت «بِاَبْهَاه» وآن هم از خوب خوبهایش و «وَ كُلُّ بَهائِكَ بَهی» و اصلاً همة خوبی‌ها و الطاف قیمتی تو، قیمتی‌‌‌ترین است.

 

«اللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ مِن جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمَالِكَ جَمیلٌ». یعنی؛ خدایا از تو می‌خواهم و از جمالت هم می‌خواهم، آن هم از شدیدترین وجه جمالت، در حالی‌كه همة جمالت، شدیدترین است و تو وَجه جمال ضعیف نداری.

 

ملاحظه می‌‌كنید همچنان صفات و اسامی و كمالات خداوند را می‌‌‌شماری، می‌‌‌گویی:

 

«الّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ بِاَعَزِّها، وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزیزَةٌ» خدایا از تو به حقیقت عزّتت و به آن عزیزترین اسمائت می‌خواهم، و بعد می‌گویی البته همة اسماء تو عزیز و برتر است. یعنی چه؟ ملاحظه می‌‌كنی كه همین مصاحبت مطلوب تو است. تا آخر دعا، اسماء او را می‌‌شماری و از این تكرار اسماءِ حضرت حق به شعف می‌آیی و قلبت را محل یاد او قرار می‌‌‌دهی.

 

به جایی می‌رسی كه در سحرهای ماه‌رمضان زبان حالت، این می‌شود كه:

 

من هر چه خوانده ام همه از یاد برده ام     

غیر از حدیث دوست که تکرار می کنم

 

یعنی با تكرار اسماء او، جان را متوجه او می‌كنی، و آهسته‌آهسته خود را به او نزدیك می‌بینی، اول باید نام او را همچنان بر زبان داشت تا آهسته‌آهسته قلب هم با زبان همراهی كند. داریم كه:

 

دید مجنون را یکی صحرا نورد       

در میان بادیه بنشسته فرد

صفحه ای از ریگ و انگشتش قلم     

با صلای دل همی می زد رقم

گفت کای مجنون شیدا چیست این        

می نویسی نامه، بهر کیست این؟

گفت مشق نام لیلی می کنم       

خاطر خود را تسلی می دهم

چون میسر نیست بر من کام او     

عشق بازی می کنم با نام او

 

آری! «چون میسّر نیست بر من كام او» كه بتوانم در مقام فناء و اتحاد با او باشم، با به‌زبان آوردن اسماء مبارك او، قلب خود را به او نزدیك می‌نمایم.

 

این اولِ كار است كه باید اسماء او را در سحرهای ماه رمضان صدا كنی ولی می‌رسی به جایی كه از عمق جان خواهی گفت:

 

هر چیز که دیدم همه بگذاشتنی بود      

جز یاد تو ای دوست که آن داشتنی بود

 

باز می‌آیی جلو و جلو تا جایی كه خواهی گفت:

 

با صد هزار جلوه برون آمدی که من       

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

 

دیگر جز او را در سراسر هستی نخواهی یافت، در همة این اسماء یك چیز را می‌یابی و یك مطلوب را جستجو می‌كنی، تا جایی كه این دعاها را مثل یك نسیم می‌شناسی كه پرده از رخ محبوب برمی‌‌‌‌دارد تا تو بتوانی با معبود خود بیشتر ارتباط پیدا كنی، گفت:

 

گر باد نبودی که سر زلف تو برداشت

آن عارض زیبای تو ما را که نبودی؟

 

و روزه، همان نسیم است كه موجب می‌شود قلب متوجه حق بشود و طالب اُنس با او شود.

به‌هر صورت نقش دعا و استمرار دعا را در این ماه فراموش نكنید. فرصت فوق‌العاده‌ای است كه بتوانیم هرچه بیشتر به خدا نزدیك و نسبت به آن مقام اعلی آشنا شویم. خدا می‌داند شاید هدیه‌ای بزرگ‌تر از دعای ابوحمزة‌ثمالی كه مؤمنین در سحر ماه ‌رمضان می‌خوانند برای روزه‌دار نباشد، فوق‌العاده عالی است، اوج ارتباط انسان را با خدا به انسان مرحمت می‌كند. -اگر نتوانستید هر نیمه‌شب همة آن را بخوانید، لااقل چندصفحة آن‌را بخوانید و شب بعد، صفحات بعد را بخوانید.- و بدانیدكه؛ روزه انسان را تا ملاقات با خدا و رؤیت حق جلو می‌برد. (1)

 

هنوز مایلم در مورد روزه و نتایج روحانی آن كمی تأكید كنم تا إن‌شاءالله نفسِ ما، در نزدیكی به حقیقت روزه، هرچه بیشتر موفق شود و از اهداف روزه غافل نشود.

 

امام‌صادق (ع) در كتاب «مصباح‌الشریعه» در باب روزه می‌‌‌‌‌‌فرمایند‌: شما باید متوجه باشید بیمارِ گناهانتان هستید و مثل یك بیمار كه میل خوردن و نوشیدن از او سلب می‌‌‌‌شود و همچنان منتظر است تا سلامتی‌‌‌اش به او برگردد، شما هم باید قلبتان را متوجه بیماریتان به جهت گناهان و غفلت‌‌‌هایتان بكنید ، و نخورید و نیاشامید و همچنان منتظر بمانید تا از مرض گناهان شفا یابید .

 

«... وَ اَنْزِلْ نَفْسَكَ مَنْزِلَةَ الْمَرْضی، لا تَشْتَهِی طَعاماً وَلا شَراباً، مُتَـوَقِّـعاً فی كُلِّ لَحْظَةٍ شِفَاءَ كَ مِنْ مَرَضِ الذُّنُوبِ»

 

یعنی در حین روزه‌داری چنین حالتی به خود بگیرید. روزه، روحیة مقاومت و خویشتن‌داری را در انسان تقویت می‌‌‌كند و به‌اصطلاح، انسان زورش به خودش می‌رسد.

 

رسول‌خدا) ص) می‌فرمایند:

«الصَّبْرُ نِصْفُ الاِیْمانِ وَ الصَّوْمُ نِصْـفُ الصَّبْرِ» (2) یعنی همان‌طور كه پایداری در اعمال دینی، خود نشانه‌ای از حضور ایمان در قلب است و چنین قلبی به نصف از ایمان دست یافته است و باید ایمان خود را با معارف بیشتر و اخلاق حسنه كامل كند، كسی هم كه وارد روزه‌داری شود به نصف صبر دست یافته است و منوّر به مقداری از ایمان گشته و قلبش در اعمال دینی‌اش به صحنه آمده است. چرا كه ممكن است ما تسلیم دستورات و اخبار دین شده باشیم، ولی قلبمان وارد ادراك و احساس حقایق دین نشده باشد. برای این‌كه قلب وارد چنین میدانی شود، از ابتدا باید بنا را بر این بگذاریم كه در دینداری باید پایداری نمود و از این طریق نصف راه را طی كرده‌ایم. حال اگر وارد روزه‌داری شدیم، نصف از این میدان صبر را طی خواهیم كرد و خیلی سریع قلبمان وارد ادراك و احساس حقایق دین می‌شود.

 

در روایت از رسول‌خدا) ص)  داریم: خداوند مباهات و افتخار می‌‌كند در نزد ملائكه به جهت جوان اهل عبادت، و می فرماید: « ای جوان كه به جهت رضایت من شهوتت را ترك كردی و جوانیت را خرج بندگی من كردی، منزلت تو نزد من همانند مقام بعضی از ملائكه من است. » یعنی این جوان روحیة ملائكه را پیدا كرده است.

 

«اِنَّ ‌اللهَ ‌تَعالی یُباهِی مَلائِكَتَهُ بِالشَّابِ العابِدِ، فَیَقُولُ اَیُّهَا‌ الشَّابُ التّارِكُ شَهْوَتَهُ لِاَجْلِی‌ الْمُبْذِلُ شَبَابَهُ ‌لی، اَنْتَ عِنْدی كَبَعْضِ مَلائِكَتی» (3)

 

و این مقام كمی نیست كه انسان از طریق عبادت و ترك شهوات و میل‌ها، وارد عالم ملائكه شود، عالَمی فوق جسم و جسمانیات و زمین و زمان، چنین جوانی آینده و گذشته برایش چون زمان حال روشن می‌گردد و دیگر نگران آیندة خود نیست.

 

شما زكات مال را می‌دهید تا مال پاك شود و بتوانید در آن تصرف كنید و برای شما بركت داشته باشد. روزه، عیناً چنین كاری را با بدن شما می‌كند، كه بدن شما با روزه‌داری در خدمت شما قرار می‌گیرد و شما اسیر شهوات آن نخواهید شد و به‌همین جهت هم در روایت از پیامبر) ص)  داریم: «وَ لِكُلِّ شَیءٍ زَكاةٌ وَ زَكاةُ الاَبْدانِ الصِّیام» (4) حالا چنین بدنی در اختیار ما است، نه این‌كه ما در اختیار آن باشیم.

 

پس به‌همین جهت است كه گفته شده: « زیركان در دین و دنیا سودمندتر از گرسنگی ندیده‌اند» و داریم كه: « در قیامت عملی دیده نشود فاضل‌‌‌تر از ترك غذای اضافی.» چنانچه سیرة پیامبر و ائمه) ع) را ملاحظه كنید متوجه می‌شوید كه آن عزیزان، زمینة نخوردن‌ها را برای خودشان بیشتر فراهم می‌كردند و نه زمینة خوردن‌ها را.

 

عرض شد كه از پیامبرخدا) ص)  داریم كه هیچ ظرف پُری برای آدم مثل شكم پر، مضر و پر شرّ نیست. «مَا مَلَأُ آدَمیُّ وِعَاءً شَرّاً مِنْ بَطْنِه» (5) چون شكم پر، روح را از جهت صلاح به‌‌جهت فساد سوق می‌دهد و انسان دیگر مصالح خود را گم می‌كند.

اصلاً وقتی نور ایمان بر جان تابید و انسان از ایمان حرارت گرفت دیگر دوست ندارد از پر خوری لذت بگیرد، روح مؤمن زیر بار نمی‌رود كه چون غافلان، سفرة دل را در اختیار هوس بگذارد تا هرقدر خواست در آن بریزد.

 

در روایت از رسول‌خدا) ص)  داریم كه یكی از نشانه‌های مؤمن و منافق همین است كه منافق جرأتِ بسیار خوردن دارد و مؤمن نه. حضرت می‌فرمایند: «المُؤْمِنُ یَأكُلُ فی مِعاءٍ وَاحِدٍ وَ الْمُنَافِقُ یَأكُلُ فی سَبْعَةِ اَمْعَاءٍ.» (6) یعنی؛ مؤمن با یك شكم می‌خورد و منافق با هفت شكم. وقتی نور ایمان در قلب نیفتد، حرص و شهوت شعله می‌كشد و خوردن، بهانه برای خاموش‌كردن این حرص و شهوت می‌شود، در حالی كه با خوردن، حرص و شهوت فرو نخواهد نشست، مثل این است كه بخواهیم با دادن هیزم بیشتر به آتش، آتش را سیر كنیم. ولی وقتی نور ایمان در قلب تجلّی كرد، اعتنایی به حرص و شهوت نمی‌كند كه بعداً بخواهد با خوردن، آن را اشباع كند.

 

پیامبر) ص)  فرمود: «اَدِیمُوا قَرْعَ بابِ الْجَنَّةِ یَفْتَحْ لَكُمْ» یعنی پیوسته در بهشت را بكوبید تا برای شما باز شود. ‌ »قُلْتُ: وَ كَیْفَ نُدیمُ قَرْعَ بابِ الْجَنَّة؟» پرسیدم: چگونه درِ بهشت را بكوبیم؟

 

«قالَ: بِالْجُوعِ وَ الظَّمَإِ»: (7) حضرت فرمودند: با گرسنگی و تشنگی. چون وقتی برای رضای هوس، غذا و نوشیدنی نخورد، روح را از زمین و زمینی‌بودن آزاد می‌كند و جهت الهی خود را باز می‌یابد.

 

در روایت داریم: « اِنَّ اَبْغَضَ النَّاسِ اِلَی‌الله تَعالی اَلْمُتَّخِمُونَ الْمَلَأُ» (8) مبغوض‌ترین مردم نزد خدا، آنهایی هستند كه معده‌های پُر دارند تا آن حدی كه تُخَمِه-ترش- كرده باشند.

 

فرمود: ترك نكرد بنده خوردن لقمه‌ای كه اشتهای خوردنش را دارد، مگر این‌كه برای او درجه‌ای در بهشت است. «وَ مَا تَرَكَ عَبْدٌ اَكْلَةً یَشْتَهیها اِلاّ كانَتْ لَهُ دَرَجَةٌ فِی الْجَنَّةِ.» (9)

 

یكی از عرفا می‌‌‌گوید: «عبادت؛ پیشه‌ای است كه دكان آن تنهایی است و بهای آن گرسنگی است.» یعنی در جایگاهی خلوت و با حالت گرسنگی انسان می‌تواند به عالَم عبادت دست یابد.

 

داریم كه لقمان به پسرش نصیحت كرد كه: « ای پسرم، هر گاه كه معده‌ات پر شد، فكرت به‌ خواب می‌رود و حكمتت گنگ می‌‌‌شود، و اعضایت از توانایی برای عبادت باز می‌ایستد».

 

«یا بُنَیَّ اِذَا اِمْتَلَأتِ‌الْمِعْدَةُ، نامَتِ الفِكْرَةُ وَ خَرَسَتِ الْحِكْمَةُ وَ قَعَدَتِ الاَعْضاءُ عـنِ العِبادَةِ.» (10)

 

به‌هر صورت ما نمی‌خواهیم بیش از این وقت عزیزان گرفته شود، ولی لازم است به كتاب‌‌‌‌های اخلاق در مورد روزه و جوع، رجوع كنید و با مراجعة دائمی به‌ آنها روزبه‌روز ارادة خود را در توجه به روزه، تقویت كنید و نگذارید روزه از دستتان برود و از آن نتایج بلندی كه می‌توانید به‌دست آورید خود را محروم كنید، زیرا رهایی از خود، كه حاصل روزه است چیز كمی نیست كه بتوانید به آن نظر نداشته باشید، باید از دست خود آزاد شده و اگر از دست خود آزاد شدید، عیدِ آزادی از دست خود، یعنی عید فطر بر شما مبارك باد.

گفت:

 

رقص ان جا کن که خود را بشکنی   

پنبه را از ریش شهوت بر کنی

رقص و جولان بر سر میدان کنند    

رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند     

چون جهند از نص خود رقصی کنند

 

پی نوشت ها:

1) برای ادامه این موضوع می‌توانید به نوشتار «روزه، دریچه رؤیت» رجوع فرمایید.

2) مهجة‌البیضاء، ج2، ص 121، كتاب اسرار الصیام.

3) مجموعه ورّام، ج 1، ص 37، با كمی تفاوت.

4) كافی، ج 4، ص 62.

5) بحار، ج 63، ص 330.

6) وسائل‌، ج 24، ص 240.

7) مجموعه ورّام، ج 1، ص 101.

8) مجموعه ورّام، ج 1، ص 102.

9) همان.

10) همان.




طبقه بندی: رمضان دریچه ای به عالم معنا (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: رمضان، دریچه ای به عالم معنا، استاد اصغر طاهرزاده، جایگاه دعای سحر، اعمال ماه مبارک رمضان، حضرت امام محمد باقر (ع)، انس با خدا، حضرت موسی (ع)، کوه طور، طریقت، صفات و اسماء الهی، حدیث دوست، گفت مشق نام لیلی می کنم، لیلی و مجنون، مشق نام لیلی، روزه، مصباح الشریعه، امام صادق (ع)، روحیه مقاومت، ایمان، صبر، دینداری، حضور قلب، حقایق دین، رسول خدا (ص)، شهوات و امیال نفسانی، ملائکه، گرسنگی و تشنگی، زکات مال، سیره اهل البیت (ع)، روح مومن، نشانه های مومن، نشانه های منافق، حرص و شهوت، بهشت، جنت، عرفا، حکمت، عبادت، آزادی، رقص، اصول کافی، بحارالانوار، مهجه البیضاء، روزه دریچه رویت،
دنبالک ها: سایت استاد اصغر طاهرزاده،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic