تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

تا نـگـیـرد مادران را درد زه          طفل در زادن نیابد هیچ ره

 

مولانا در این بیت و ابیات بعدی، رویش جان و ظهور کمالات انسانی را به زایش فرزند تشبیه کرده که با درد فراوان همراه است. وی تولد جان را عجین شده با درد و رنج می داند و می گوید: دردهای باطنی همچون قابله ای هستند که موجبات زایش جان را فراهم می کنند و حجاب ها را می درند و وصال را مهیا می سازند:

 

درد خیزد زین چنین دیدن درون      درد او را از حــجــاب آرد بــرون

 

قابله ها هنگام درد بر بالین زن باردار حاضر می شوند و او را در تولد فرزندش یاری می رسانند. اگر قابله ای نزد زن بارداری برود و او را بدون درد ببیند، به او خواهد گفت: هنوز زمان زایمان تو فرا نرسیده. چرا که وی وجود دردِ بسیار را نشان فرا رسیدن لحظۀ تولد می داند.

 

قابله گـویـد که زن را درد نیـسـت   درد باید، درد کودک را رهی است

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات