تاریخ : یکشنبه 31 شهریور 1392 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پر شده است از اشک‌های بی‌قرار مادرم

 

کاسه‌ی آبی که خالی می‌شود پشت سرم

 

حرف‌هایی داشت چشمت با دلم، ناگفتنی!

 

بین چشمان تو رازی هست با چشم ترم

 

در میان کوله‌ام جایی برای ترس نیست

 

با خودم از بس دعای خیر مادر می‌برم

 

مرد بودن غیرت مردانه می‌خواهد نه ریش

 

بعد از این باید که جایم را بگیرد خواهرم

 

مشاهده در ادامه مطلب

در دعاهایت به یادم هستی و حس می‌کنم

 

بس که بوی جانمازت را گرفته سنگرم

 

باز می‌گشتم اگر شوق شهادت می‌گذاشت

 

تا در آغوشت بگیرم، تا بگیری در برم

 

مرد جنگ و جبهه هم باشی تحمل مشکل است

 

بی تو بودن بس که دشوار است کم می‌آورم

 

پیکرم را وقتی آوردند پنهان گریه کن

 

آبرو داری کنی بعد از شهیدت مادرم!

 

شعر از: «فرید فردوسی»

«منبع: امتداد»




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: اشک مادر، غیرت مردانه، دعای خیر مادر، ترس، جانماز، شوق شهادت، ‌آبرو، ‌جبهه و جنگ، فرید فردوسی، شعر شهید، شعر شهادت، شعر شهدا، شعر شهید و شهادت، شعر جبهه، شعر جبهه و جنگ، شعر هفته دفاع مقدس، شعر یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شعر خون شهید، شعر خون شهدا، شعر خون شهیدان، شعر راه شهید، شعر راه شهادت، شعر منتظران شهادت، شعر شهدای آخر الزمان،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic