تاریخ : دوشنبه 18 شهریور 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر غذای نـفـس جوید ابـتـر است

ور غذای روح خواهد سرور است

 

مولانا در این بیت محک ارزشمندی به دست ما می دهد که با آن می توان افراد دون مایه را از انسان های وارسته بازشناخت: آنان که تمام همّتشان صرف اشباع امیال نفسانی از قبیل خور و خواب و خشم و شهوت می شود و تنها جنبه های حیوانی را در خود پرورش می دهند، از اصالت وجود برخوردار نیستند و لذا بی دنباله می مانند. در مقابل، کسانی که دغدغۀ غالب آنان تغذیۀ روح و تقویت ابعاد معنوی شخصیت خویش است و جنبه های الهیِ وجود خود را بارور می کنند، بزرگانی هستند که بقاء و پایندگی از ویژگی های اصلی آنان است. به بیان دیگر، آنچه از وجود آدمی باقی می ماند، فیوضات و بهره هایی است که از عالم معنا دریافت می دارد.

 

نفس و لذت های نفسانی از میان می رود، اما معنویات و فضائل انسانی به سرچشمۀ خود که همان عالم جاویدان جان است، می پیوندند و ماندگار می شوند. بنابراین هر کس آدمی را به ارضای شهوات و فربه کردن نفس فرا بخواند، دشمن اوست. و هر که انسان را به جانب رشد و تعالیِ جان هدایت کند، دوست و خیرخواه اوست.

 

انـبـیـا طـاعـات عـرضـه می کننـد    دشمنان شهوات عرضه می کنند

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات