خیلی‌ها هستند که چادری‌اند ولی بی عفت‌اند وخیلی‌ها  هستند که بی حجاب‌اند ولی عفت دارند. فکر نمی کنید حجاب نمی‌تواند ملاک صحیحی برای عفت خانم‌ها باشد؟

متاسفانه ما در مسأله حجاب فردی نگاه می‌کنیم، دختران ما خودشان را می‌بینند و به مسائل اجتماعی در بحث حجاب نگاه نمی‌کنند، البته شاید زمینه‌هایی هم وجود داشته و یک سری رفتارهای غلط در نهادینه کردن بحث حجاب بوده که باعث شده خط کشی غلطی در جامعه بوجود بیاید، که مثلا اگر کسی حجاب ندارد حتما قلبا هم بی عفت است و اگر کسی حجاب دارد حتما قلبا با عفت است، (ما چنین حرفی نمی‌زنیم) چون جای عفت و ملکة عفت در روح آدمی است. ما نمی توانیم بدون توجه به ظاهر افراد و به راحتی از درون قلب انسان‌ها آگاه بشویم، مگر این‌که آن را در رفتار خودشان بروز بدهند. چطور کسی که ظاهر محجبه‌ای دارد شما قلبا پی می‌برید که زن بی عفتی است؟ حتما به‌خاطر این است که در رفتار خودش آن (بی عفتی) را نشان داده، یعنی آن رفتار آن‌قدر روشن و ملموس است که آن پوشش نتوانسته آن بی عفتی را مستور کند، پس آن  ویژگی‌های درونی ما و عفت ما باید به نوعی در رفتار ما منعکس بشود.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

(به عبارتی ملاکِ داشتن عفت، رفتارهای ماست که در بیرون نمود پیدا می‌کند و ظاهر می‌شود و صرف نوع پوشش میزان عفت را مشخص نمی‌کند. ولی با این‌حال این دلیل نیست که ما چادر را کنار بگذاریم. و این جواز نمی‌شود که ما بد حجاب باشیم. بلکه باید در حین داشتن پوششِ چادر تلاش کنیم عفت خود را هم حفظ کنیم و رفتارهای زننده و جلف که از نمودهای بی عفتی است از خود نشان ندهیم)

 

اسلام با طرح بحث حجاب به جد تایید کرده آن پتانسیل و حتی توانایی‌های بالفعلی که در زن‌ها وجود دارد این‌ها باید در اجتماع حاضر بشود. اسلام با طرح مسألة حجاب یک ضابطه‌ای را برای حضور در جامعه مطرح کرده، وقتی ضابطه‌مند شد راحت بیرون می‌آید، بدون این‌که ذهنیت افراد به سمت مسائل جنسی برود، زن‌ها می‌توانند استعدادهای خودشان را در جامعه خرج بکنند.

 

اگر این حجاب از جانب زن‌ها نباشد و عدم رعایت حریم عفت از طرف مردها نباشد و حفظ نظر نباشد، اگر تمام این‌ها نباشد، نه تنها مردها و زن‌ها جداگانه ضرر خواهند کرد بلکه کل جامعه ضرر می‌کند، چون به‌موازات این‌که امنیت زن‌ها در جامعه از بین می‌رود، استعدادهای مختلفی که در هر یک از دو جنس مرد و زن وجود دارد بروز پیدا نمی‌کند، چون غریزة جنسی خیلی مستبد است، یعنی اگر محور تعاملات زن و مرد تحریکات جنسی باشد، پیوسته به فکر پاسخگویی به این نیازاند.

 

شما مثلا دخترانی که در متن انقلاب رشد پیدا کردند را ببینید با دختران همان نسل انقلاب متفاوت هستند. در یک تحقیق در سطح ملی که چند گروه سنی از 15 سال تا 59 سال از زنان را مورد مطالعه قرار دادند، ارزیابی آمار گیران این بود که بهترین گروه از نظر معلومات اجتماعی و فرهنگی، رعایت آداب اجتماعی، آگاهی و رعایت مسائل دینی، نسلی بودند که در متن انقلاب رشد کردند و متأسفانه بدترین نسل، نسل بعد از این‌ها بودند. نه این‌که بگویم نسل بدی بودند؛ نه، یعنی آن فاکتورها که آگاهی و عمل است در این‌ها ضعیف‌تر بوده. اصولا وقتی جوانان به مسائل مهم و بنیادین می‌اندیشند از جسم غافل می‌شوند به گونه‌ای که فقط در حدی که لازم هست به آن می‌پردازند. این‌جاست که عقل و فرهنگ و دانش رشد می‌کند. ولی اگر من به‌عنوان یک جوان خیلی برایم مهم باشد که برایند نظر مردم دربارة ظاهر و زیبایی من چقدر است؟ خیلی باید خودم را خرج این مطلب کنم و از آن کمالات باز خواهم ماند.

 

یک حساسیت و واکنشی در ارتباط با بحث حجاب از طرف عده‌ای از زن‌های ما نشان داده شده، که فکر می‌کنم به‌خاطر این بوده که در نهادینه کردن بحث حجاب، آن نگاه کل گرایانة خودمان را نسبت به عفت نداشتیم، و کار به‌جایی رسیده که بحث عفت به بحث حجاب کانال خورده و هر وقت بحث از عفت می‌شود، حجاب به ذهن می‌رسد و هر وقت بحث از فاعل عفت می‌شود (یعنی کسی که باید عفت را رعایت بکند) سراغ زن‌ها می‌روند. این یک عملکرد بسیار غلطی را ایجاد می‌کند؛ البته این شاید سابقة تاریخی داشته باشد. من چند تا مثال بزنم:

 

اگر در یک محله ای یک دختر و پسری مرتکب خطایی بشوند و رابطة غلطی برقرار بکنند، آن‌قدر که آن دختر به بی‌عفتی متهم می‌شود آن پسر متهم نمی‌شود، در حالی که این قضیه دو طرفه است. یعنی نه می‌شود گفت که عامل فساد و تباهی فقط زنان‌اند و نه می‌شوند گفت فقط مردان‌اند. اساسا قضیه طرفینی است. لذا ما در بحث آموزش مسألة عفت باید به هر دو مورد توجه بکنیم. اتفاقا به‌خصوص دختران در این زمینه نیاز به حمایت بیشتری دارند. چرا؟ چون وقتی مرز عفت مراعات نمی‌شود که مثلا منجر به رابطة نامشروع و خدای نکرده بارداری ناخواسته بشود، خب ارتباط و تعلق این فرزند به این دختر خیلی روشن است، به قول معروف شتر سواری دلا دلا نمی‌شود. ولی ارتباط آن پسر یا مرد با این بچه معلوم نیست. اگر ما اساسا به این قضیه به‌طور جدی نگاه نکنیم، همیشه کسانی را که طالب این جریان غلط هستند، آزاد می‌گذاریم، چون این رفتار پس‌آوردی برایشان ندارد، (نه در نگرش اجتماعی و نه در فیزیک اندام‌هایشان،) ولی برای یک طرف هم نگرش اجتماعی کاملا متفاوت است، نمی‌خواهم ترویج فرهنگ اباهی گری بکنم که هیچ کس رفتارش غلط تلقی نشود، من می‌خواهم بگویم هر دو گروه مخاطب‌اند و نظر دین هم همین‌گونه است. اتفاقا آن چیزی که به تعبیر روایات سرچشمه است و قفل بی عفتی را باز می‌کند، بحث نگاه و نظر است، که در قرآن در این مورد هم متوجة زن است و هم مرد و به‌خصوص به مردان، چون همة قصه‌ها از آن‌جا شروع می‌شود.

 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد       که هر چه دیده بیند دل کند یاد

 

همة انسان‌ها با نگاه کردن پیام های خودشان را منتقل می‌کنند و می‌گیرند و اگر این رعایت بشود خیلی از اتفاق‌ها نمی‌افتد.

 

پس ما اگر خواستیم بحث از حجاب کنیم اول بحث از عفت کنیم بعد ارکان آن را بیابیم برای این‌که عفت در جامعه شکل بگیرد یکی‌اش همین مطلب است که به‌طور جدی حفظ نظر آموزش داده بشود.

 

ما حتی دختران عفیف و محجبة‌مان با انواع و اقسام حجاب‌هایی که انتخاب می‌کنند، اصلا یاد نمی‌گیرند که باید نظر را هم مراعات کنند. چه دختران و پسران پاک و معصومی که فقط به‌خاطر عدم کنترل نگاه، در دام شهوت خودشان افتادند. پس حفظ نظر، به‌طور جدی یکی از مطالب خیلی خیلی اساسی است.

 

مطلب دوم این‌که ما به پسر‌های خودمان بحث غیرت را آموزش بدهیم. یعنی همان‌طور که خانواده‌ها دختران را می‌نشانند به بحث عفت و حجاب نصیحت می‌کنند، به پسران هم نصیحت بکنند که شما هم باید نگاه خودتان را حفظ کنید؛ این دختری که توی کوچه و خیابان می‌بینی مثل خواهر خودت هست. یا مثلا اگر قرار است یک مرد و زن در یک تاکسی با هم برخورد نکنند، برای هر دو نفر حرام است و اشکال دارد. من تا به‌حال ابدا به هیچ مردی بر نخوردم که برای این‌که بدنش  به یک زنی در تاکسی برخورد نکند بگوید آقای رانند من دو نفر حساب می‌کنم، کسی کنارم ننشیند. اما خانم‌ها این کار را برای حفظ حریم خودشان انجام می‌دهند. بنده نمی‌خواهم بگویم برخورد زن‌ها به عفت مساوی است، نه زن‌ها یک میل و کشش درونی برای حفظ عفت دارند که منطبق با کرامت انسانی‌آن‌ها است و قبول دارم تعلیم عفت به دختر‌ها حیاتی تر است، چرا؟ به خاطر این‌که دختران به‌خاطر عدم رعایت مرز عفت، به یک سری گرفتاری‌ها در زندگی‌شان مبتلا می شوند. یعنی اولین وقتی که کسی متعرض جسم آن‌ها می شود و کسی رعایت حریم آن‌ها را نمی‌کند، این کلید ورودشان به پروسة وحشتناک فحشا و روسپی‌گری است. لذا با توجه به مسائلی از این دست این موضوع خیلی مهم است.

ازدواج‌های آسان خود یکی از وسایل مهم برای بالا بردن ضریب عفت اجتماعی در جامعه است. و یکی هم کم کردن زمینه های طلاق و دیگری بحث حجاب زنان است.




طبقه بندی: پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: حجاب، عفاف، حجاب و عفاف، پوشش و حجاب، جامعه، عفت اجتماعی، ازدواج، ازدواج آسان، فحشا، روسپی گری، مرز عفت، حجاب زنان، طلاق، تجاوز به حریم زن، عفت و حجاب، زن و مرد، شهوت، دام شهوت، کنترل نگاه، دختران عفیف، دختران محجبه، رابطه نامشروع، روابط نامشروع، روابط غلط دختر و پسر، بارداری ناخواسته، روابط دختر و پسر، ترویج اباهی گری، فرهنگ اباهی گری، نسل انقلاب، دختران نسل انقلاب، مسائل دینی، رعایت آداب اجتماعی، مسائل جنسی، تحریکات جنسی، غریزه جنسی، اسلام، مسئله حجاب، فلسفه حجاب، ضریب عفت اجتماعی، حریم زن و مرد، رعایت حریم زن و مرد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic