تاریخ : پنجشنبه 11 مهر 1392 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

من ز هر کس آن طمع دارم که او

صاحبِ آن بـاشـد اندر طـبـع و خـو

 

اغلب ناکامی های انسان از آنجا ناشی می شود که خواسته اش را از کسانی طلب می کند که خود از داشتن آن محرومند و طبع و سرشتشان با آن خواسته بیگانه است. جلال الدین می گوید: مطلوبتان را از کسانی بخواهید که خود با آن سنخیتی داشته باشند. همانگونه که از سرکه نمی توان انتظار شیرینی داشت. و یا از یک فرد سست مایه نمی توان توقع مبارزه در میدان جنگ را داشت.

 

من ز سرکه می نجویم شکّری      مر مخنّـث را نـگیـرم لـشـگـری

 

مولانا در بیت دیگری می گوید: انسان خردمند مانند بت پرستانِ نادان نیست که بتی را که خود مخلوق است، به عنوان خالق بر گیرد و آن را مظهر خدای سبحان بداند. همانگونه که از فضلۀ حیوانات، بوی خوش نمی جوید. و یا در جوی آب دنبال خشت خشک نمی گردد.

 

همچو گبران من نجویم از بتی      کو بود حق یا خود از حق آیتـی

من ز سرگین می نجویم بوی مشک

من در آبِ جو نجویم خـشـت خـشـک

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات