تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1391 | 12:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«زندگینامه استاد شهریار»

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا؟

         «استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی» متخلص به »شهریار» فرزند «حاج میر آقا خشكنابی» كه خود از اهل ادب و وکیل بود در سال ۱۲۸۵ در تبریز چشم به جهان گشود. شهریار متقارن انقلاب مشروطیت در روستای خشكناب نزدیك بخش قره چمن متولّد گردید. دوران کودکی را در روستای -قیش‌قورشاق- و روستای -خشگناب- در بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد در شرق استان آذربایجان شرقی سپری نمود. كریم  الطبع و با ایمان بود وی در سال 1313 در قم بدرود حیات گفت. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

محمد حسین تحصیل را در مكتب خانه قریه زادگاهش با گلستان سعدی، نصاب قرآن و حافظ آغاز كرد و نخستین مربی او مادرش و سپس مرحوم امیر خیزی بود.

 پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل از تبریز عازم تهران شد. 

تحصیلات ابتدایی را در مدرسه دار الفنون تهران به پایان رساند. در سال 1303 شمسی وارد مدرسه طب شد. آخرین سال پزشكی را با هر مشقّتی كه داشت سپری كرد و در بیمارستان دوره انترنی را می گذراند كه به سبب پیشامد های عاطفی و عشقی از ادامه تحصیل منصرف شد و كمی قبل از اخذ مدرك دكتری، پزشكی را رها كرد و به خدمات دولتی پرداخت.

(گفته می‌شود شهریار دانشجوی سال آخر رشتهٔ پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این‌که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده‌بود، ترک تحصیل کرد. شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می‌شود. به‌صورت جدی به شعر روی می‌آورد و منظومه‌های بسیاری را می‌سراید. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری‌شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و به عیادت محمدحسین در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار، شعری را در بستر می‌سراید. این شعر بعدها با صدای غلامحسین بنان به‌صورت آواز درآمد.)

  به قول خود شهریار این شكست، و ناكامی عشق، موهبت الهی بود كه از عشق مجازی به عشق حقیقی و معنوی برسد. در اوایل جوانی و آغاز شاعری، «بهجت» و پس از سال 1300 كه به تهران رفت (شیوا) تخلص می كرد ولی به انگیزه ارادت قلبی و ایمانی كه از همان كودكی به خواجه شیراز داشت، برای یافتن تخلص بهتری وضو گرفت نیت كرد و دوباره از دیوان حافظ تفعل زد كه هر دوبار كلمه شهریار آمد و چه تناسبی داشت با غریبی او و نیت تقاضای تخلص از خواجه:

                                      غم غریبــــی و محنــت چو بر نمـــی تابــم

روم به شــــهر خود و شــــهریار خود باشــــم

دوام عمراو زملك اوبخواه زلطف حق حافظ

كه چرخ این سكه دولت به نام شهریار زدند

 

 هر چند خود نیتی درویشانه كرده بود و تخلصی (خاكسارانه) می خواست ولی به احترام حافظ تخلص شهریار را پذیرفت شهریار شاعری مومن و مسلمان بود. خصوصیات  بارز  او رقت قلب و حساسیت  بالا، فروتنی  و درویشی كه  مسلك همیشگی وی بود مهمان دوستی و مهمان نوازی، اخلاص و صمیمیت بویژه با دوستان واقعی علاقه مفرط به تمامی هنر ها به خصوص شعر، موسیقی، و خوشنویسی بود. او خط نسـخ و نــسـتعلیق و بویژه خط تحریر را خوب می نوشت در جوانی سه تار می زد و آنطور نیكو می نواخت كه اشك استاد، ابوالحسـن صبا را جاری می كرد و برای ساز خود می سرود.

نالد به حال زار من امشب سه تار من

این مایـه تســـــلــی شـــبهای تار مــن

  پس از مدتی برای همیشه سه تار  را هم كنار گذاشت خاطرات كودكی و نوجوانی شهریار بیشتر در منظومه های «حیدر بابا» شاهكار كم نظیر تركی، «هدیان دلن» «مومیایی» و «افسانه شب»، مندرج است و با خواندن آنها می توان دور نمای كودكی و نوجوانی او را كم و بیش مجســــّم كرد. تلخ ترین خاطره زندگی شهریار مرگ مادر است كه در تاریخ 31 تیر ماه 1333 اتفاق افتاده و شاهكار خوب و به یاد ماندنی «ای وای مادرم» یادگار آن دوران است مادرش نیز همچون پدر در قم دفن شد. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت.

از سال 1310 تا 1314 در اداره ثبت اسناد نیشابور و مشهد خدمت كرد. در نیشابور به خدمت نقّاش بزرگ كمال الملك رسید و آن مثنوی زیبا و معروف را برای وی سرود. در مشهد نیز همدم و معاصر استاد فرخ خراسانی، گلشن آزادی، نوید و دیگر شاعران گران مایه از آن خطه پربركت بود در سال 1315 شمسی به تهران منتقل شد و مدتی در شهرداری و پیشه و هنر و سپس در بانك كشاورزی به كار پرداخت. چند سالی در عوالم درویشی سیر كرد. سرانجام  به زادگاه  اصلی خود تبریز  بازگشت  و تا زمان  بازنشستگی در بانك كشاورزی تبریز خدمت كرد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.

 در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود که منظومه حیدربابا به ۹۰ درصد از زبان‌های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ترجمه و منتشر شده‌است.

در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام «عزیزه عبدالخالقی» ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- می‌شود.

 شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن -از جمله روح‌الله خمینی، سید علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی- سرود. وی در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و عاقبت پس از 83 سال زندگی شاعرانه پر بار و با افتخار روح این شاعر بزرگ در 27 شهریور ماه 1367 به ملكوت اعلی پیوست و جسمش بنا به وصیت خودش در مقبره الشعرای تبریزكه مدفن بسیاری از شعرا و هنرمندان آن دیار ارجمند است به خاك سپرده شد.

 به مناسبت اولین سالگرد درگذشت او وزارت پست وتلگراف در سری تمبرهای ایرانی تصویر شهریار و مقبره الشعرای تبریز را به همراه شعر معروف (علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را) به خط شكسته نستعلیق انتشار داد همچنین كتاب «یادنامه شهریار» به خط خوشـنویسان اصفهان و مجموعه مفصل دیگری به نام «سوگنامه» و یادواره فارسی و تركی شهریار از سوی كتاب فروشی ارگ تبریز منتشر گردید.

   شهریار هر چند به شاعری غزلسرا شهرت یافته و این خود حقیقتی است انكار نا پذیر ولی او مركب اندیشه شاعرانه خود را در میدانهای مختلف شعری به جولان در آورده و تا سرزمینهای دور دست و ناشناخته احساس و تخیل تاخته و شاهكارهای جاودانه ای با تصاویری زیبا و تأثیری گیرا و ژرف پدید آورده است كه هر كدام در تاریخ ادبیات این مرز و بوم ثبت شده و ماندنی است از قصیده و قطعه و مثنوی و رباعی گرفته تا منظومه ها و حتی قالبهای تازه و نو و به اصطلاح نیمایی آثاری دلپذیر و لطیف و استوار بوجود آورده است كه همواره بر تارك ادب معاصر می درخشد و غزل كه محور سخن ماست و پایه و اساس این دفتر، پر از سوز و شیفتگی حال مخصوص و لبریز از وجد و شور است عشق و شیدایی دوران جوانی شور و حال عاشقانه، رقت احساسات، سخنان آتشین، مضامین بكر و لطیف و سوختگی ویژه ای كه ذاتی اوست بیشتر در غزلیاتش متجلی است.

  غزل شهریار مشهور خاص و عام است. و برخی از ابیاتش بصورت امثال سایره در آمده و بر زبانهای جاری، بر دلها نقش و همواره زبان دل و بیان حال عشاق دلسوخته بوده و هست. هر چند برخی از محققان متأخر تقسیم بندی سبكهای شعر فارسی را از دیدگاه متقدمین به شیوه های خراسانی، عراقی، هندی صحیح نمی دانند و هنوز كتابی جامع و منطقی درباره سبكهای شعر فارسی تدوین نشده است، با این وصف و طبق معمول می توان گفت كه سبك شعری شهریار در اشعار كلاسیك، عراقی یا سعدی بویژه شیوه حافظ است. گهگاه برخی از ابیات غزلهایش از لطافت، باریك اندیشی، تشبیه، استعاره و ارسال مثلهای سبك هندی چاشنی می گیرد.

   اینها همه صورت ظاهری كار اوست و در باطن سبك شهریار مخصوص به خود اوست و سخنش سخن دل است و از عمق جان و روح بسیار حساس و پرشور او مایه می گیرد. بیشتر مضامین و تابلوهای توصیفی و قطعات تازه، خلق، ابداع و ابتكار خود شاعر است نه تكراری و كلیشه ای چرا كه او: (عاریت از كسی نپذیرفته است.)، آنچه دلش گفت بگو گفته است در پاره ای از اشعارش گاهی كلمات، تركیبات و اصطلاحات مردم كوچه و بازار را آگاهانه در اشعارش می آورد و منظور اصلی او از این هنر نمایی، پیوند عمیق تر با مردم و نیز بردن شعر به میان توده های عظیم افراد عادی در بعدی وسیعتر است و در این راه هر چند برخی از ادبا به او خرده می گیرند، موفق است.

  استاد دانشمند دكتر منوچهر مرتضوی در مقدمه (حیدر بابا سلام) با جملاتی زیبا و مجمل چكیده افكار، سبك و شگرد كار شهریار را بخوبی نشان داده است و هنر بزرگ او را به حق و شایسـته در این چهار زمینه می داند:

1.       غزلهای از دل برآمده لاجرم بر دل نشیند او (كه نمونه های فراوان آنها را گزیده آن می خوانیم.)

2.       ابداع تابلوهای رنگین و توصیفی مثل تخت جمشید، مولانا در خانقا شمس، زیارت كمال الملك.

3.       خلق و ابداع آثار عاطفی پر احساس مانند: ای وای مادرم، حیدر بابا، پیام به انیشتین، صبا می میرد،  كودك و خزان، دختر گل فروش.

4.      انتخاب و استخدام لغات و تعبیرات عامیانه و پیاده كردن آنها در شعر كه این مهم در غزلها، قصاید و هم در شاهكار كم نظیر، (حیدر بابا) كاملاً  مشهور است. لطف و دقت و زیبایی این منظومه را ترك زبانها بهتر از هر كس دیگر با تمام وجود درك و احساس می كنند این شعر معروف بارها به چاپ رسیده و به چند زبان خارجی ترجمه شده است.

         شاید بتوان بطور خلاصه و فشرده گفت: (حیدر بابا نام كوهی است نزدیك زادگاه شاعر) و این شعر درد و دلی است شاعرانه با همین كوه. در قسمت اول شعر بیشتر خاطرات كودكی شاعر نقاشی و تصویر شده است در قسمت دوم، فرزند نامدار كوه شهریار شاعر معروف از غربتی چندین ساله باز می گردد ولی هر چه جست و جو می كند، اثری از دوران كودكی خود نمی بیند  و مجبور است به خاطره های آن دوران دل خوش كند.

«آثار شهریار»

        اشعارش متنوع و در بردارنده انواع شعر و قالبهای گوناگون است و تا به حال به صورتهای مختلف منتشرشده است نخســــتین دفتـــر شــــــعر او در سالهای (1310-1308)، شمسی با مقدمه های استاد بهار، سعید نفیسی، پژمان بختیاری از سوی كتابخانه خیام و آخرین مجموعه شعرش پس از در گذشت وی (در تابستان 1369) بعنوان جلد سوم دیوان شهریار شامل اشعار منتشر نشده از سوی انتشارات رسالت تبریز در پانصد صفحه انتشار یافت. سپس كلیه اشعار وی در یك مجموعه چهار جلدی توسط انتشارات زرین به چاپ رسید. طبق شمارشی كه از كلیات اشعارش به عمل آمده، دیوان های مختلف او شامل بیست هزار و شصت بیت شعر سنتی و حدود15 منظومه و شعر آزاد در قالبهای تازه است.

 «شهریار در اشعار دیگر شعرا»

ترانه غزل دلکشم مگر نشنفتی/ که رام من نشدی آخر ای غزال دمیده/ خموش سایه که شعر تو را دگر نپسندم/ که دوش گوش دلم شعر شهریار شنید/

«هـ . ا. سایه»

رازی ست که آن نگار می داند چیست/ رنجی است که روزگار می داند چیست/ آنی که چو غنچه در گلو خونم از اوست/ من دانم و شهریار می داند چیست/

«نیما یوشیج»

چون دل مفتون ترا مشکل به دست آورده است/ کی رها می سازدت اینگونه آسان شهریار/ اولین استاد شعر و آخرین سلطان عشق/ هر کجا نام تو در آغاز و پایان شهریار/

«مفتون امینی»

 زین شهر مرد پرور و زین شهر عشق زای/ برخیزد ْآنچه مایة غرور و وقار ماست/ گه شهریار پرورد این شهر، گاه شمس/ کز نامشان تفاخر ملک و دیار ماست/

«پژمان بختیاری»

 شعر همان عشق که با شهریار/ کرد سرافرازی و نام آوری/ شعر همان فتنه و آذرم و راز/ کز نگه دوست کند دلبری/

«مهرداد اوستا»

 به شهریار بگو شهریار می آید/ دوباره بخت ترا در کنار می آید/ بگو که عرصة شعر و ادب بپیرایند/ که از سواد دل آن شهسوار می آید/

«بیژن ترقی»

 ای شهریار نغمه که با چتر زرفشان/ دستانسرای عشق و خداوند چامه ای/ از من ترا به طبع گرانمایه، صد درود/ ز آنرو، که در بسیط سخنی، پیش جامه ای/

«فریدون توللی»

شهریارا تو همان دلبر و دلدار عزیزی/ نازنینا، تو همان پاک ترین پرتو جامی/ ای برای تو بمیرم، که تو تب کردة عشقی/ ای بلای تو بجانم، که تو جانی و جهانی/

«مهدی اخوان ثالث»

در نیمه های قرن بشر سوزان/ اشک مجسمی بود، در چشم روزگار/ جان مایة محبت و رقت/ ایوای شهریار/

«فریدون مشیری»

شهریار حزن بودی، خانه ات بیت الحزن پادشاه قلعة خاموش روح خویشتن شهر ویرانی سراسر خانه هایش سوخته بادهای در به در چرخان و بر در حلقه زن.

«عمران صلاحی»

مهم‌ترین اثر شهریار منظومه «حیدربابایه سلام» (سلام به حیدر بابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجه شده است.

از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. گفته شده که شهاب‌الدین مرعشی نجفی از فقهای شیعه درست در لحظهٔ سرودن شعر (علی ای همای رحمت) توسط شهریار در خواب آن را شنیده‌است. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است.

 مجموعه تلویزیونی شهریار که به کارگردانی «کمال تبریزی» در سال ۱۳۸۴ ساخته شده و در آن جلوه‌هایی از زندگی این شاعر به تصویر کشیده شده‌است، در سال ۱۳۸۶ از طریق شبکه دوم سیما به نمایش درآمد و از جانب مردم مورد استقبال فراوان قرار گرفت.




طبقه بندی: شعر و ادبیات، آشنایی با شخصیتهای برجستة اسلام و ایران،
برچسب ها: زندگی نامه استاد شهریار، زندگی نامه شهریار، شهریار، استاد شهریار، کمال تبریزی، شبکه دوم سیما، مجموعه تلوزیونی شهریار، زندگی شهریار، علی ای همای رحمت، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا، امام علی (ع)، علی بن ابی طالب (ع)، حیدر بابا، منظومه حیدر بابا، شاهکارهای ادبیات ترکی، شاهکارهای ادبیات ایران، شاهکارهای ادبیات آذری، فریدون مشیری، مهدی اخوان ثالث، نیما یوشیج، عشق، شعر و ادب، ترانه، غزل، قصیده، اشعار شهریار، اشعار استاد شهریار، غزلهای استاد شهریار، قصیده های استاد شهریار، دوبیتی های استاد شهریار، آیت الله مرعشی نجفی، سلطان عشق، شهر عشق، حافظ، دلبر و دلدار، شهدای کربلا، قالبهای شعر، سعید نفیسی، پژمان بختیاری، دیوان شهریار، مولانا، کمال الملک، تخت جمشید، شاعر، هنر، انیشتن، اشعار کلاسیک، شعر فارسی، اشعار فارسی، سبکهای شعر فارسی، گلستان سعدی، قرآن، انقلاب مشروطه، موسیقی، خوشنویسی، سه تار، خط تحریر، عشق و شیدایی، تب عشق، عاشقانه، اصفهان، تهران، شکسته نستعلیق، یادنامه شهریار، جمهوری اسلامی، سید علی خامنه ای، روح الله خمینی، امام خمینی، هاشمی رفسنجانی، قابلهای شعر، دفتر شعر، اتحاد جماهیر شوروی،

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو