تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 02:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

خدایا! صدایم می‌زنی، صدایت می‌زنم، صدایت می‌زنم، صدایم می‌زنی، و این چنین، هیچ صدایی جز صدای تو نیست!

 

آن سوی ناكامی ها همیشه خدایی هست كه داشتنش جبران همة نداشتن هاست...!

 

ساحل دلت را به خدا بسپار، خودش قشنگترین قایق رو برات می فرستد!

 

پیمانی که با خدا در طوفان می بندی در آرامش فراموش نکن!

 

در بن بست ترین كوچه های خدا هم راه آسمان باز است!

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 

اگر چترت خداست، بگذار ابر سرنوشت هر چقدر که می خواهد ببارد!

 

من خدا را دارم، کوله بارم بر دوش، سفری می باید، سفری تا ته تنهایی محض، هر کجا لرزیدی، از سفر ترسیدی، فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!

 

خدایا! حکمت قدمهایی که برایم بر می داری بر من آشکار کن، تا درهایی را که بسویم می گشایی ندانسته نبندم و درهایی که به رویم می بندی به اصرار نگشایم!

 

با تمام وجود اعتماد کنید که خداوند آن‌جا که راه نیست، راه می‌گشاید و هرگز دیر نمی‌کند. تنها کافیست باور کنید که او می‌بیند؛ می‌داند و می‌تواند!

 

«همیشه نگاهت رو به سوی خدا باشد تا دلت از این آدمهای پایین نشکند!»

 

«خدایا! مرا آن ده که مرا آن به، و آن‌چه را که نمی‌دانم چگونه از تو بخواهم!»

 

«کودکی از خدا سوال کرد: خدایا چه می‌خوری و چه می پوشی؟ خدا فرمود: غم و اندوه مردم را می‌خورم و گناهان آن‌ها را می پوشم!!!»

 

«همراهی خدا برای انسان‌ها مثل نفس کشیدن است، آرام؛ بی صدا و همیشگی!»

 

«وقتی به‌علاوه‌ی خدا باشی، منهای هر چیزی می‌توان زندگی کرد!»

 

گفتم: خدایا از همه دلگیرم، گفت: حتی از من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند، گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری؟ گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنهاترینم. گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم. گفت: از غیر از من؟

گفتم: خدایا نگران آینده ام؟ گفت: نه به اندازة من!

گفتم: خدایا دوستت دارم. گفت: بیشتر از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگومن. گفت: تو یا من؟

 

هر وقت احساس کردی کسی باهات نیست بدون خدا همه رو از دلت کنار زده تا دقایقی فقط مال خودش باشی!

 

جایی در پشت ذهنت بخاطر بسپار که اثر انگشت خدا بر همه چیز هست!

 

الهی! من نه آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

کس به غیر تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی!

 

سرمشقهای آب بابا یادمان رفت

رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

اما خدای مهربان را یادمان رفت!

 

عشق یعنی اشک توبه در قنوت

خواندنش با نام غفارالذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع

شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود

ذکر یا رب یا رب از عمق وجود!

 

به نام خداوندی که از شدت حضور ناپیداست!

 

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم، تو را بخشنده پنداشتم و گنهکار شدم، تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم، تو مرا چه دیدی که وفادار مانده ای؟

 

با تمام وجود گناه کردیم و در تکرار آن اصرار، اما نه نعمتهایش را از ما گرفت و نه گناهانمان را فاش کرد، اگر اطاعتش کنیم چه می کند!

 

من و خداوند هر روز فراموش می کنیم. «او» خطاهای من را و «من» لطف او را!!

 

من ماندم و خدا، و خدا تنها کسی بود که حرفهایم را باور کرد.

 

خدایا! تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک، ولی جالب اینجاست، تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمی کنی. ولی من به این کوچکی تو را فراموش می کنم!

 

اگر وجود خدا باورت بشه، خدا یک نقطه میذاره زیر باورت و میشه یاورت!!!

 

خدا دیدنی ترین ندیدنی و دنیا ندیدنی ترین دیدنی است!

 

خدا هم یکی است و هم زود راضی میشه، ولی مردم هم زیادند و هم دیر راضی می شوند. پس بیاییم کسی را راضی کنیم که هم یکی است و هم زود راضی میشه!

 

آرامش چیست؟ نگاه به گذشته و شکر خدا

نگاه به آینده و اعتماد به خدا

نگاه به اطراف و جستجوی خدا

نگاه به درون و دیدن خدا

لحظه تان سرشار از بوی خدا!

 

مهم نیست که قفلها دست کیست، مهم اینست که کلیدها دست خداست.

 

خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را یکی مثل نسیم دشت می گوید: کنارت هستم ای تنها!

 

خدایا! ما را بیاموز تا از خود بمیریم و به نور تو زنده شویم!

 

خدایا! اگر یادم رفت، یادم آر كه دوستت دارم!

 

خدایا! برای تو هیچ گاه دیر نیست! پس بازگشت ما را به سویت بپذیر!

 

حرفهای نگفتنی ات را شبها برای او بنویس راه آسمان خلوت است.

 

ارزش هر چیز به اندازه ایست كه ما را به هدفمان كه همان قرب الهی است برساند.

 

اگر می خواهی لبخند خدا را ببینی، بگذار او اشكهایت را ببیند.

 

این روزا آدما سرشون شلوغه، كسی حوصلة خدا را نداره. كسی حال اونو نمی پرسه، اما تو این كارو بكن. ساعت هاتو با او قسمت كن، ثانیه هایت را هم.

 

خدایا! لقاء و رویت خودت را برایم دوست داشتنی بگردان و تو نیز ملاقات مرا محبوب بدار و رویت خود را برایم راحتی و گشایش و رحمت قرار ده.

 

هر گاه خداوند تو را به لبة پرتگاه هدایت كرد به او اعتماد كن، زیرا یا تو را از پشت می گیرد و یا به تو پرواز می آموزد.

 




طبقه بندی: خدا،
برچسب ها: ساعت، دوست، پرواز، رحمت، دوستت دارم، خدا چشم مهربان عشق ذکر توبه قنوت عاشق گناه آرامش، لقاء مرگ آسمان ارزش شعر اشک طوفان،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic