تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391 | 12:54 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«صبح سوسنگرد»

دشمن سوسنگرد را محاصره كرده بود. قرار بود عملیاتی برای آزادسازی این شهر صورت بگیرد. آن وقت مقام معظم رهبری در شورای عالی دفاع حضور داشتند. در 23 آبان‌ماه برای حضور در جلسه شورای عالی دفاع از ستاد اهواز به تهران آمدند. آن زمان بنی‌صدر رئیس‌جمهوری بود و در شورا هم حضور داشت. ایشان در آن جلسه مسئله سوسنگرد را عنوان كرده بودند. بنی‌صدر قول داده بود كه اقداماتی انجام شود. به هر جهت آقا به ستاد خودشان در اهواز برگشتند. وقتی كه رسیدند یك‌شنبه بود. آمدند اهواز و تلفنی با آقای بنی‌صدر كه آن زمان در دزفول مستقر بود تماس گرفتند و گفتند: «اقداماتی كه ارتش قرار بوده در اینجا انجام بدهد صورت نگرفته و ما می‌خواهیم یك كاری انجام بدهیم. آقای بنی‌صدر به ایشان می‌گوید: شما بروید در ستاد لشگر92 اهواز و آنجا با مسئولین صحبتی كنید و من هم دستور می‌دهم كه اقداماتی انجام دهند.» ایشان با آقای غرضی كه آن زمان استاندار خوزستان بود، می‌روند در ستاد و با فرماندهان نظامی جلسه‌ای را تشكیل می‌دهند و دربارة طرح آزادسازی سوسنگرد به توافق نظری می‌رسند. بدین صورت كه تیپ 2 لشگر92 اهواز كه در دزفول مستقر بود به اهواز مأمور بشود و صبح 26 آبان عملیاتی را جهت آزادسازی سوسنگرد آغاز كند.

             برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

ساعت حدود 11 شب بود كه من زنگ زدم به ستادو آقا وقت استراحت‌شان بود و می‌خواستند بخوابند یا خوابیده بودند. شهید چمران به ایشان می‌گوید: از دزفول تماس گرفتند و گفتند تیپی كه قرار بود وارد عملیات بشود نمی‌فرستیم و لازم داریم. آقا بلند می‌شوند با تیمسار ظهیرنژاد (كه آن وقت فرمانده نیروهای مسلح دزفول بود) صحبت می‌كنند و می‌گویند اوضاع از چه قرار است؟ تیمسار می‌گوید: این دستور فرماندهی است و ما آمدیم به اهواز برای به‌كارگیری این تیپ. اگر این تیپ آنجا به كار گرفته شود، احتمال شكست آن‌ها زیاد است و ما نمی‌توانیم این تیپ را بفرستیم؛ چون دیگر نمی‌توانیم از آن استفاده كنیم، مگر اینكه دستور ویژه‌ای از فرماندهی برسد. آن شب كه قرار بود هماهنگی بشود برای عملیات، از بیت حضرت امام از تهران تماس گرفتند با ستاد «آقا» و از طرف امام می‌پرسند آنجا چه خبر است؟ ایشان می‌فرمایند: خبر این است كه ما طرحی برای عملیات در سوسنگرد ریختیم، ولی تردید داریم مشكلاتی پیش بیاید كه این كار عملی نشود، مگر اینكه حضرت امام دستور ویژه‌ای صادر بفرمایند. گوشی را به حضرت امام می‌دهند و آقا با حضرت امام صحبت می‌كنند. امام می‌فرماید: سوسنگرد باید تا فردا آزاد شود و تیمسار فلاحی هم باید مباشر مستقیم عملیات بشود. بعد از این پیام آقا در ساعت یك نصف شب، دو نامة جداگانه خطاب به سرهنگ قاسمی و جانشین رئیس ستاد مشترك می‌نویسند. در آن نامه به سرهنگ قاسمی سفارش می‌كنند كه مبادا به خاطر اطلاعات و اخباری كه از دزفول می‌رسد تیپ2 را رها كنید و از رده خارج كنید. شما موظف هستید كه تیپ را به كار گیرید و آماده كنید. به تیمسار فلاحی هم می‌نویسند كه شما موظف هستید بیایید و كارها را بر عهده بگیرید. بعد نامه‌ها را به شهید چمران می‌دهند كه نوشته‌ای پای آن‌ها بنویسید و شهید چمران هم نامه‌ها را به یك پیك مخصوص می‌دهد تا به آن‌ها برساند. صبح زود تقریباً ساعت سه یا چهار بود كه كم‌كم رزمندگان حركت كردند و تیپ2 هم به كار گرفته شد و تقریباً ساعت پنج صبح از خط یك عبور كردند و به طرف سوسنگرد به پیش رفتند و به لطف خدا و همت رزمندگان و وجود واقعاً مؤثر و مستمر و دائمی مقام معظم رهبری، وارد شهر سوسنگرد شدند و این شهر را آزاد كردند.

«برادر كبیری»

منبع: ویژه‌نامه امتداد +/ بهار 1389




طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، سوسنگرد، لشگر 92 زرهی اهواز، تیمسار فلاحی، شهید دکتر مصطفی چمران، آزادسازی سوسنگرد، امام خمینی، اهواز، بنی صدر، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات