تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391 | 01:31 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

    

«سردار سرنوشت‌ساز»

آقا حضورشان در آنجا (جبهه) پشتیبانی محكمی در واگذاری امكانات جنگی به سپاه و بسیج بود و باعث دلگرمی و تقویت روحیة فرماندهان جبهه‌های جنگ و رزمندگان بود. بنی‌صدر خیلی تلاش می‌كرد تا نیروهای سپاه و بسیج را تضعیف كند اما «آقا» با همه وجود از آنان دفاع می‌كردند نكته مهم این كه «آقا» با شجاعت و شهامت در خطوط مقدم شركت می‌كردند و همچون یك رزمنده اسلحه به دوش می‌گرفتند و دشمن را تعقیب می‌كردند. عكس‌ها و تصویرهایی كه از آن زمان باقی است، همه خود گویای این مطلب است. به نظر من حساس‌ترین فراز جنگ، آن موقعی بود كه آقا به حضرت امام عرض كردند: من اجازه می‌خواهم كه به‌عنوان رئیس‌جمهوری و امام جمعه تهران به جبهه‌های جنگ بروم. سرانجام با اصرار این اجازه را گرفتند. در آن موقع دشمنان ما عراقی‌ها را با تمام امكانات حمایت می‌كردند. ما در محاصرة اقتصادی بودیم، فشارهای روانی و بمباران‌های شهرها وجود داشت و بخشی از جبهه‌های جنگ مثل فاو و كربلای4 و منطقه شلمچه، جزیره مجنون و حلبچه به دست عراقی‌ها افتاده بود. خلاصه، وضعیت حساسی بود.

                         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 با آمدن مقام معظم رهبری كه در آن موقع رئیس‌جمهور بودند، همة ائمه‌جمعه كشور عازم جبهه شدند و سیل عظیمی از جوانان مؤمن به جبهه رو آوردند؛ به طوری‌كه برای تداركات آن‌ها با مشكل مواجه شده بودیم، اما پشتوانه‌های مردمی بسیاری از مشكلات را در تداركات نیروهای اعزامی كم كرد. این یكی از فرازهای حساسی بود كه مقام معظم رهبری در جبهه حضور پیدا كردند و همین حضور و روحیه‌دادن ایشان باعث شد كه ما بلافاصله عملیات‌هایی را علیه عراق ادامه دادیم. این حضور سرنوشت‌ساز را نباید دست كم گرفت. بلكه باید روی آن تأمل كرد و شرایط آن موقع را تجسم نمود كه ما چه وضعیتی داشتیم و روحیه‌ها چگونه بود و با حضور ایشان روحیه‌ها به چه سمت و سویی قوت گرفت در مدتی كه ایشان در جبهه تشریف داشتند، به لشگرها و تیپ‌های سپاه و ارتش سركشی می‌كردند و برای هم سخنرانی می‌كردند و وضعیت سیاسی و نظامی آن موقع را تبیین می‌كردند. در آن صحبت‌ها مطالب را بدون واسطه از طرف امام مطرح می‌كردند. یك روز عصر هم برای نماز مغرب و عشا به لشگر19 فجر از استان فارس، كه فرماندهی آن به عهده حقیر بود، آمدند و در سیل عظیم رزمندگان لشگر سخنرانی فرمودند بعد هم به داخل دفتر فرماندهی لشگر آمدیم و شورای لشگر با ایشان جلسه گذاشتند. فرماندهان لشگر سؤال‌های خود را مطرح كردند و مقام معظم رهبری پاسخ‌های قانع‌كننده‌ای به آنان دادند و با این پاسخ‌ها علل پذیرش قطعنامه 598 و چگونگی ادامه دفاع را تبیین كردند كه این صحبت‌ها برای ما و همه فرماندهان راه‌گشا و روحیه‌دهنده بود.

«سردار نبی‌الله رودكی»

منبع: ویژه‌نامه امتداد +/ بهار 1389




طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، سپاه، بسیج، امکانات جنگی، شجاعت، شهامت، فاو، عملیات کربلای 4، منطقه شلمچه، شلمچه، جزیره مجنون، حلبچه، امام جمعه تهران، رئیس جمهوری، فرماندهان جنگ، بمباران شهر ها، نماز، علل پذیرش قطعنانه 598، قطعنامه 598، امام خمینی، حضرت امام، روحیه رزمندگان اسلام،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic