تاریخ : جمعه 20 مرداد 1391 | 05:34 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

قسمت سوم (ویژگیهای فردی)

آیا تا حالا شده كسی از شما انتقادی بكند كه كاملا هم بیجا باشد و شما را ناراحت كند؟

قسمت اول بله ولی قسمت دوم خیر. انتقاد بی جا می كنند ولی عصبانی نمی شوم. من جایی سخنرانی كردم، همه نشسته بودند و گوش می كردند. بعد آمدند خیلی تشكر كردند كه استفاده كردیم و باز هم بیایید و ... یكدفعه یك آقایی آمد گفت: «سخنرانی تان اصلا بدرد نمی خورد، خیلی ساده و پیش پا افتاده بود، ما فكر می كردیم حالا چی می خواهید بگویید، وقتمان را تلف كردیم همینجوری برای خودش گفت»، جلوی همه، تقریبا داشت بال می زد. من هم به ایشان گفتم كه خوب خدا را شكر، الحمد الله كه شما دارید اینجوری می گویید، چون علی (ع) فرمودند كه اگر دیدید همه ازتان راضی هستند، منافق اید. و خوشحالم كه منافق نیستم و بالاخره یك مخالفی هم پیدا شد. نه، اصلا یادم نمی آید بگویم آخرین باری كه عصبانی شدم كی بوده. اصلا عصبانی نمی شوم.

 

                  برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 

یعنی هیچ چیز شما را عصبانی نمی كند؟

نمی خواهم بگویم هیچ چیزی من را عصبانی نمی كند، چیزهایی كه به شخص من بر می گردد، یعنی كسی اهانتی به من بكند، برخورد بدی با من داشته باشد و من عصبانی بشوم، نه. ولی یك چیزهایی عصبانی ام می كند. عصبانی می شوم از اینكه بچه هایی كه توی جنگ بودند بعضی هایشان الان آنچنان طلبكاراند «باید به ما این را بدهید؛ باید به ما آن را بدهید، ما این كار را كردیم، آن كار را كردیم» اینقدر رفته جبهه كه زمین بگیرد، رفته جبهه كه خانه بگیرد. عصبانی می شوم از اینكه خیلی ها چقدر راحت ارزشها را زیر سوال می برند، جبهه و جنگ و همه چیز را مسخره می كنند. آدمها كشته شدند، اینجوری شد، آنجوری د. عصبانی می شوم از آدمهایی كه قدر نعمتهایی را كه دارند نمی دانند، قدر امامی را كه داشتند ندانستند، قدر مملكتشان. اینها عصبانی ام می كند. آنی كه می گویم چیزی من را عصبانی نمی كند منضور در ارتباط با شخص خودم است. اینكه كسی بیاید با من برخوردی بكند كه من عصبانی بشوم. نه واقعا یادم نمی آید عصبانی شده باشم.

اگر یك نفر بیاید جلوی شما و ارزشهای انقلاب را زیر سوال ببرد و یا به امام توهین بكند چه عكس العملی نشان می دهید؟

فقط با او صحبت می كنم، می گویم خوب دلیل این اهانتت چی است؟ چه منطقی برایش داری؟ آیا می توانی این چیزی را كه می گویی اثبات بكنی؟ مدرك و سندی داری؟ سعی می كنم خیلی منطقی با او رودر رو بشوم.

یعنی هیچ كس تا حالا نتوانسته شما را از كوره بدر بكند؟

واقعا تا حالا از كوره بدر نشده ام. كسی عصبانیت من را ندیده تا حالا.

آیا آدم خوش قولی هستید؟

صد درصد

اگر به شما بگویند كه در یك جمله خودتان و شخصیتتان را تعریف بكنید چی می گویید؟

می شود در یك كلمه تعریف كنم؟

بله.

فسقلی

حالا در یك جمله بگویید.

خیلی فسقلی. دو تا كلمه می شود یك جمله. (خنده)

تاثیر گذار ترین حرفی كه از كسی شنیده اید كه باعث شده تاثیر فراوانی در زندگی تان داشته باشد چی بوده و از چه كسی؟

باید روی این سوال فكر كرد كه واقعا تاثیر گذارترین حرفی كه شنیده ام چی بوده است. باید روی آن فكر كنم. ولی اولین كسی كه حرفهایش توی زندگی ام خیلی اثر گذاشت و دیدم خیلی عوض كرد، امام است. ولی اینكه تاثیر گذارترین حرف چی بوده این سوالی است كه باید خیلی روی آن فكر كرد. و الان نمی دانم.

(قرار شد در حین صرف شام روی این سوال فكر كنند و جواب بدهند كه دیگر هم من یادم رفت بپرسم و هم ایشان)

بیشتر چه كتابهایی را مطالعه می كنید؟

كتابهای مذهبی، عرفانی، روانشناسی، فیزیك، بیشتر تو این مایه ها.

می شود بهترین كتابهایی را كه تابحال خوانده اید را نام ببرید؟

كتاب «همه چیز با خدا ممكن است» از آقای حورایی. كتاب «موفقیتهای كلیدی»، از آقای برایان تریسی. كتاب در تكاپوی معنا خانم (اسم نویسنده نا مفهوم است ولی بیشتر «چینا پالاس» به نظر می رسد). كتاب «برای هر چیز راه حلی معنوی وجود دارد» و كتاب «درمان با عرفان» از «وین دایر». اینها شاید بهترین هایش بوده است. (ایشان همچنین كلیة كتابهای دكتر حورایی را برای مطالعه پیشنهاد می كنند از جمله: «صمیمیت تاثیر و نفوذ در ده ثانیه» «اعتماد به نفس در ده روز» «یوسف قهرمان خوبیها» «مطالعه با تمركز»)

نظرتان دربارة كتاب انسان در جستجوی معنا چیست كه در كلاستان معرفی كردید؟

كتاب انسان در جستجوی معنا از ویكتور فرانكل؟ كتاب خوبی است ولی جزء بهترینها نیست.

آیا تا بحال شده كه آرزو داشته باشید به جای شخص دیگری باشید؟

نخیر.

چه خصوصیاتی بوده كه دوست داشتید داشته باشید كه الان از آنها محروم هستید؟

آدم تر باشم.

رمز موفقیتتان را در چه چیزی می دانید؟

خیلی خودم را موفق نمی دانم كه رمز آن را بخواهم بگویم.

حالا تا همین حدی كه رسیدید را بگویید.

اطاعت از خدا.

آیا تابحال شده كه یك كسی از شما چیزی بخواهد و شما توی رودربایستی بمانید و آن كار را انجام بدهید در حالیكه در درونتان ناراضی باشید؟

شده، ولی حالا ناراضی نمی توانم بگویم. ولی شاید ترجیح می دادم آن كار را انجام ندهم.

آیا تا بحال شده كسی شما را به انجام كاری وادار بكند؟

كرده اند ولی انجام ندادم.

رابطه تان با سیاسیت چطوری است؟

منظورتان از سیاست چی است؟

چقدر مثلا پیگیر مسائل سیاسی هستید؟

آگاهی سیاسی را دوست دارم داشته باشم، ولی دخیل شدن در بازی سیاسی و رفتن تو این گروه و طرفداری از آن جناح و ... واقعا بدم می آید.

آیا تابحال از جناح های سیاسی به شما پیشنهادی هم شده است؟

تا دلتان بخواهد. بسیار بسیار.

چه جوابی به آنها داده اید؟

همین كه به شما گفتم. گفته ام كه از این بازی ها خوشم نمی آید.

بزرگترین و نگرانی و دغدغة شما در زندگی چیست؟

این است كه به آن جایگاهی كه باید نرسم و از دنیا بروم.

می شود این جایگاه را برای ما تعریف كنید؟

رفاقت با خدا.

اگر كسی را خیلی دوست داشته باشید چه كاری در حق آن می كنید؟

برایش دعا می كنم كه خدا توفیق خدمت به مردم را به او بدهد.

عكس العمل و رفتار شما در مقابل كسی كه بی ایمان است یا خیلی بد حجاب است و به شما مراجعه می كند برای مشورت چطوری است؟ آیا با كسی كه ایمانش خیلی بالا است یا حجاب خوبی ندارد، فرقی هم برای شما دارد؟

با گروه اولی كه گفتید خیلی مهربان تر و صمیمی تر برخورد می كنم. چون این گروه اول را باید جذب كنیم. گروه دوم اتوماتیك ما حرفهایمان مثل هم است. توی یك قایق هستیم، توی یك مسیریم. ولی آن اولی ها. توجه و محبتم خیلی به آنها بیشتر است.




طبقه بندی: مصاحبه با دکتز شاهین فرهنگ،
برچسب ها: جبهه، جنگ، یوسف قهرمان خوبی ها، برایات تریسی، اعتماد به نفس، حجاب، سیاست، سیاسی، امام علی (ع)، انقلاب، خنده، فیزیک، روانشناسی، سید مجتبی حورایی، مطالعه با تمرکز، منافق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic