تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«پوشش، تعدیل كنندة جلوه‌‌‌گری»

مصاحبه با دكتر «فتحیه فتاحی‌زاده» عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا

آیا حجاب یك نوع عادت رفتاری است و می‌توان آن را از كودكی آموزش داد یا به عنصر آگاهی نیاز دارد؟

آیا دربارة نسل جدید، اتكا به عادات خانوادگی و عرفی برای انتخاب حجاب كافی است؟

عوامل و موانعی كه باعث می‌شود برخی دختران حجاب اسلامی را انتخاب نكنند، چیست؟

برای ترویج حجاب و عفاف، هر عنصر جامعه از جمله صدا و سیما، دولت، آموزش و پرورش، خانواده‌ها و دیگران

چه مسئولیتی بر عهده دارند؟

در كنار برخی برخوردهای سلبی لازم ـ‌كه حرمت اجتماع را حفظ می‌كنند‌ـ، چه كارهای ایجابی می‌توان و باید

انجام داد؟

بدحجابی چه مقدار به مسائل اقتصادی و سیاسی مرتبط است؟

مهم‌ترین عواملی كه موجب ترویج بدحجابی در جامعه می‌شوند، كدامند؟

برای مشاهده پاسخ این سوالات بر روی ادامه مطلب پیدا کنید!

معرفی:

خانم دكتر «فتاحی‌زاده»، استاد دانشیار دانشگاه الزهرا(س) در رشته علوم قرآن و حدیث است كه كتاب‌هایی چون «حجاب از دیدگاه قرآن و سنت»، «حجاب از منظر فطرت، عقل و شرع»، «زن در تاریخ اندیشة اسلامی»، «مبانی نقد حدیث در کتب اربعه»، «پیامبر و خرافی‌زدایی» از او منتشر شده‌ است. مسألة مهمی كه با ایشان در میان گذاشتیم، «راهكارهای ترویج حجاب در جامعه» بود در نتیجه نیاز بود كه نخست «ماهیت حجاب و عفاف» را بهتر بشناسیم و سپس وارد راهكارها شویم.

 

آیا حجاب یك نوع عادت رفتاری است و می‌توان آن را از كودكی آموزش داد یا به عنصر آگاهی نیاز دارد؟

قبل از این‌که جواب بدهم، لازم است مقدمه‌ای را دربارة مسألة پوشش مطرح کنم تا جایگاه آن بهتر مشخص شود. پوشش ربطی به هویت انسانی ندارد؛ بلکه به جنسیت فرد ارتباط دارد. به این معنی که چون ساختار فیزیکی زن و مرد متفاوت است، قطعاً تمایلات و گرایش‌های آنان هم متفاوت است؛ به طور مثال، میل به خودآرایی در زنان نمود دارد. از آن طرف، به لحاظ میزان تحریک پذیری غریزة جنسی می‌بینیم که تفاوت جدی بین زن و مرد وجود دارد؛ به همین دلیل در اسلام برای هرکدام، احکام متفاوتی قرار داده شده است، در ادیان دیگر هم این تفاوت لحاظ شده است. اساس این تفاوت‌ها هم به ساختار فیزیولوژی زن برمی‌گردد.

پس از یك طرف باید به جایگاه زن در منظر مرد و از طرف دیگر باید به نقش اجتماعی و رسالت زن در خانواده و جامعه توجه كنیم. بنابراین مسألة پوشش، اساساً هیچ مغایرتی با آزادی انسان ندارد و تساوی انسانی زن و مرد را زیر سؤال نمی‌برد.

در پی این مقدمه، در پاسخ به سؤال باید گفت: «حجاب می‌تواند عادت رفتاری باشد؛ یعنی ما اگر شرایط فرهنگی اجتماعی را رعایت کنیم، عادت رفتاری با آموزش‌های اولیه می‌تواند در قالب تربیت دینی شكل بگیرد.»

اما چیزی که مهم است، این است كه در عرصه‌های بعدی باید عنصر آگاهی هم افزوده شود. اساساً دین با آگاهی گره خورده است. شما می‌بینید در ارتباط با مسائلی كه خطوط فکری انسانی ما را در اسلام ترسیم می‌کنند، عنصر آگاهی بسیار مهم و بنیادی است. در این مسائل، نه تنها اسلام توصیه به تقلید و پیروی از دیگران نمی‌کند؛ بلکه تقلید فرد از پدر و مادرش را هم منع می‌كند. پس می‌شود گفت: «این‌ها را باید در جایگاه خاص خودش به کار بست و متناسب با شرایط سنی و فکری افراد، پیاده کرد.»

آیا دربارة نسل جدید، اتكا به عادات خانوادگی و عرفی برای انتخاب حجاب كافی است؟

بستگی دارد به این‌که عرف و عادات خانوادگی چه میزان متأثر از دین باشند. واقعاً معلوم نیست عرف و عادات خانوادگی برگرفته از دین باشند؛ چون ما هیشه با عرف شرعی مواجه نیستیم. این‌جاست که جوان اگر می‌خواهد به راه صواب برود، باید حرکتی در راه اصلاح عرف و عادات جامعه بردارد، این‌جاست که نباید تسلیم عادت‌های غلط بشود. البته نوعا فضای حاکم بر جامعة ما ـ‌شکر خدا‌ـ یک فضای عرفی نزدیک به شرع است و می‌شود گفت كه از شرع الهام گرفته است. در این فضا باید با اقدامات فرهنگی در جهت گسترش پوشش، جا انداختن این موضوع و آگاه‌سازی جوانان گام برداشت.

عوامل و موانعی كه باعث می‌شود برخی دختران حجاب اسلامی را انتخاب نكنند، چیست؟

عوامل فراوان، زمینه‌ها و بسترهای متعددی هست؛ گاهی جنبة روحی و درونی دارد و گاهی به مسائل محیطی و پیرامونی برمی‌گردد. ابتدای عرضم گفتم كه در وجود خانم‌ها میل به خودآرایی هست، قدری تمایل به جلوه‌گری هست، بی‌دلیل هم نیست. هدف نظام خلقت هم بر این بوده که در یک مسیر صحیح و هدف متعالی به کار گرفته شود. متأسفانه این گرایش گاهی از مرز خودش تعدی می‌کند و فسادآفرین می‌شود. شاید اگر دختران ما به این مسأله توجه کنند که پوشش می‌تواند یکی از عوامل مهم تعدیل‌کنندة این میل باشد روندی متفاوت در پیش گیرند.

در روایات اسلامی کلامی داریم از حضرت علی(ع) که می‌فرمایند: «زکات زیبایی زن، عفاف است.»

از این گفتار حضرت این را می‌فهمیم که زیبایی انسان، یك سرمایه است که باید درست مصرف شود، زکاتش هم حفظ عفاف است؛ پس این سرمایه می‌تواند سودمند باشد.

در اسلام توصیه به خودآرایی زن هم شده است؛ وقتی به خانم‌ها می‌گوید که مقابل محارمت، کشف حجاب کن، در مقابل همسر خودآرایی کن، به خاطر جهت دادن به آن امر غریزی است تا شخص را در مسیر تعالی به خدمت گیرد.

البته عوامل درونی هم هست، کم اطلاعی به مسأله پوشش هم هست. اگر زن این را باور کند که حفظ پوشش یك احترام به زن است و او را از نگاه‌های شهوانی حیوانی محفوظ می‌دارد، طبعاً به حجاب میل پیدا می‌کند. قرآن می‌فرماید، زن اگر حدود را رعایت نکند، هر بیماردلی به او طمع می‌کند و با نگاه‌های آلوده، حریمش را می‌شکند. این شخصیت باید سالم بماند، هم تربیت بشود و هم نسلی را تربیت کند. اگر قرار باشد تحت تأثیر نگاه‌های آلوده، به سمت شهوات سوق پیدا کند، هویتش را فراموش می‌کند. این آدم از درون خودش دور شده است.

قرآن کریم می‌فرماید: «ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین» (سورة احزاب، آیة 59) پس حجاب می‌شود نماد اجتماعی زن مسلمان که باید آن را محافظت كند.

یکی، دو مورد هم از عوامل بیرونی بگویم؛ چون ما همیشه شخص را متهم می‌کنیم که فقط خودش مقصر است! کم و بیش در مناطق مختلف این واقعیت تلخ هست كه دختر جوان با تبعیض‌های جنسیتی و بی‌توجهی به آزادی‌های مشروعش مواجه می‌شود. یک سری آزادی‌هایی برای انسان قرار داده شده که مشروع هستند. چرا ما باید محدودشان کنیم؟ این باعث بدبینی به اسلام می‌شود.

یك خانم با حفظ حدود دینی، باید بتواند وارد عرصة ورزش شود، کسب اطلاعات كند و به مراکز آموزشی مراجعه نماید. بعضاً چون تمهیدات را فراهم نکردیم، می‌بینیم منجر به این شده كه خانم‌ها از یک سلسله امتیازها محروم شوند. جوان ما وقتی با این‌ها مواجه شود، فکر می‌کند اسلام این را خواسته است! گاهی ما بعضی عادات بدمان را به حساب دین می‌گذاریم. افراط و تفریط‌هایی که وجود دارد باعث می‌شود که ما کم‌تر بگذاریم زنانمان مسیر اعتدال را تجربه کنند.

سلیقه‌ای عمل‌کردن، بیش‌تر جاها مشهود است، گاهی سلیقة پدر خانواده به دختری تحمیل می‌شود. این اثر در سطح کلان نیست و به همان خانواده محدود می‌شود، اما افراد را از این مسأله گریزان می‌کند كه شاید برگردد به برنامه‌ریزی‌های سلیقه‌ای در سطح جامعه.

برای ترویج حجاب و عفاف، هر عنصر جامعه از جمله صدا و سیما، دولت، آموزش و پرورش، خانواده‌ها و دیگران چه مسئولیتی بر عهده دارند؟

ما نباید برخوردهای مقطعی یا نگاه تفكیكی به ارگان‌ها داشته باشیم، باید نظام برنامه‌ریزی ما در سطح کلان باشد. به جای این‌که آسیب‌شناسی كرده و معضلات بنیادی جامعه را شناسایی کنیم، باید مرهمی به زخم‌ها بگذاریم. نباید كاری مقطعی انجام دهیم و موضوع را رها کنیم، این کار صحیح نیست و قطعاً نتیجه بخش نخواهد بود.

در كل، آگاهی مجریان و سیاست‌گذاران امر فرهنگ، دربارة معضلات اخلاقی جامعه و به‌كارگیری نیروی انسانی کارآمد و اعتبار لازم، گامی مؤثر است. نباید از واقعیت‌های تلخ چشم‌پوشی كنیم. زنان ما هنوز از ضعف فرهنگی رنج می‌برند و واقعاً یکی از معضلات فرهنگی‌ـ فکری جامعه، ناآگاهی زنان از هویت واقعی خودشان است. اگر این آگاهی به دست نیاید، زن نمی‌تواند ارزش و جایگاه خود را درک کند. زمانی احکام و قوانین کارآمد می‌شوند که خود خانم‌ها هم تلاشی در این زمینه داشته باشند؛ پس برنامة آموزش و تشویق خانم‌ها برای فراگیری مسائل مربوط به خودشان، قطعاً اثرگذار خواهد بود. مسألة بعد، هم‌آهنگی و هم‌سویی این نهادهاست.

رسانة ملی وظیفة سنگین‌تر و سخت‌تری دارد، به خاطر این‌که خیلی راحت در دسترس همة مردم است و با برنامه‌های فرهنگی، می‌تواند جایگاه واقعی خانم‌ها و هویت آنان را در نظام اسلامی تبیین کند. زن‌ها در فیلم‌ها و سریال‌ها، گاهاً موجوداتی صرفاً احساسی و فاقد هویت معرفی شده‌اند. اگر خود کسانی که هنرپیشه هستند و مورد توجه جوانانند وقار داشته باشند، مؤثر است. این برنامه‌ها می‌توانند زن را به‌عنوان یک موجود خلاق دارندة کمالات و استعدادها و کسی‌که می‌تواند نقش‌های برجسته‌ای را هم در خانواده و هم در اجتماع بر عهده گیرد، نشان دهد. رسانة ملی باید از شخصیت‌پردازی‌های منفی و ناصحیح پرهیز کند.

در كنار برخی برخوردهای سلبی لازم ـ‌كه حرمت اجتماع را حفظ می‌كنند‌ـ، چه كارهای ایجابی می‌توان و باید انجام داد؟

برخی اقدامات در مقاطعی مورد توجه بودند، ولی به‌طور مستمر، پی‌گیری نشدند؛ مثلاً ما در عرصة شهرسازی و معماری، متناسب با فرهنگ دینی حرکت نکرده‌ایم. به همین دلیل می‌بینیم كه آزادی عمل از دختران در مراکز آموزشی دخترانه گرفته شده است. در حالی که این‌ها نباید مجبور باشند در محیطی که ساعت‌های متمادی در آن هستند، پوشش كامل را رعایت کنند؛ اما چون همسایه‌ها اشراف دارند، مجبورند. شرایط و مقتضیات روحی و سنی افراد باید لحاظ شود.

شرایط و مقتضیات فرهنگی اقلیمی در كشور ما متفاوت است، پوشش باید مقتضی شرایط باشد. در ضمن چادر باید به آسانی و با قیمت مناسب در اختیار قرار گیرد. شما می‌بینید كه لباس‌های مبتذل با قیمت‌های ارزان در دسترسند! جوان تنوع‌طلب است. مُدگراست. این‌ها را نباید نادیده گرفت، باید متناسب با آداب محلی و فرهنگ دینی، پوشش مناسب را ارائه داد.

بدحجابی چه مقدار به مسائل اقتصادی و سیاسی مرتبط است؟

نباید به طور کلی گفت كه بدحجابی امری سیاسی است، ولی ما در جامعه‌یمان بدحجابی سیاسی هم داریم؛ یعنی برخی بدحجابی‌ها نوعی نماد اعتراض به حکومت دینی‌اند؛ حكومتی که برای پایه‌ریزی نهاد‌های اجتماعی اسلام بوده است. جالب است که دقیقاً برخی، با بی‌اعتنایی به سیاست‌های فرهنگی، نظام اجتماعی را هدف قرار داده‌اند. از جنبة اقتصادی هم بحث قیمت نامناسب چادر و لباس‌هایی که به‌عنوان حجاب استفاده می‌شوند، وجود دارد؛ یعنی جنبة سیاسی و اقتصادی هم دارد، اما به این‌ها محدود نمی‌شود.

مهم‌ترین عواملی كه موجب ترویج بدحجابی در جامعه می‌شوند، كدامند؟

من عمدة عوامل را در بخش عوامل محیطی می‌دانم؛ مثلاً الگوهای نامناسب. چون به هر حال انسان، الگوگزین و الگوپذیر است، همیشه در این فکر است که ارزش‌هایش را در چهره‌ای مجسم كند و خودش را با آن هم‌آهنگ نماید. اگر می‌بینیم قرآن این همه به مسألة اسوه تأکید می‌كند، دلیلش قطعاً همین است.

مسألة بعدی که یکی از عوامل محیطی می‌تواند باشد، ضعف بعد نظارتی در خانواده‌هاست. خانواده‌ای که البته باید یک ناظر باشد نه یک حاکم، چون شرایط فرهنگی امروز و اساساً اسلام و هیچ عقلی تأیید نمی‌کند که به‌عنوان حاکم دخالت کند و فرد را مجبور نماید. در بعد تربیت، این بعد نظارتی در خانواده‌ها تضعیف شده و خانواده محل استراحت و برآوردن نیازهای روحی و جسمی افراد شده است، اما این‌که جوان ما احساس کند که در این محیط، نظارت هم هست و به طور غیرمستقیم برنامه‌هایش كنترل می‌شود، متأسفانه کم‌رنگ شده است. خب طبیعی است که یک جوان با الگوی نامناسب و بدون نظارت کافی خانواده، چه خواهد شد!

بحث دگرگونی ارزش‌ها در جامعه هم خیلی مهم است. در برخی محیط‌ها می‌بینیم که یک دگرگونی ارزش‌ها اتفاق افتاده است؛ چیزی که می‌توانست ارزش باشد و در جهت رشد فرد قرار گیرد، مورد غفلت واقع شده است و در عوض مسائل ضد ارزشی، جا افتاده‌اند.

رشد آگاهی و آشنایی ما از اسلام، تنها راه تغییر است. اگر به موقع به سراغ عنصر آگاهی نرویم، نخستین ضربه‌اش به خودمان برمی‌گردد. تا وقتی که دورة کودکی و جوانی را پشت سر می‌گذاریم، معمولاً تحت تاثیر خانواده‌ایم و به فرض این‌که تربیت صحیح اسلامی داشته باشیم، رشد خوبی داریم؛ اما این امر برای جوان، جواب‌گو نخواهد بود. همین جوانی که در شرایط مطلوب تربیت شده، وقتی به مرحلة تشخیص و به اصطلاح، رشد عقلانیت رسید، می‌فهمد که باید خودش را از این مرحله بالا بكشد، حالا می‌خواهد خودش سکان‌دار وجودش باشد؛ ولی اگر كسی مرحلة آگاهی‌یابی را طی نكرد، آن‌جاست که با اشکالات جدی روبه‌رو خواهد شد.

«حمیده وثوق‌زاده»

ماهنامه امتداد

شماره 60، بهمن 1389

صفحات (53-55)




طبقه بندی: مباحث حجاب،
برچسب ها: حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، پیام حجاب، پوشش اسلامی، حجاب اسلامی، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات