قسمت چهارم (نظرات و ایده ها)

با توجه به اینكه امریكا درس خواندید نظرتان در مورد جامعة امریكا چی است؟

جامعة امریكا، یك جامعة قشنگی نیست. به دلیل اینكه حتی مذهبی ترین و معنوی ترین آدمها در آمریكا اولین پارامتری كه برایشان ارزش دارد پول است. آنقدر پول در جامعة امریكا مهم است كه در معنوی ترین خانوادة امریكایی هم وقتی بچه دختر یا پسر فرقی هم نمی كند به سن شانزده سالگی می رسد، از درآمدهای آن خانواده محروم می شود، پدر به بچه می گوید من به تو دیگر یك سنت هم پول نمی دهم، خودت می دانی، برو كار كن. دختر خانه است، می رود تو پیتزا فروشی كار می كند، مدرسه هم می رود تا پولش را خودش در بیاورد. و خوب اینكه پول برای آدمها در اولویت اول باشد كمی عرصه را برای آدم تنگ می كند. زندگی قشنگی نیست. مواردش زیاد است. آن فسادی كه آنجا می بینید. بی خیال بودن آدمها نسبت به خیلی از ارزشهای اخلاقی. این كه عنصری به نام خانواده بسیار بسیار بسیار آنجا كمرنگ است. اینكه آدمهای دیندار هم در دینداریشان خیلی محكم نیستند. همة اعمال دینی شان خلاصه می شود توی یك كلیسا رفتن كه آن هم چهار هفته یكبار می روند. چیز قشنگی نیستند. یعنی آدم چیزی را آنجا نمی بیند كه جذب بشود و دوست داشته باشد آنجا زندگی بكند. اینكه تكنولوژی بالا است خوب باشد. ولی زندگی را من در آنجا حتی تك ثانیه هم دوست ندارم.

               

                  برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 

اگر قرار باشد توی یك جمله جامعة امریكا را خلاصه كنید چی می گویید؟

جامعه ای كه آدمها خودشان در اولین اولویت اند برای خودشان. این كه من چه چیزی را از زندگی ام كسب می كنم شاید به نوعی از خدا هم توی آن جامعه پر رنگ تر است. این جامعه جامعة قشنگی نیست. كه هر آدم مهمترین اولویت در زندگی اش خودش باشد. تو این جامعه عنصری به اسم فداكاری مفهومی پیدا نمی كند. ایثارگری مفهومی پیدا نمی كند و ...

تعریف شما از دوست چی است و بهترین دوستهای شما چه كسانی هستند یا بودند؟

دوستی كه من را هل بدهد به سمت خدا، دوستی كه اگر دارم كج و بی راهه می روم راه را به من نشان بدهد و تذكر بدهد. دوستی كه كمك كند برای رشد معنوی، آن دوست است. راستش الان می توانم خیلی قاطع بگویم كه دوستی ندارم. شاید همه فكر می كنند فرهنگ اوه، الان من با  n هزاران نفر ارتباط دارم. خیلی ها خودشان را دوست من می دانند، خیلی ها رفت و آمد خانوادگی با من دارند، ولی واقعا و بدون تعارف این را به شما می گویم كه حتی من امروز یك دوست هم ندارم.

طرف مقابل شما باید چه پارامترهایی داشته باشد كه شما آن را دوست خودتان بدانید؟

پارامترهای معنوی كه حس كنم با آن آدم بتوانم رشد می كنم به سمت خدا.

یعنی هیچ كسی نتوانسته شما را رشد بدهد؟

آدمهایی كه دور و برم هستند و خیلی خدا خدا می كنند، وقتی توی بطن و كنه زندگی شان می روم می بینم كه نه؛ خدا گام اول زندگی این آدمها نیست. سالهاست خیلی قاطع می توانم بگویم دوست، به مفهوم دوست؛ كسی كه دلم برایش بتپد، و دوست داشته باشم ببینمش، ندارم. ولی با آدمها تا دلتان بخواهد ارتباط دارم. آخرین دوستهایی كه داشتم دوستهای دوران جنگ بودند.   

كدام شخصیت مذهبی بیشترین تاثیر را بر روی شما داشته است؟

امام. خود امام.

بعد از امام؟

بعد از امام هم آقای خامنه ای. بخاطر ویژگیهای خاص اخلاقی كه دارند. ظرافتهای رفتاری كه دارند و خیلی از آقایون مذهبی ندارند.

انسان كامل از دیدگاه شما باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟

انسان كامل آدمی است كه خودش را در چهارچوب آنچه كه خدا دوست دارد قرار بدهد، و خودش را خارج بكند از كادر آنچه كه خدا دوست ندارد. این انسان، كامل است.

 چه خصوصیاتی باید در یك انسان باشد كه آن را بدترین انسان بكند؟

عكس همین كه گفتم.

در حال حاضر دوست دارید با چه كسی ملاقات بكنید و از نزدیك او را ببینید؟

خیلی دوست دارم یك ملاقات خصوصی داشته باشم با رهبر.

وقتی ایشان را دیدی چه چیزی می خواهید به ایشان بگویید؟

هیچی. ببینمشان و ببوسمشان . بعد به ایشان بگویم برایم دعا كند. انتظار یا خواسته ای ندارم.

شرایط و محیط پیرامون را چند درصد در موفقیت آدمها موثر می دانید؟

بیست درصد.

آیا به جوانها توصیه می كنید كه سیاسی باشند؟

سیاسی به معنی شركت در گروه های سیاسی به هیچ وجه. سیاسی به مفهوم آگاهی سیاسی داشتن در حد بالا حتما.

بهترین توصیه ای كه می توانید به جوانها بكنید برای ازدواجشان چیست؟

بهترین توصیه این است كه قبل از ازدواج خودشان را درست كنند، و بعد دنبال یك شریك زندگی بگردند كه مثل خودشان باشد. نه اینكه خودشان دارند بد زندگی می كنند منفی زندگی می كنند، دنبال یك كسی می گردند كه همة چیزهای خوب توی وجودش باشد. اول خودشان خوب بشوند. بعد بروند با یك آدم خوب زندگی كنند. كه برایشان بشود بال پرواز.

نظرتان در بارة رمان و داستان چی است؟ بعضی ها خواندن این كتابها را اتلاف وقت می دانند.

دوست دارم، نه اتلاف وقت هم نیست. ولی وقتش را ندارم. شما كتابی مثل بینوایان را بخوانید، به هیچ وجه اتلاف وقت نیست. ولی شخصا وقتش را ندارم. ولی توصیه می كنم كه اگر وقت دارید بخوانید.

 در یك جمله احساس و یا ایدة خودتان را در خصوص كلمات زیر بیان كنید:

شهادت: توفیقی كه هر كسی نصیبش نمی شود.

همسر: بال پرواز.

ایران: می شود ایران را تعبیر كرد به میكدة عشق.

جبهه: جبهه را شاید در یك جمله نشود تعریف كرد. حسی كه از شنیدن این اسم بهم دست می دهد در واقع یك حس پرواز است. حس اوج گرفتنی كه بعد از جنگ هیچ وقت نتوانستم تجربه اش كنم.

رهبر: اوج خلوص.

حجاب: چیزی كه خدا دوستش دارد.

عشق: نعمتی كه هر كسی لایق آن نیست.

این یكی یك كم سیاسی است احمدی نژاد: احمدی نژاد، از یك چیزهایش خوشم می آید، آدمی است كه شاید خیلی بیشتر از چند رئیس قبلی، آقای محمد خاتمی، آقای هاشمی رفسنجانی، شاید خیلی بیشتر از اینها به مردم فكر می كند. و خیلی كمتر از آنها به خودش (فكر می كند) و ویژگی مردمی بودنش و اینكه چیزها را برای مردم می خواهد، ویژگی بسیار بارزی است كه تو چند دورة قبل به این پر رنگی دیده نشده.

پول: شمشیر دو لبه.

در رشته های زیر محبوب ترین شخصیتها، چه كسانی هستند؟

شاعر: حافظ.

نویسنده: شاید آقای اسمش چی بود؟ روایت فتح، آقای روایت فتح. (خنده) شهید آوینی و چمران.

ورزشكار مورد علاقه: حسین رضازاده.

شخصیت علمی: دكتر حسابی.

بازیگر: هیچكدام.

رئیس جمهور: یك سوال از من كردی، جوابش تو همان است. توی رئیس جمهورهای دو سه دورة گذشته، بین مثلا آقای رفسنجانی و خاتمی و آقای احمدی نژاد، من بیشتر احمدی نژاد را ترجیح می دهم.

خوانندة محبوب: هیچكدام.

آقای شجریان را چطور؟

اگر توی موسیقیهای سنتی بخواهیم بگوییم، من مختاباد، سراج و افتخاری را بیشتر از شجریان دوست دارم.

چرا؟

به دلیل اینكه آهنگهایی كه می خوانند عرفانی تر است. بیشتر از روی دل می خوانند. شجریان یك دنگ و فنگهایی و یك دكانهایی را با خودش راه انداخت كه خیلی جالب نبود. كسی حق ندارد صدای من را از تلوزیون پخش كند، یك بازیهایی كه.. یك كمی منیت در كارهای آقای شجریان واضح است. ولی این سه نفری كه می گویم و باز بین این سه نفر مختاباد و سراج را من خیلی بیشتر دوست دارم. این دو تا بی ادعا می خوانند، از دل می خوانند، قشنگ، عرفانی.

شهید: شهید! شهید! سوال سختی است. نه.  نمی دانم. اینكه تو مجموع شهدایی كه می شناسم كدامشان برترند، منظورتان این است؟

نه خوب شهدا همه شان در اوج هستند ولی محبوبیتشان نزد شما بیشتر باشد.

اگر منظورتان توی شهیدهایی است كه توی جبهه رفیقهای من بودند. شما فرض كنید، شهید آوینی كه رفیق من نیست. ولی شهدایی كه رفیقم بودند یكی از بچه های شیراز بود كه خیلی بی ادعا، خیلی شجاع و خیلی هم مظلومانه شهید شد، توی آب (غواص بود) شهید شد. شیراز هر وقت   می روم حتما سر خاكش می روم. شهید علیرضا موذمی.

شخصیت سیاسی:

شخصیت سیاسی محبوب؟ رهبر.

نظرتان دربارة فال حافظ چیست؟ فوق العاده عالی است.

به این فال اعتقاد دارید؟ بله.

نظرتان دربارة دكتر علی شریعتی چی است؟

شریعتی، یك آدمی است كه با اسلام از دیدگاه شور و هیجان بیشتر برخورد كرده تا با دیدگاه شعور. شریعتی به عنوان یك محرك و یك جرقه خیلی خوب است. زمان شاه كتابهای شریعتی لازم بود كه به آدمها شتاب بدهد، (كه) بیاییند توی خیابان، ولی وقتی وارد عمق مطالب معنوی   می شوید، شریعتی واقعا حرفی ندارد. حرفهای خیلی بزرگتر از حرفهای شریعتی لازم است.

یعنی شما مطالعة كتابهای ایشان را به جوانها توصیه نمی كنید؟

توی این عصر(و زمان) خیلی نه. شاید یكی دو تا از كتابها مثلا اگر كسی می خواهد مكه برود كتاب حج شریعتی شاید توصیف قشنگی از حج دارد. از لباس سفید، از خیلی از اعمالی كه توی حج انجام می شود. ولی نه. بیشتر كتابهایش بدرد جامعة امروز ما نمی خورد. می گویم به درد جامعه ای كه می خواهد انقلاب كند خوب است، جامعه ای كه می خواهد با شور و هیجان یك كاری را انجام بدهد، خوب است. ولی جامعه ای كه نیاز به درك و شعور دارد در عالم معنوی، شریعتی واقعا از كتاب «اسلام شناسی» ایشان بگیرید تا بقیه اش «كویر» «پدر،مادر ما متهمیم». بقیه كتابهایشان. بیشتر كتابهایی است كه توی آن شور و هیجان است. شریعتی درك عمیق به آدم نمی دهد.

نظرتان دربارة كتاب «فاطمه فاطمه است» ایشان چیست؟

این كتاب هم جزء همان كتابهایی است كه شور و هیجان در آن است. خواستم بگویم فاطمه دختر پیامبر است، خواستم بگویم همسر علی است. خواستم بگویم مادر حسن و حسین است. خواستم بگویم خواستم بگویم... آخرش هم می گوید نه، فاطمه فاطمه است. از همة اینها بالاتر است. بالاتر از دختر پیامبرو همسر علی. خوب حالا مثلا شما با خواندن این كتاب چه چیزی گیرتان می آید؟ هیچ چیزی گیرتان نمی آید. ما برای شناخت شخصیت فاطمه نیاز داریم كه وارد ابعاد زندگی ایشان بشویم. جمله هایی را كه فاطمه گفته است. برخورد فاطمه در برهه های مختلف؛ كتاب شریعتی همچین چیزی را به ما نمی دهد.

یعنی به نظر شما شریعتی شخصیتی است كه به تاریخ پیوسته است؟

شخصیتی است كه شاید نود درصد آن به تاریخ پیوسته است. صد درصد نه.

نظرتان دربارة شعرهای سهراب سپهری چیست؟

شعرهای سهراب سپهری، درصد بالایی اش رنگ الحادی دارد. چون سهراب سپهری اول یك آدم بی خدا بود، سپهری نزدیكهای آخر عمرش به خدا ایمان آورد و یك كمی رنگ و بوی شعرهایش عوض شد. ولی مجموعة شعرهای سهراب شعرهایی است كه نشان می دهد سهراب سپهری یك آدم طبیعت گرا بوده تا یك آدم خدا گرا.

ماتریالیست بوده؟

به آن مفهوم نمی شود گفت. شعرهایش: من نمازم را وقتی می خوانم كه اذانش را باد گفته باشد سر گلدستة سرو. سنگ از پشت نمازم پیدا است.

حالا ما یك جور دیگری این شعرها را تعبیر می كردیم.

نه، تعبیر عرفانی نكنید. منظور سهراب سپهری توی این شعر اصلا نماز و اذان و خدا نیست. منظورش همسو شدن هستی با خدا نیست. اصلا یك آدمی است كه همه چیز را در طبیعت       می بیند. اواخر عمرش سهراب مسلمان می شود و خدا پرست می شود. ولی خوب شعرهایی دارد كه رنج و درد مردم، لزوم بیشتر شدن شعور و آگاهی در مردم، شعرهای قشنگی است. «آب را گل نكنیم» ولی همة زیبایی ها را اگر خدا را از آن بگیرید دیگر زیبا نیست. مفاهیم بلندی دارد «من   نمی دانم كه چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است، كبوتر زیباست، گل شبدر چه كم از لالة قرمز دارد، شعرهای قشنگی است. ولی اگر همة قشنگیها خدا تویش نباشد دیگر قشنگ نیست




طبقه بندی: مصاحبه با دکتز شاهین فرهنگ،
برچسب ها: سهراب سپهری، احمدی نژاد، فاطمه فاطمه است، دکتر علی شریعتی، شجریان، محمد خاتمی، جامعه، خدا، جنگ، انسان، عکس، رهبر، سیاسی، ازدواج، بینوایان، همسر، پرواز، ایران، جبهه، حجاب، عشق، پول، حافظ، دکتر محمود حسابی، رئیس جمهور، سراج، شیراز، مکه، امام حسن، امام حسین، شعر، زیبا، ماتریالیست، پیامبر، علیرضا افتخاری، مختاباد، هاشمی رفسنجانی، دختر، خانواده، دوست،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات