بیانات مهم مقام معظم رهبری

«در دیدار جوانان استان خراسان شمالى‌»

در مصلی امام خمینی بجنورد

1391/07/23

قسمت سوم

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

در اینجا یك مغالطهاى وجود دارد، كه من براى شما جوانها عرض بكنم: چند تا فیلسوفنماى غربى عنوان «ایدئولوژىزدائى» را مطرح كردند. مىبینید گاهى در بعضى از این مقالات روشنفكرى، عنوان «ایدئولوژىزدائى» مطرح میشود: آقا جامعه را با ایدئولوژى نمیشود اداره كرد. چند تا فیلسوف یا فیلسوفنماى غربى این را گفتهاند؛ یك عدهاى هم اینجا طوطىوار، بدون اینكه عمق این حرف را درك كنند، بدون اینكه ابعاد این حرف را بفهمند چیست، همان را تكرار كردند، باز هم تكرار میكنند. هیچ ملتى كه داعیهى تمدنسازى دارد، بدون ایدئولوژى نمیتواند حركت كند و تا امروز حركت نكرده است. هیچ ملتى بدون دارا بودن یك فكر و یك ایدئولوژى و یك مكتب نمیتواند تمدنسازى كند. همینهائى كه امروز شما ملاحظه میكنید در دنیا تمدن مادى را به وجود آوردهاند، اینها با ایدئولوژى وارد شدند؛ صریح هم گفتند؛ گفتند ما كمونیستیم، گفتند ما كاپیتالیستیم، گفتند ما به اقتصاد سرمایهدارى اعتقاد داریم؛ مطرح كردند، به آن اعتقاد ورزیدند، دنبالش كار كردند؛ البته زحماتى هم متحمل شدند، هزینهاى هم بر دوش آنها گذاشته شد. بدون داشتن یك مكتب، بدون داشتن یك فكر و یك ایمان، و بدون تلاش براى آن و پرداختن هزینههاى آن، تمدنسازى امكان ندارد.
البته بعضى از كشورها مقلدند؛ از غرب، از سازندگان تمدن مادى یك چیزى را گرفته
اند، زندگى خودشان را بر اساس آن شكل دادهاند. بله، اینها ممكن است به یك پیشرفتهائى هم برسند، به یك پیشرفتهاى صورى و سطحى هم میرسند، اما مقلدند؛ اینها تمدنساز نیستند، اینها بىریشه و آسیبپذیرند؛ اگر چنانچه یك طوفانى به وجود بیاید، اینها از بین خواهند رفت؛ چون ریشهدار نیستند. علاوه بر اینكه كار آنها تقلید است و تقلید پدرشان را در مىآورد، برخى از منافع تمدن مادى غرب گیرشان مىآید و بسیارىاش گیرشان نمىآید، اما همهى زیانهاى آنها گیرشان مىآید.


من نمیخواهم از كشورها اسم بیاورم. بعضى از كشورها هستند كه رشد اقتصادى آنها به عنوان یك الگو، در گفتار و نوشتار برخى از روشنفكران ما مطرح میشود. بله، ممكن است آنها به یك صنعتى هم دست پیدا كرده باشند، پیشرفتى هم در زمینه
ى مادى یا در زمینهى علم و صنعت كرده باشند، اما اولاً مقلدند؛ ذلت تقلید و فرودستى تقلید، روى پیشانى آنها حك شده؛ علاوهى بر این، همهى آسیبهاى تمدن كنونى مادى غرب را آنها دارند، ولى اكثر منافعش را ندارند. امروز این تمدن مادى غرب دارد نشان میدهد مشكلاتى را كه براى بشریت و براى پیروان خودش به وجود آورده.


پس بدون مكتب و بدون ایدئولوژى نمیتوان یك تمدن را به وجود آورد؛ احتیاج به ایمان است. این تمدن داراى علم خواهد بود، داراى صنعت هم خواهد بود، داراى پیشرفت هم خواهد بود؛ و این مكتب، هدایت كننده و اداره كننده
ى همهى اینها خواهد شد. آن كه مكتب توحید را مبناى كار خودش قرار میدهد، آن جامعهاى كه به دنبال توحید حركت میكند، همهى این خیراتى را كه متوقف بر تمدنسازى است، به دست خواهد آورد؛ یك تمدن بزرگ و عمیق و ریشهدار خواهد ساخت و فكر و فرهنگِ خودش را در دنیا گسترش خواهد داد. بنابراین، این مطلب اول، كه احتیاج به ایمان است. كشاندن جامعه به بىایمانى، یكى از همان توطئههائى است كه دشمنان تمدنسازى اسلامى دنبال آن بودهاند و الان هم با شدت این را دارند دنبال میكنند.


امروز در محیطهاى روشنفكرى، كسانى هستند با شكلهاى گوناگون، با قد و قوارههاى گوناگون، اینها ما را از شعارهاى مكتبى برحذر میدارند؛ دوران اوج شعارهاى مكتبى را كه دههى 60 است، زیر سؤال میبرند؛ امروز هم از تكرار شعارهاى مكتبى و شعارهاى انقلابى و اسلامى، خودشان واهمه دارند و میخواهند در دل دیگران واهمه بیندازند؛ میگویند آقا، هزینه دارد، دردسر دارد، تحریم دارد، تهدید دارد. نگاه خوشبینانه این است كه بگوئیم اینها تاریخ نخواندهاند - البته نگاههاى بدبینانه هم وجود دارد - اینها اگر تاریخ خوانده بودند و اطلاع داشتند از سرگذشت و منشأ و مبدأ تمدنهائى كه وجود دارد و همین تمدن مادى غرب كه امروز میخواهد دنیا را فتح تصرف كند و این حرف را نمیزدند. باید بگوئیم اینها بىاطلاعند، تاریخ نخواندهاند.


جامعه
ى بدون آرمان، بدون مكتب، بدون ایمان، ممكن است به ثروت برسد، به قدرت برسد، اما آن وقتى هم كه به ثروت و قدرت برسد، تازه میشود یك حیوان سیر و قدرتمند - و ارزش انسان گرسنه از حیوان سیر بیشتر است - اسلام این را نمیخواهد. اسلام طرفدار انسانى است كه هم برخوردار باشد، هم قدرتمند باشد، و هم شاكر و بندهى خدا باشد؛ جبههى عبودیت بر خاك بساید. انسان بودن، قدرتمند بودن و بندهى خدا و عبد خدا بودن؛ این آن چیزى است كه اسلام میخواهد؛ میخواهد انسان بسازد، الگوى انسانسازى است.


پس در درجه
ى اول، نیاز تمدنسازىِ اسلامىِ نوین به ایمان است. این ایمان را ما معتقدین به اسلام، پیدا كردهایم. ایمان ما، ایمان به اسلام است. در اخلاقیات اسلام، در آداب زندگى اسلامى، همهى آنچه را كه مورد نیاز ماست، میتوانیم پیدا كنیم؛ باید اینها را محور بحث و تحقیقِ خودمان قرار دهیم. ما در فقه اسلامى و حقوق اسلامى زیاد كار كردهایم؛ باید در اخلاق اسلامى و عقل عملى اسلامى هم یك كار پرحجم و باكیفیتى انجام دهیم - حوزهها مسئولیت دارند، دانشوران مسئولیت دارند، محققان و پژوهشگران مسئولیت دارند، دانشگاه مسئولیت دارد - آن را مبناى برنامهریزىمان قرار دهیم، آن را در آموزشهاى خودمان وارد كنیم؛ این چیزى است كه امروز ما به آن احتیاج داریم و باید دنبال كنیم. این مطلب اول و نكتهى اول در باب تمدنسازى نوین اسلامى و به دست آوردن و رسیدن به این بخش اساسى از تمدن است، كه سلوك عملى است.


هیچكدام از این چیزهائى كه من فهرست كردم و گفتم، شما نمیتوانید پیدا كنید كه یا به صورت خاص، یا تحت یك عنوان عام، در اسلام به آن پرداخته نشده باشد. انواع سلوك با افرادى كه انسان با آنها ارتباط دارد، انواع رفتارهاى ما، انواع چیزهائى كه در زندگى اجتماعى براى انسان وجود دارد، اینها در اسلام هست؛ در مورد سفر كردن هست، در مورد رفت
وآمد هست، در مورد سوار شدن و پیاده شدن هست، در مورد پدر و مادر هست، در مورد تعاون هست، در زمینهى رفتار با دوست هست، در زمینهى رفتار با دشمن هست. در همهى چیزها، یا به طور خاص در منابع اسلامى ما موجود است، یا تحت یك عنوان كلى وجود دارد؛ كه اهل استنباط و اهل نظر میتوانند آن چیزى را كه مورد نیازشان است، از آن به دست بیاورند و پیدا كنند.


نكته
ى دومى در اینجا وجود دارد و آن این است كه ما براى ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامى، بشدت باید از تقلید پرهیز كنیم؛ تقلید از آن كسانى كه سعى دارند روشهاى زندگى و سبك و سلوك زندگى را به ملتها تحمیل كنند. امروز مظهر كامل و تنها مظهر این زورگوئى و تحمیل، تمدن غربى است. نه اینكه ما بناى دشمنى با غرب و ستیزهگرى با غرب داشته باشیم - این حرف، ناشى از بررسى است - ستیزهگرى و دشمنىِ احساساتى نیست. بعضى بمجرد اینكه اسم غرب و تمدن غرب و شیوههاى غرب و توطئهى غرب و دشمنى غرب مىآید، حمل میكنند بر غربستیزى: آقا، شماها با غرب دشمنید. نه، ما با غرب پدركشتگىِ آنچنانى نداریم - البته پدركشتگى داریم! - غرض نداریم. این حرف، بررسىشده است.


تقلید از غرب براى كشورهائى كه این تقلید را براى خودشان روا دانستند و عمل كردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتّى آن كشورهائى كه بظاهر به صنعتى و اختراعى و ثروتى هم رسیدند، اما مقلد بودند. علت این است كه
فرهنگ غرب، یك فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودكنندهى فرهنگهاست. هرجا غربىها وارد شدند، فرهنگهاى بومى را نابود كردند، بنیانهاى اساسىِ اجتماعى را از بین بردند؛ تا آنجائى كه توانستند، تاریخ ملتها را تغییر دادند، زبان آنها را تغییر دادند، خط آنها را تغییر دادند. هر جا انگلیسها وارد شدند، زبان مردم بومى را تبدیل كردند به انگلیسى؛ اگر زبان رقیبى وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبهقارهى هند، زبان فارسى چند قرن زبان رسمى بود؛ تمام نوشتجات، مكاتبات دستگاههاى حكومتى، دولتى، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیتهاى برجسته، با زبان فارسى انجام میگرفت. انگلیسها آمدند زبان فارسى را با زور در هند ممنوع كردند، زبان انگلیسى را رائج كردند. شبهقارهى هند كه یكى از كانونهاى زبان فارسى بوده، امروز در آنجا زبان فارسى غریب است؛ اما زبان انگلیسى، زبان دیوانى است؛ مكاتبات دولتى با انگلیسى است، حرف زدن غالب نخبگانشان با انگلیسى است - باید انگلیسى حرف بزنند - این تحمیل شده. در همهى كشورهائى كه انگلیسها در دوران استعمار در آنجا حضور داشتند، این اتفاق افتاده است؛ تحمیل شده است. ما زبان فارسى را بر هیچ جا تحمیل نكردیم. زبان فارسى كه در هند رائج بود، به وسیلهى خود هندىها استقبال شد؛ شخصیتهاى هندى، خودشان به زبان فارسى شعر گفتند. از قرن هفتم و هشتم هجرى تا همین زمان اخیرِ قبل از آمدن انگلیسها، شعراى زیادى در هند بودند كه به فارسى شعر میگفتند؛ مثل امیرخسرو دهلوى، بیدل دهلوى - كه اهل دهلى است - و بسیارى از شعراى دیگر. اقبال لاهورى اهل لاهور است، اما شعر فارسى او معروفتر از شعر به هر زبان دیگرى است. ما مثل انگلیسها كه انگلیسى را در هند رائج كردند، زبان فارسى را رائج نكردیم؛ فارسى با میل مردم، با رفتوآمد شاعران و عارفان و عالمان و اینها به طور طبیعى رائج شد؛ اما انگلیسها آمدند مردم را مجبور كردند كه باید فارسى حرف نزنند؛ براى فارسى حرف زدن و فارسى نوشتن، مجازات معین كردند.


فرانسوى
ها هم در كشورهائى كه تحت استعمار آنها بود، زبان فرانسه را اجبارى كردند. یك وقتى یكى از رؤساى كشورهاى آفریقاى شمالى - كه سالها فرانسوىها بر آنجا سلطه داشتند - زمان ریاست جمهورى با بنده ملاقات داشت. او با من عربى حرف میزد؛ بعد میخواست یك جملهاى را بگوید، واژهى عربىِ آن جمله یادش نیامد، بلد نبود. معاونش یا وزیرش همراهش بود، به فرانسه به او گفت كه این جمله به عربى چه میشود؟ او هم گفت كه بله، این جمله به عربى میشود این. یعنى یك عرب نمیتوانست مقصود خودش را با عربى ادا كند، مجبور بود با فرانسه از رفیقش بپرسد، او هم بگوید كه این است! یعنى اینقدر اینها از زبان اصلىِ خودشان دور مانده بودند. این مسئله را سالها بر اینها تحمیل كردند. پرتغالىها هم همین جور، هلندىها هم همین جور، اسپانیائىها هم همین جور؛ هر جا رفتند، زبان خودشان را تحمیل كردند؛ این میشود فرهنگ مهاجم. بنابراین فرهنگ غرب، مهاجم است.


غربى
ها آنجائى كه توانستند، بنیانهاى فرهنگى و اعتقادى را از بین بردند. در مثل كشور ما كه استعمارِ مستقیم وجود نداشت و به بركت مجاهدت یك عده از بزرگان، انگلیسها نتوانستند به طور مستقیم وارد شوند، افرادى را عامل خودشان كردند. اگر قرارداد 1299، یعنى 1919 میلادى - كه معروف به قرارداد وثوقالدوله است - در ایران با مقاومت امثال مرحوم مدرس و بعضى از آزادیخواهانِ دیگر مواجه نمیشد و این قرارداد عملیاتى میشد، استعمار ایران حتمى بود - مثل هند - مردانى نگذاشتند این اتفاق بیفتد. اما آنها به وسیلهى عوامل خودشان، با گماشتن رضاخان پهلوى و تقویت او و گذاشتن روشنفكران وابستهى به غرب در كنار او - كه باز لازم نیست من اسم بیاورم، دوست ندارم اسم بیاورم - فرهنگ خودشان را بر ما تحمیل كردند. بعضى از وزرا و نخبگان سیاسى دستگاه پهلوى كه جنبهى فرهنگى داشتند، اینها عامل غرب بودند براى دگرگون كردن فرهنگ كشورمان؛ و هرچه توانستند، كردند؛ یك مقولهاش مسئلهى كشف حجاب بود، یك مقولهاش فشار بر روحانیون و زدودن حضور روحانیون از كشور بود، و مقولات فراوان دیگرى كه در دوران رضاخان پهلوى دنبال میشد. فرهنگ غربى، فرهنگ مهاجم است؛ هرجا وارد شود، هویتزدائى میكند؛ هویت ملتها را از بین میبرد. فرهنگ غربى، ذهنها را، فكرها را مادى میكند، مادى پرورش میدهد؛ هدف زندگى میشود پول و ثروت؛ آرمانهاى بلند، آرمانهاى معنوى و تعالى روحى از ذهنها زدوده میشود. خصوصیت فرهنگ غربى این است.





طبقه بندی: سخن ولایت،
برچسب ها: بیانات مقام معظم رهبری در جمع جوانان استان خراسان شمالی، سخنان مقام معظم رهبری در جمع جوانان استان خراسان شمالی، امید زندگی، تعالی انسانی، صنعت، ثروت، جامعه، تمدن، تمدن غرب، سبک زندگی، تجمل گرایی، خانه های مجردی، عزت خانوادگی، جامعه جوان، جامعه پیر، وضایف اجتماعی زن، حقوق اجتماعی زن، حقوق زن، کرامت زن، حق همسر، حق زن، حق شوهر، حق فرزند، طلاق، فروپاشی خانواده، مصرف گرایی، ضروریات زندگی، انضباط اجتماعی، بی صبری، تولید، اینترنت، قانون گریزی، دروغ، راستگویی، کار گریزی، آرایش زنان، معماری، فرهنگ رانندگی در خیابان، تفریح سالم، صله رحم، مواد مخدر، گرایش به مواد مخدر، فرهنگ کار جمعی، وضایف نخبگان، تعلیم و تربیت، وضایف دانشگاه ها، نخبگان سیاسی، نخبگان فکری، اندیشه اسلامی ملت ایران، انقلاب اسلامی، بمب اتم، افسردگی، ناامیدی، قرآن کریم، عقل معاش، همسر، سبک ازدواج، آشپزی، الگوی مصرف، خانواده، زبان، سیاست، اقتصاد، تمدن اسلامی، امنیت روانی، امنیت اخلاقی، زندگی راحت، پیشرفت اسلامی، الگوی پیشرفت اسلامی، نظامی اسلامی، جوان، فرهنگ زندگی، اسلام، خردورزی، هدف زندگی، ایمان، فرهنگ، زندگی، اخلاق، حقوق، تمدن نوین اسلامی، لیبرالیسم، کاپیتالیسم، فاشیسم، کمونیسم، ایدئولوژی، روشنفکری، تقلید از غرب، اقتصاد سرمایه داری، علم و صنعت، مکتب توحید، بی ایمانی، تمدن سازی اسلامی، بنده خدا، اخلاق اسلامی، سلوک عملی، انگلیس، زبان انگلیسی، هند، تاریخ ملتها، زبان فارسی، شعر فارسی، هنر، سینما، هنرهای نمایشی، هالیوود، اقبال لاهوری، زبان فرانسه، زبان عربی، ریاست جمهوری، پرتقال، هلند، روحانیون، مغالطه، سکولاریسم، تبلیغات دینی، سطحی نگری، تحجر، دلار، آمریکا، فیلمسازی، سینمای آمریکا، جامعه شناسی، فرهنگ سازی، خراسان جنوبی، آنتی ویروس نود 32،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic