اصلی ترین اهداف و عوامل موثر در هجوم ارتش عراق به ایران چه بود و کدام یک نقش محوری داشت؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 9)

عوامل مختلفى در وقوع جنگ ایران و عراق مؤثر بود: اختلافات تاریخى؛ تلاش عراق براى بر قرارى حاكمیت مطلق بر اروندرود؛ اقدام ارتش عراق به تصرف قسمتى از اراضى ایران در جبهه‏ى مركزى؛ تصمیم رژیم عراق به تجزیه استان خوزستان از ایران و مطامع آن در مورد جزایر سه گانه ابوموسى، تنب بزرگ و تنب كوچك؛ اهداف ارضى و مرزى عراق؛ تفاوت ایدئولوژیكى سیستم حكومتى دو كشور؛ جلوگیرى از تحقق اهداف انقلاب اسلامى در ایران و تأثیر آن بر موج بیدارى مردم منطقه و عراق و تهدید نظام حكومتى این كشور توسط شیعیان عراق؛ سرنگون ساختن دولت جمهورى اسلامى ایران؛ تلاش رژیم عراق براى عهده‏دار شدن ژاندارمى خلیج فارس و رهبرى جهان عرب.

در اینجا به برخى از این عوامل به اختصار پرداخته مى‏شود:

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

رقابت ایدئولوژیكى عراق با ایران

 یكى از اهداف صدام براى تجاوز به ایران اسلامى، رقابت ایدئولوژیك با انقلاب اسلامى ایران بود. صدام به ایدئولوژى حزب بعث معتقد بود و قهرمان تحقق آن به شمار مى‏رفت. این ایدئولوژى با طرح شعارهایى چون: وحدت جهان عرب، سوسیالیسم، ناسیونالیسم عربى و غیره در پى متحد ساختن اعراب و جلب توجه آنان به رهبرى حزب بعث عراق بود. در مقابل، انقلاب اسلامى ایران و شعارهاى آن جاذبه بیشترى براى ملت‏هاى عرب [منطقه خاورمیانه] داشت و رقیبى سر سخت براى ایدئولوژى بعثى محسوب مى‏شد. لذا صدام حسین ناچار بود براى تحقق اهداف خود و تثبیت ایدئولوژى بعثى، به رویارویى با انقلاب اسلامى ایران و اصول و مبانى آن بپردازد.از سوى دیگر، حكومت عراق با حمله به ایران مى‏توانست توجه مردم خود را از مسائل داخلى عراق به خارج معطوف كند.

انقلاب اسلامى با طرح شعارهاى اسلامى و پر جاذبه خویش، به طور طبیعى نخستین مناطقى را كه تحت تأثیر خود قرار مى‏داد، كشورهاى همسایه‏اش بودند. در میان همسایگان ایران، كشور عراق با داشتن ٦٢ درصد شیعه، خطر را بیش از دیگر كشورها احساس مى‏كرد. خطرى كه باعث بروز تظاهرات و راهپیمایى‏ها و دیگر حركت‏هاى اعتراض آمیز مردمى به رهبرى آیت‏الله سید محمد باقر صدر شده بود. سركوبى این حركت‏ها و به شهادت رساندن آیت‏الله صدر و خواهرش مى‏توانست موج خصومت میان مردم و حكومت بعثى را افزایش دهد.

صدام احتمالا به این موضوع مى‏اندیشید كه حمله به ایران و تضعیف، تحقیر یا سرنگونى آن، هم منبع خطر را تضعیف یا نابود مى‏كند و هم مردم عراق متوجه یك دشمن خارجى مى‏شوند و براى حفظ وحدت ملى از حركت‏هاى اعتراض آمیز نسبت به حكومت بعثى دست بر مى‏دارند.

برقرارى حاكمیت مطلق بر اروندرود

برخى معتقدند در بین عوامل مختلف، اختلاف ایران و عراق بر سر اروندرود، اصلى‏ترین عامل وقوع جنگ بوده است. به اعتقاد آنها مسئله اروندرود چندین بار به تیرگى روابط دو كشور و حتى قطع رابطه انجامید و دو كشور ایران و عراق تا مرز جنگ پیش رفتند تا اینكه در نهایت عراق كه در موضع ضعف بود، در سال ١٩٧٥، طى قرار داد الجزایر، خواست ایران را مبنى بر حاكمیت مشترك دو كشور بر اروندرود پذیرفت. اما همواره به دنبال فرصتى بود تا این قرار داد را لغو نماید.

صدام در سخنرانى‏هایش، پیش از جنگ و در جریان حمله به ایران، همواره اعتراف مى‏كرد كه جنگ را براى لغو قرار داد الجزایر و استقرار دوباره حاكمیت عراق بر اروندرود (شط العرب) آغاز كرده است. وزیر امور خارجه عراق در نامه‏ى خود به دبیر كل سازمان ملل متحد در ٢١ سپتامبر١٩٨٠ (٣٠ شهریور ١٣٥٩) تصریح كرد كه دولت عراق در نظر دارد به مواضع قبل از سال ١٩٧٥ باز گردد و كنترل كامل شط العرب را در دست گیرد.صدام حسین در ١٧ سپتامبر ١٩٨٠ (٢٦شهریور ١٣٥٩) در جلسه فوق‏العاده مجمع ملى عراق با پوشیدن لباس نظامى و با صدایى نظیر صداى جمال عبدالناصر - موقعى كه كانال سوئز را ملى اعلام كرد - سخنرانى مفصلى ایراد نمود و طى آن لغو موافقت‏نامه الجزایر در ٦ مارس ١٩٧٥ و قرار دادهاى وابسته به آن را اعلام كرد. وى در بخشى از سخنان خود گفت:«... بنابراین روابط حقوقى در شط العرب باید به آنچه قبل از ٦ مارس ١٩٧٥ بود، بر گردد. این رودخانه باید، با تمام حقوق مقرر كه ناشى از حاكمیت كامل بر آن باشد، هویت عربى واقعى خود را - همان طور كه نام آن و حقیقت امر در طول تاریخ بوده است - دوباره بازیابد.... ما این تصمیم تاریخى را براى به دست آوردن حاكمیت كامل بر اراضى و آب‏هاى خود گرفتیم و علیه هر كس كه بخواهد با این تصمیم مشروع ما مخالفت نماید با تمام قدرت و شایستگى مقابله خواهیم نمود.» در پى اعلام این تصمیم، دولت عراق به منظور بازگشت وضع اروندرود به دوره‏ى قبل از انعقاد عهدنامه‏ى مرزى و حسن هم جوارى سال ١٩٧٥ اقدامات لازم را به عمل آورد. از جمله مقامات بندرى عراق به كاركنان خود در داخل و خارج ابلاغ كردند راهنمایى كشتى‏ها، صدور اجازه حركت آنها و دریافت عوارض بندرى باید تماما به دست عراقى‏ها انجام شود. این مقامات همچنین هماهنگى لازم را با آژانس‏هاى بین‏المللى به عمل آوردند و از آنها در خواست كردند كه صاحبان كشتى‏ها به كاركنان و خدمه كشتى‏هاى خود دستور دهند تا براى دریافت خدمات كشتى‏رانى فقط از راهنمایان عراقى كمك بخواهند و براى ورود به اروندرود و خروج از آن نیز از مقامات عراقى اجازه بگیرند و پرچم عراق را - حتى اگر مقصد آنها، بنادر ایران باشد - بر فراز كشتى‏هاى خود، بر افرازند. دولت عراق براى تسلط و حاكمیت مطلق بر اروندرود ناگزیر بود دو ساحل آن را در اختیار گیرد تا این آبراه به صورت یك رودخانه داخلى عراق در آید. سعدون حمادى در نامه‏اى به سازمان ملل در این مورد مى‏نویسد: «به منظور تضمین حاكمیت مطلق عراق بر شط العرب كه رودخانه‏اى ملى باشد و براى اینكه در موضعى باشیم كه ما را قادر به اعمال حاكمیت مطلق سازد، ناگزیریم كه كرانه شرقى این آبراه را... حفظ و تأمین نماییم.»دولت عراق آن قسمت از اراضى را كه ادعا مى‏كرد بر طبق موافقت‏نامه‏ى ١٩٧٥ الجزیر باید به آن دولت مسترد مى‏شد با توسل به زور به اشغال خود در آورد. پس از اشغال این اراضى (مناطق سیف سعد، زین القوس و میمك)، ژنرال عدنان خیرالله وزیر دفاع عراق در ١٩ شهریور ١٣٥٩ اعلام كرد كه نیروهاى مسلح عراق به مرزهاى بین‏المللى رسیده‏اند. وى اضافه كرد: «ما تمام سرزمین‏هایى را كه ایران با زور تصرف كرده بود، دوباره پس گرفتیم و اختلافات خود را با ایران در مورد سرزمین‏هاى مذكور حل كردیم.»دولت عراق نیز در همان تاریخ اعلام كرد تمام اراضى‏اى را كه ایران در باز گرداندن آن به موجب موافقت‏نامه‏ى الجزیر كوتاهى كرده بود، آزاد كرده است. وزیر دفاع عراق وسعت مناطقى را كه ارتش آن كشور به اشغال خود در آورد ٣٢٤ كیلومتر مربع اعلام كرد، ولى سعدون حمادى طى مصاحبه‏اى در سازمان ملل این رقم را ٤٠٠ كیلومتر مربع ذكر كرد. البته ادعاى عراق مبنى بر عدم استرداد این اراضى، هیچ گونه مبناى قانونى نداشت و تنها ناشى از سیاست‏هاى توسعه‏طلبانه عراق بود، زیرا در سال ١٩٧٥ كمیته‏اى متشكل از نمایندگان ایران، الجزایر و عراق با موافقت دولت عراق، مرزهاى زمینى بین دو كشور را ابتدا بر روى نقشه و سپس با نصب میله‏هاى مرزى بر روى زمین معین و مشخص كرده بود.

تجزیه خوزستان از ایران

دولت عراق پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران، تلاش‏هاى گسترده‏اى را براى تجزیه استان خوزستان آغاز كرد. مشكلات موجود ناشى از انقلاب و ضعف دولت مركزى ایران فرصت خوبى براى دولت عراق فراهم كرد تا مطامع توسعه‏طلبانه خود را درباره خوزستان به اجرا گذارد. از همان روزهاى نخست پیروزى انقلاب، عراق حقایق تاریخى مربوط به خوزستان را تحریف كرد. این اقدام با چاپ فراوان نقشه‏هاى جغرافیایى جعلى كه در آن بخش‏هایى از سرزمین ایران، مانند خوزستان و بلوچستان از كشور تفكیك شده بود، همراه بود. در یكى از این نقشه‏ها، تمام دامنه‏هاى جنوبى زاگرس و حتى مناطق هزار ساله آریانشین جزء منطقه «عربستان» بزرگ (شامل خوزستان و نواحى اطراف آن) آورده شده بود. بدین معنا كه این محدوده مى‏بایست از ایران جدا و ضمیمه‏ى عراق مى‏شد. تلاش دولت عراق براى تغییر اسامى تاریخى جغرافیایى سرزمین ایران - مانند شیوه‏ى رژیم اسرائیل طى ٤٠ سال كه ابتدا اسامى تاریخى سرزمین‏هاى عربى را تغییر داد، سپس آنها را و بعد از مدتى ضمیمه‏ى خاك خود كرد - نیز قابل ذكر است.پس از انقلاب اسلامى ایران، بغداد بار دیگر به صورت پایگاه تجزیه‏طلبان خوزستان در آمد. كنترل نشدن دقیق مرزها در اوایل انقلاب موجب شد تا مقادیر زیادى اسلحه از عراق وارد خوزستان شود.سفیر عراق در بیروت در ٣ نوامبر ١٩٧٩ (١٢آبان ١٣٥٨) بهبود روابط و عراق را به تحقق چند شرط از جمله اعطاى خود مختارى به اقلیت عرب ایران مشروط كرد. صدام حسین نیز در آوریل ١٩٨٠ (فروردین ١٣٥٩) طى سخنانى خواستار به رسمیت شناختن خوزستان (كه آن را عربستان نامید) به عنوان یك منطقه عربى شد. طه یاسین رمضان نیز در اول اردیبهشت ١٣٥٩ بر «پایبندى كشورش در گرفتن حق ملت عرب عربستان (خوزستان)» تأكید كرد. در همان ماه نیز صدام حسین در مجمع شوراى ملى عراق گفت:«هیچ وقت رسالت خود و مفهوم آن را از یاد نبرده‏ایم. ما فریاد زنان عربى را كه در عربستان (خوزستان) به سر مى‏بردند از یاد نخواهیم برد.»بر پایه‏ى برخى گزارش‏ها، تجاوز عراق به ایران بر اساس طرح تجزیه خوزستان ایران - كه در وزارت امور خارجه انگلیس تهیه شده بود - استوار بود. بر اساس این طرح، قرار بود ارتش عراق با كمك شاپور بختیار و غلامعلى اویسى، در مدت یك هفته استان خوزستان را به اشغال خود در آورند و سپس «جمهورى آزاد ایران» را تحت رهبرى بختیار تشكیل دهند. پایتخت جمهورى جدید نیز مى‏بایست شهر اهواز باشد. كردستان ایران نیز پس از اشغال به این جمهورى ملحق مى‏شد. طبق این طرح پس از گذشت یك دوره، خوزستان به طور رسمى ضمیمه‏ى عراق مى‏شد.

سرنگون كردن دولت ایران

دولت عراق تمایل خود را به سرنگون ساختن دولت جمهورى اسلامى ایران و یا تضعیف انقلاب اسلامى ایران هرگز پنهان نكرد. طه یاسین رمضان معاون اول نخست وزیر و فرمانده ارتش خلقى عراق در مصاحبه اختصاصى با روزنامه الثوره ارگان رسمى حزب بعث در ژانویه ١٩٨٠ اظهار كرد:«ما بر این نكته تأكید مى‏كنیم كه جنگ به پایان نخواهد رسید مگر اینكه رژیم حاكم بر ایران به كلى منهدم شود.»وى افزود:«هیچ كشورى در جهان قادر نیست بدون داشتن یك دولت قوى، متحدینى در محافل بین‏المللى اقتصادى مطلوب، منابع مالى و تداركات تسلیحاتى اقدام به جنگ نماید. جمهورى اسلامى ایران هیچ یك از این امتیازات را ندارد.»بر آورد شده بود كه یك تجاوز سریع و قاطع مى‏تواند ایران را به زانو در آورد. بر همین اساس صدام حسین در ژوئیه‏ى ١٩٨٠ با اعتماد به پیروزى خود گفته بود: «رهبرى ایران بر روى شكست ما حساب مى‏كند و ما خواهیم دید كه چه كسى پیروز خواهد شد.»

ایفاى نقش ژاندارم منطقه

از نظر حاكمان وقت عراق پیروزى انقلاب اسلامى ایران تعادل قوا را در منطقه خلیج فارس به نفع عراق تغییر داد. این مسئله در سخنان عدنان خیرالله وزیر دفاع عراق به خوبى آشكار است. او مى‏گوید:«عراق افسانه برترى ایران در منطقه از میان برده است.»سقطو شاه كه ژاندارم غرب در خلیج فارس بود، خلأ قدرتى در منطقه خلیج فارس به وجود آورد. حتى قبل از آن، آخرین نخست وزیر دوران شاهنشاهى ایران اعلام كرد كه ایران دیگر تمایلى به اجراى نقش ژاندارمى در خلیج فارس ندارد.صدام حسین براى تثبیت نقش خود به عنوان ژاندارم خلیج فارس، در بهمن ١٣٥٨ به انتشار منشور ملى اقدام كرد. وى در این باره مى‏گوید:«به عقیده ما تعهد كشورهاى خلیج به این منشور به عنوان تعیین كننده‏ى چارچوب كلى روابط فى ما بین، امنیت خلیج را تأمین مى‏كند. نگهبان امنیت خلیج فرزندان خلیج و كشورهاى آن هستند.»از سوى دیگر، عراق با دامن زدن به نگرانى بى‏مورد كشورهاى خلیج فارس از انقلاب اسلامى ایران، توانست آنها را به طرف خود جلب كرده، عراق را به عنوان تنها سپر دفاعى در مقابل انقلاب اسلامى ایران معرفى كند. سعدون حمادى در این زمینه گفته است:«اگر عراق سقوط كند، پس از آن تمام كشورهاى خلیج عربى (فارس) سقوط خواهد كرد.»صدام حسین تجاوز عراق به ایران را دفاع از ملت عرب، كشورهاى خلیج فارس و حفظ ویژگى «عربى بودن» خلیج فارس عنوان مى‏كرد. وى در سخنرانى رادیویى خود در ٢٨ سپتامبر ١٩٨٠ در این باره گفت:«این جنگ تنها براى ما نیست، بلكه بیشتر براى تمام اعراب و همچنین ویژگى عربى بودن خلیج است.» او اضافه كرد: «عراق از طرف ملت عرب و شهروندان خلیج مى‏رزمد.»- رهبرى جهان عربصدام حسین رؤیاى رهبرى جهان عرب را نیز در سر مى‏پروراند. از نظر ایدئولوژیكى، رسالت تاریخى حزب بعث ایجاد یك امپراتورى به رهبرى این حزب بود. شعار حزب بعث «امه عربیه واحده، ذات رساله خالده» (امت عربى واحد، رسالتى جاویدان) است. از نظر حزب بعث، اعراب به رغم تقسیم به كشورهاى مختلف همیشه ملت واحدى را تشكیل مى‏داده‏اند و اكنون نیز باید مرزهاى بین كشورهاى عربى از میان برداشته شود و اعراب مجددا ملت واحدى را تشكیل دهند. رسالت تاریخى حزب بعث احیاى عظمت عصر جاهلیت اعراب و امپراتورى‏هاى امویان و عباسیان است. به همین دلیل، صدام جنگ عراق علیه ایران را قادسیه دوم یا قادسیه صدام نامید.صدام حسین در ٢٨ سپتامبر ١٩٨٠ خطاب به مردم عراق گفت:«ما باید شمشیرهاى على، خالد و سعد ابن ابى‏وقاص را براى مبارزه با این گروه ستمگر و آموختن درس‏هاى تاریخى جدید به آنها، همانند نبرد با شكوه قادسیه از نیام در آوریم. نبرد با شكوه قادسیه تكبر و خودخواهى خسرو پرویز را نابود كرد و موانع اسلام را از میان برداشت و بى‏دینى و نادانى و تجاوز را در این منطقه ریشه كن كرد. ارتش دلیر ما نیز در زین‏القوس و سیف سعد همین كار را انجام داد.»از طرف دیگر صدام حسین قصد داشت تا جنگ بین ایران و عراق را به جنگ ایران و اعراب مبدل سازد. وى بارها در سخنان خود اظهار كرده بود كه از جانب اعراب به پا خاسته است تا حقوق از دست رفته آنان را دوباره به دست آورد. صدام حسین در مصاحبه‏اى در ٢٣ اسفند ١٣٦٢ خطاب به اعراب گفت:«ما كه برادرانتان هستیم، به نمایندگى از سوى شما، دفاع از سرزمین اعراب را آن گونه كه در خور است به عهده خواهیم گرفت.»در این زمان مصر با امضاى موافقت نامه‏ى «كمپ دیوید» نقش رهبرى خود را در جهان عرب از دست داده بود و صدام حسین خود را براى پر كردن خلأ رهبرى مصر در جهان عرب، شایسته مى‏دید.- ادعا در مورد جزایر سه گانه ایرانى در خلیج فارسمقامات مسئول عراقى بارها در سخنان خود به مسئله جزایر سه گانه ایرانى ابوموسى، تنب بزرگ و تنب كوچك اشاره كرده و خواستار استرداد آنها شده بودند. این گونه اظهارات از ٦ ماه قبل از آغاز تجاوز عراق به ایران افزایش یافت.

مقامات عراقى ضمن اینكه از ایران مى‏خواستند جزایر سه گانه را باز گرداند، عراق را متعهد به بازپس گرفتن این جزایر مى‏دانستند.صدام حسین نیز طى مصاحبه‏اى درباره امكان بازپس گرفتن جزایر سه گانه و مورد دیگرى كه به آن اشاره نكرد، در تیرماه ١٣٥٩ گفت:«اكنون توان بازپس گرفتن جزایر و امكان به دست آوردن موردى كه آن را باز خواهیم گرفت، داریم؛ پس چه دلیلى وجود دارد كه سكوت كنیم.»به طور كلى اهداف عراق در تجاوز به ایران در سه سطح قابل بررسى است:

١- حمله به ایران با هدف انتقال مرز آبى دو كشور از خط القعر (خط تالوگ) اروندرود به ساحل شرقى آن.٢- حمله به ایران با هدف جدا كردن استان خوزستان از ایران و ایجاد كشورى مجزار تحت سلطه عراق با نام عربستان.٣- حمله به ایران با هدف فروپاشى نظام جمهورى اسلامى و روى كار آمدن دولتى غرب‏گرا به جاى آن.ولى اهداف دیگرى نیز براى عراق وجود داشت كه در صورت بر آورده شدن یكى از اهداف سه گانه بالا، آن اهداف نیز قابل دسترسى بود.

عمده‏ترین هدف عراق به دست آوردن نقش ژاندارمى خلیج فارس به جاى ایران و برترى كامل سیاسى نظامى بر سایر كشورهاى خاورمیانه و به ویژه كشورهاى منطقه بود.نكته‏اى را كه باید به آن توجه كرد و مى‏تواند در بررسى علل آغاز جنگ مؤثر باشد، شرایط زمانى است كه جنگ عراق علیه ایران آغاز مى‏شود. در این زمان نظام بین‏المللى بین امریكا و اتحاد جماهیر شوروى سابق تقسیم شده و جنگ سرد بین امریكا و شوروى در جریان است. در این دوره كشورهاى جهان از جمله ایران و عراق به نوعى تحت نفوذ و سیطره‏ى یكى از دو قدرت برتر قرار دارند. ایران در دوره‏ى پهلوى، تحت نفوذ امریكا بود و یكى از كشورهاى اقمارى این ابر قدرت محسوب مى‏شد اما پیروزى انقلاب اسلامى به دوران تسلط امریكا بر ایران پایان داد و ایران به عنوان كشورى آزاد و مستقل، دوران جدیدى از حیات خود را آغاز كرد.

در این بین آنچه بیش از حد قابل توجه بود عدم وابستگى انقلاب ایران به ابر قدرت دیگر (شوروى سابق) بود. ایران موفق شده بود بدون ارتباط با یكى از دو ابر قدرت و سایر قدرت‏ها، انقلاب خود را به پیروزى رسانده، نظام جمهورى اسلامى را تأسیس نماید و به حیات سیاسى و اجتماعى و اقتصادى خود به صورتى مستقل ادامه دهد. این مسئله خوشایند دو ابر قدرت به ویژه امریكا نبود لذا این كشور همواره تلاش مى‏كرد تا مانع از موفقیت این تجربه‏ى جدید در جهان شود. به همین دلیل توطئه‏هاى بى‏شمارى علیه انقلاب اسلامى ایران تدارك دیده شد. از جمله این اقدامات مى‏توان به بحران‏هاى منطقه‏اى در كردستان، خوزستان، گنبد، سیستان و بلوچستان، كودتاى نوژه و... اشاره كرد. هیچ یك از این اقدامات خوشبختانه به نتیجه نرسید و انقلاب اسلامى ایران به حیات خود ادامه داد. با خنثى شدن توطئه‏هاى فوق علیه ایران، تنها راه باقیمانده براى سركوب انقلاب اسلامى، تحمیل یك جنگ تمام عیار به ایران بود. برخى تحلیلگران و صاحب‏نظران سیاسى معتقدند كه هم سویى منافع امریكا، عراق و كشورهاى منطقه با یكدیگر سبب به وجود آمدن جنگى گسترده علیه ایران شد كه در صورت شكست ایران در این جنگ، هر یك از كشورهاى مورد نظر به نوعى به اهداف و مقاصد خود دست مى‏یافتند.در هر حال، پذیرش هر كدام از این علل به عنوان علت اصلى شروع جنگ عراق علیه ایران مشكل است، اما تركیب همه‏ى این عوامل زمینه و موقعیت را براى اهداف جاه‏طلبانه صدام فراهم ساخته بود. خصوصا اینكه با سقوط رژیم شاه، امریكا از انقلاب اسلامى و شعارهاى آن ناخر سند بود.




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، عراق، اروندرود، ارتش عراق، رژیم بعث عراق، استان خوزستان، ایران، جزایر سه گانه ایران، ابوموسی، تمب بزرگ، تمب کوچک، جزایر سه گانه خلیج فارس، اهداف انقلاب اسلامی، شیعیان عراق، خلیج فارس، جمهوری اسلامی ایران، تجاوز به ایران اسلامی، صدام، جهان عرب، ایدئولوژی، ایدئولوژی حزب بعث عراق، ناسیونالیسم، ناسیونالیسم عربی، سوسیالیسم، خاورمیانه، صدام حسین، رویارویی با انقلاب اسلامی ایران، حمله به ایران، شعارهای اسلامی، همسایگان ایران، شیعه، آیت الله سید محمد باقر صدر، شهادت، مردم عراق، قرار داد 1975 الجزایر، جنگ، شط العرب، مجمع ملی عراق، جمال عبد الناصر، کانال سوئز، تاریخ، حسن همجواری، کشتی رانی، پرچم عراق، آژانسهای بین المللی، سعدون حمادی، سازمان ملل متحد، ژنرال عدنان خیر الله، وزیر دفاع عراق، نیروهای مسلح عراق، الجزایر، تجزیه خوزستان، دامنه جنوبی زاگرس، بلوچستان، عربستان، رژیم اسرائیل، اسامی تاریخی سرزمینهای عربی، بغداد، اسلحه، طه یاسین رمضان، مجمع شورای ملی عراق، وزارت امور خارجه انگلیس، تجاوز عراق به ایران، تضعیف انقلاب اسلامی ایران، روزنامه الثوره، محافل اقتصادی بین المللی، آمریکا، سقوط رژیم پهلوی، منافع آمریکا در خاورمیانه، سرکوب انقلاب اسلامی، کردستان، گنبد، سیستان و بلوچستان، شوروی سابق، ابر قدرت، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، جنگ سرد، کشورهای خاورمیانه، علل آغاز جنگ تحمیلی از سوی عراق، ژاندارمی خلیج فارس، جنگ عراق علیه ایران، اتحاد جماهیر شوروی، ایران در دوره پهلوی، تسلط آمریکا بر ایران، اهداف سه گانه عراق در جنگ، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، خط تالوگ، عباسیان، امویان، جاهلیت اعراب، جنگ قادسیه، سعد ابن ابی وقاص، خسرو پرویز، بی دینی، کشورهای حوزه خلیج فارس، منطقه خلیج فارس، آنتی ویروس نود 32،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic