تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«رابطة خداوند و بنده در نیایش عرفه»

بار الها! من مشتاق تو هستم و به ربوبیت تو، گواهی می دهم، با اینكه اقرار دارم تو، پروردگار منی و بازگشت من به سوی توست؛ پیش از اینكه من چیزی یادشدنی باشم؛ آفرینش مرا آغاز كردی و مرا از خاك ناچیز بیافریدی، سپس در اصلاب پدران، جایم دادی تا از حوادث ناگوار و دگرگونی روزگار امانم بخشی؛ پس در آن ایام پیشین و دوران گذشته، پیوسته مرا از صلبی به رحمی، كوچ دادی و به خاطر مهربانی و لطف و احسانی كه به من داشتی، مرا در عصر حاكمیت كافرانی كه پیمان تو را شكستند و پیامبرانت را تكذیب نمودند به دنیا نیاوردی، بلكه از آنجا كه به من  دلسوز و مهربان بودی، مرا برای هدایت (توحیدی) كه در آن، روبراهم فرمودی و در آن پرورشم دادی و پیش از من، توسط خاتم پیامبرانت برایم فراهم گشت، به دنیا آوردی.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

از این یش هم با خوشرفتاری و نعمتهای سرشارت، به من مهربانی نمودی؛ پس نو آفرینشم را از نطفه ای كه بیرون ریخته می شود بیافریدی؛ سپس مرا در تاریكیهای سه گانه (بطن مشیمه و رحم)، در میان گوشت و پوست و خون جا دادی، نه مرا شاهد آفرینشم قرار دادی ونه چیزی از امور آفرینشم را به من واگذاری؛ سپس مرا كامل و آراسته، به دنیا آوردی و مرا كه كودك خردسال در گهواره بودم، حفظ كردی و از غذا، شیری گوارا روزیم نمودی و دلهای دایگان را به من مهربان ساختی و مادران دلسوز را بر من گماردی و مرا از آفتهای شبانة جنیان، مصون داشتی و آفرینش مرا از فزونی و كاستی رهانیدی؛ پس تو بلند مرتبه ای ای مهربان! ای بخشنده! تا زمانی كه آغاز به سخن نمودم، نعمتهای سرشار خود را بر من تمام كردی، پس در هر سال، مرا به رشدی فزون پروراندی، تا آنگاه كه آفرینشم كامل شد و قوای باطنی و جانم اعتدال یافت، حجت خود را همراهم نمودی، بدینگونه كه: معرفت خود را به من الهام نمودی و با عجایب آفرینش خویش، مرا به حیرت افكندی و با تازه های آفرینش خویش، كه در آسمان و زمینت بیافریدی، مرا به تحسین و سخن واداشتی و مرا، برای یاد و شكر و فرمانبرداری بایسته و عبادت خود، بیدار نمودی و آنچه را كه پیامبرانت آورده اند، به من فهماندی و پذیرش خشنودی خود را برایم آسان كردی و در تمام این امور با كمك و لطف خود، بر من منت نهادی؛ آنگاه كه مرا از خاك بیافریدی؛ برای آسایش من! ای معباد به حق من، به یك نعمت نه، نعمت دیگری راضی نشدی، بلكه با بخشش بزرگی كه بر من نمودی و احسان دیرینی كه به من داشتی، انواع وسایل زندگانی و اقسام خوراك و پوشاك را روزیم ساختی، تا آنجا كه همة نعمتهای خود را بر من تمام فرمودی و همة ناراحتی ها را از من براندی؛ جهل و گستاخیم بر تو؛ تورا باز نداشت از اینكه مرا، به آنچه غربت آورد، هدایت فرمایی و به آنچه منزلتم را نزدت افزاید، موفق گردانی؛ پس اگر تو را خواندم پاسخم گفتی و اگر درخواست كردم، عطایم فرمودی و اگر فرمانت بردم، سپاسم گفتی و اگر سپاست گفتم، فزونیم بخشیدی؛ همة این الطاف تو، بدین جهت است كه نعمتها و احسانت را بر من تمام گردانی؛ پس چه پاك و منزهی تو! چه منزه و پاكی تو كه پدید آورندة آفرینش، بازگردانندة خلق، ستوده صفات و بزرگواری؛ اسماء تو مقدس و نعمتهایت بزرگ است؛ پس ای معبود به حق من!كدام نعمتهایت را با نام، یا یاد بشمارم؟ یا به شكر كدام عطاهایت برخیزم، درحالی كه آنها ای پروردگار من! بیشتر از آنند كه آمارگیران، بتوانند بشمار آرند، یا حافظان بتوانند آگاه شوند. سپس ای خدا! آنهمه زیان و بدحالی را كه از من گرداندی و براندی، بیش از این عافیت و شادكامیست كه بر من آشكار گشته است.

 

گواهی می دهم كه اگر درصدد برآیم و تلاش كنم كه به درازای همة اعصار و عمرهای بلند(برفرض كه عمرم دهند) ،تنها شكر یكی از نعمتهایت را بجا آورم، جز با منت و فضل تو نمی توانم كه آن نیز بر من، شكر پیوستة دیگری را واجب گرداند.

 

آری، اگر من و همة آمارگیران از مردمان، طمع كنیم كه اندازة نعمت دهی گذشته و آیندة تو را بشماریم، نه به شمار آن پی خواهیم برد و نه هرگز، آنرا توانیم شمرد؛ هیهات! چگونه این خواهد شد، در حالی كه تو از جانب خود، در كتاب گویا و بیان صادق خود خبر دادی كه:«اگر نعمت خدا را شماره كنید، به پایان شمارش آن نخواهید رسید»

 

راست است كتاب تو ای خدای من! و راست است خبر تو و پیامبران و رسولانت، وحی (بلند توحیدی) تو را كه بر آنان نازل فرمودی و دین (رسا و كامل) خود را كه بر ایشان تشریع نمودی (به ما) رساندند.

 

بارالها! ستایش از آن توست كه مرا آفریدی، پس شنوا و بینا قرار دادی و ستایش از آن توست كه با اینكه از آفرینش من بی نیاز بودی مرا آفریدی، پس زنده آراسته قرارم دادی.

 

پروردگارا! از آن رو كه مرا پدید آوردی و آفرینشم را اعتدال بخشیدی؛ پروردگارا! از آن رو كه مرا ایجاد نمودی و صورتم را زیبا آفریدی پروردگارا! از آن رو كه به من احسان نمودی و در وجودم عافیت بخشیدی؛ پروردگارا! از آن رو كه مرا حفظ فرمودی و توفیقم دادی؛ پروردگارا! از آن رو كه بر من انعام فرمودی و هدایتم نمودی؛ پروردگارا! از آن رو كه مرا پناه دادی و از هر خیری عطایم بخشیدی؛ پروردگارا! از آن رو كه مرا سیر و سیراب نمودی؛ پروردگارا! از آن رو كه مرا بی نیاز و خشنود كردی، پروردگارا! از آن رو كه به من عنایت فرمودی و عزتم دادی؛ پروردگارا! از آن رو كه مرا در پوشش یاد زلال خود قرار دادی و از آفریده های خود به حد كافی در دسترسم قرار دادی بر محمد و آل محمد درود فرست.

 

خدایا! در این ظلمتكدة دنیا و آشفتگی هیاهوی كثرات، به تو از غربتِ خود می نالم و از دوری منزل خلد و قرب خود شكوه می كنم و از خواریم ، در برابر كسیكه اختیاردار امورم نموده ای شكایت دارم.

 

ای پشتوانة من در گرفتاری و اندوهم! ای مونسم در تنهایی و قبرم! ای ولی نعمتم! ای معبود من و پدرانم! ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) اسحاق(ع) و یعقوب(ع)! و ای پروردگار جبرئیل و میكائیل و اسرافیل! و ای پروردگار محمد(ص) خاتم پیامبران! و ای خدای برگزیدگان! و ای نازل كنندة تورات و انجیل و زبور و قرآن عظیم! ای فرو فرستندة «كهیعص» ،«طه» ، «یس» و قرآن حكیم. تو پناه منی آنگاه كه همة راه ها هر چند وسیع باشند، مرا درمانده كنند و زمین با همة پهناوریش بر من تنگ شود، خدایا! اگر رحمت تو دستم نگیرد از رسوایان خواهم بود، تویی كه مرا بر دشمنانم یاری نموده، پیروز فرمایی و اگر نصرت تو دستم نگیرد از شكست خوردگان خواهم بود.

 

ای  آنكه  شكرم برایش اندك است و باز محروم نمی كند! و گناهم  بزرگ است و رسوایم نمی كند!  و مرا بر گناهان می بیند و خوارم نمی كند! ای آنكه در كوچكی حفظم نمود! ای آنكه در كهنسالی روزیم داد! ای آنكه نعمتهای او نزد من به شماره نیاید! ای آنكه نعمتهایش نزد من  عوض ندارد! ای آنكه با خیر و احسان روی به من آورد و من با بدی و گناه رو به او نموده ام! ای آنكه مرا به ایمان هدایت فرمود؛ پیش از اینكه شكر انعامش را بشناسم. ای آنكه در بیماری او را خواندم  و شفایم بخشید! در برهنگی او را خواندم و پوششم عطا كرد! در گرسنگی او را خواندم و غذایم داد! در تشنگی او را خواندم  و سیرابم نمود! در ذلت او را خواندم و عزیزم فرمود! در نادانی او را خواندم و معرفتم بخشید! در تنهایی او را خواندم افزونم ساخت! در آوراگی غیبت او را خواندم و به وطن بازم گرداند! تهیدست او را خواندم و توانگرم نمود! یاریخواهانه او را خواندم، یاریم نمود! توانگرانه او را خواندم دارائیم نگرفت و از همة این خواهشها دست كشیدم، باز آغاز به احسانم نمود؛ پس حمد و سپاس تنها توراست؛ ای آنكه از لغزشم درگذشتی و اندوهم را زدودی و دعئتم را پذیرفتی و زشتم را پوشاندی و به مقصودم رساندی و بر دشمنم پیروز ساختی! و اگر نعمتها و منتها و بخششهای كریمانه ات را بر شمارم، تمام نتوانم كرد.

 

مولای من! تویی كه نعمت دادی؛ تویی كه احسان كردی؛ تویی كه نیكوكاری نمودی؛ تویی كه فضیلت دادی؛ تویی كه منت نهادی؛ تویی كه كامل كردی؛ تویی كه روزی دادی؛ تویی كه عطا نمودی؛ تویی كه توانگر ساختی؛ تویی كه سرمایه دادی؛ تویی كه كفایت فرمودی؛ تویی كه هدایت كردی؛ تویی كه از گناه نگهداشتی؛ تویی كه عیوبم را پوشاندی؛ تویی كه آمرزیدی؛ تویی كه از تقصیراتم درگذشتی؛ تویی كه قادر نمودی؛ تویی كه ادب كردی؛ تویی كه كمك كردی؛ تویی كه بازویم گرفتی؛ تویی كه تایید فرمودی؛ تویی كه یاری كردی؛ تویی كه شفا بخشیدی؛ تویی كه عافیت دادی؛ تویی كه گرامی داشتی؛ تو مباركی ای پروردگار ما! و برین مرتبه ای؛ پس ستایش همه تو را سزد و شكر پایدار و پیوسته تو را باید.

 

سپس معبودا! منم معترف به گناهان خود، آنها را بیامرز؛ منم كه خطا كردم؛ منم كه غافل ماندم؛ منم كه نادانی نمودم؛ منم كه قصد گناه كردم؛ منم كه فراموش نمودم؛ منم كه به خود اعتماد كردم؛ منم كه گناه عمدی نمودم؛ منم كه وعده دادم؛ منم كه تخلف كردم؛ منم كه پیمان شكستم؛ منم ای معبود به حق من! كه اقرار كردم و به نعمتهای تو نزد خودم، اعتراف نمودم و باز به گناهانم برگشتم؛ پس مرا بیامرز، ای آنكه گناهان بندگان او را زیانی نرساند! و او از طاعت آنان بی نیاز است و هر كدامشان، عمل صالح كند با كمك و رحمتش او را توفیق بخشد.

 

پس ای معبود به حق من! ستایش مخصوص توست؛ فرمانم دادی و سر پیچیدم، نهیم كردی، پس مرتكب شدم؛ اكنون چنانم كه نه بی گناهم تا بهانه آورم، نه توانمندی جز تو دارم تا از او یاری جویم؛ پس ای مولای من! با چه چیز رو به سویت آرم؟ آیا با گوشم، یا با چشمم، یا با زبان، یا با دست، یا با پایم؟ آیا همة اینها نعمتهای تو نزد من نیست كه با آنها نافرمانیت نموده ام؟

 

ای مولای من! اكنون حق با توست و بر من هر راه بهانه ای بسته است؛ ای آنكه زشتیهای مرا از پدران و مادران پوشاندی تا مرا نرانند و از خویشان و برادران پوشاندی تا مرا سرزنش نكند و از پادشاهان پوشاندی تا مرا مجازات ننمایند؛ ای مولای  من  اگر  آنان  بر  آنچه تو از  من  می دانی با خبر می شدند، بی درنگ مهلتم نمی دادند و رهایم می كردند و از من می بریدند.

 

اكنون ای آقای مهربان من! این منم كه شكسته و خوار، درمانده و بی ارزش، پیش روی تو ایستاده ام؛ نه بی گناهم تا بهانه آورم و نه، توانی دارم تا كمك جویم و نه، دلیلی دارم تا رو كنم و نه، می توانم بگویم كه گناه نكرده ام و بد ننموده ام و امید ندارم. ای مولای من! بر فرض انكار، انكارم سود بخشد، كجا و چگونه سود بخشد، درحالیكه همة اندامهایم به آنچه كرده ام بر من گواهند و به یقین و بی تردید می دانم كه تو از كارهای بزرگ، از من می پرسی و البته تو، آن حكیم عادلی هستی كه ستم نكند و همان عدل تو، مرا هلاك خواهد كرد.

 

و من به سوی فضل و رحمت تو از همة عدل تو گریزانم؛ اكنون مولای من! اگر مرا عذاب دهی، به گناهانم باشد؛ پس از آنكه بر من اتمام حجت نموده باشی و اگر از من درگذری، از بردباری و بخشش و بزرگواری تو باشد.

 

هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ منزهی تو؛ این منم كه از ستمگرانم، هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ منزهی تو؛ این منم كه از آمرزش خواهانم؛ هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ منزهی تو؛ این منم كه از یكتا پرستانم؛ هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ منزهی تو؛ این منم كه از بیمناكانم؛ هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ منزهی تو، این منم كه از امیدواران مشتاقم؛ هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ منزهی تو، این منم كه از درخواست كنندگانم؛ هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ منزهی تو، این منم كه از تهلیل و تسبیح گویانم، هیچ معبود به حقی جز تو نیست؛ ای پروردگار من! و پروردگار نیاكان پیشین من!

 

 بارالها! این ستایش من است، در مقام تمجید تو و اخلاص من است، در مقام توحید تو و اقرارم به احسانهای توست؛ در مقام شمارش آن اگرچه معترفم كه آنها را نتوانم شمرد؛ زیرا بیشمار و سرشار و نمایان است و از دیر زمان كه مرا آفریدی و آغاز عمرم كه پدید آوردی، مرا در آن با همان فراوانی و سرشاری، فرو پوشانده ای، یعنی توانگر نمودن پس از نداری؛ برطرف ساختن زیان و بد حالی و سبب سازی آسایش و خوشحالی؛ راندن تنگدستی و دشواری؛ گشایش از اندوه و گرفتاری و عافیت تن و سلامت در دینداری.

 

و اگر همة جهانیان از اولین و آخرین، برای اندازه و سنجش یادآوری نعمتت، مرا یاری رسانند، نه من می توانم و نه آنان؛ پاكیزه و برتری؛ ای پروردگار عظیم كریم رحیم! احسانهای تو به شمار نیاید و خلایق به ستایش تو نرسند و نعمتهایت عوض ندارد.

 

بارالها! تو نزدیكترین كسی كه خوانده می شود، سریع تیرن كسی كه پاسخ می دهد، كریم ترین كسی كه عفو می كند، دست بازترین كسی كه می بخشد و شنواترین كسی كه مسالت می شود! ای رحمان دنیا و آخرت! و ای رحیم دنیا و آخرت! هیچ پرسیده شده ای، همچو تو نیست و هیچ آرزویی جز تو نیست؛ تو را خواندم و پاسخم دادی، از تو خواستم و عطایم فرمودی؛ به تو روی آوردم و مهربانیم نمودی؛ به تو دل بستم و نجاتم دادی و به تو پناه آوردم و كفایتم كردی.

 

ای پروردگار من! من در دارایی خود نادارم؛ پس چگونه در نداری خود فقیر نباشم؟ من در دانایی خود نادانم؛ پس چگونه در نادانی خود نادان نباشم؟الها! گوناگونیهای تدبیرت، در اوضاع خلایق و سرعت پیچش و تحول تقدیراتت، در احوال بنی آدم عارف تو از اینكه به عطایی دل آرام شوند و در بلا ، امید از تو بردارند، باز می دارد.

الها! هرآنچه پستی مرا سزد از من است و هرآنچه كرم تو را سزد از توست؛ خدایا! پیش از پیدایش ناتوانی در من، خود را با لطف و مهربانی نسبت به من ستودی؛ آیا پس از ناتوانیم؛ آنها را از من دریغ می داری؟ الها! اگر خوبیها از من سرزند، به فضل توست و تو منت بر من داری و اگر بدیها از من پدید آید محكوم به عدل توست و تو بر من، حجت داری.

الها! چگونه مرا به خود وا می گذاری، در صورتی كه از من كفالت فرمودی؟ و چگونه شكست خورم، در صورتیكه تو یار منی؟ یا چگونه نا امید شوم، در صورتی كه نوازشگر منی؛ اكنون توسط نیازمندیم به تو، دست به دامنت گشته ام و چگونه با چیزی كه هرگز به ناحیة قدس تو نرسد، توسلت جویم؟ یا چگونه از حال خود، به تو شكایت كنم كه بر تو پنهان نیست؛ یا  چگونه با  گفتارم، شرح  دهم  كه  آن  هم  از تو  و برایت آشكاراست؟ یا چگونه آرزویم را بی بهره می سازی، درحالیكه به درگاه تو آمده ام؛ یا چگونه احوال مرا، نیك نسازی و حال آنكه احوالم به تو برجاست!

معبودا! با این همه نادانیم، چقدر به من لطف داری! و با این همه زشتی كردارم، چقدر به من مهربانی! معبودا! چقدر به من نزدیكی و من از تو دورم! و چقدر تو با من رافت داری! پس چیست كه مرا از تو محجوب داشته است؟

ای معبود به حق من! از آثار و مظاهر گوناگونِ دار كثرت و تحولات شگرف اطوار وجودی، پی بردم كه مقصود تو از من، آن است كه در هر چیزی و هر مظهری، خود را به من بشناسی و احاطة قیومی خود را به من بنمایانی تا در هیچ چیزی از تو بی خبر نباشم.

الها! هرچه پستی من لالم كند، كرم تو مرا به سخن آرد و هرگاه كه اوصاف ناشایستة من، نومیدم سازد، نیكوییهای تو امیدوارم نماید.

الها! كسی كه خوبیهایش بدیست، چگونه بدیهایش بدی نباشد؟ و كسی كه حقیقتهایش ادعاست، چگونه ادعایش ادعا نباشد؟!

الها! حكم نافذ و مشیت قاهر تو كه همة قلمرو هستی را در بر گرفته، برای هیچ صاحب سخنی، جای سخن و برای هیچ صاحب حالی، حال ثابت نگذاشته است.

خدایا! چه بسیار كه بنای طاعتی گذاردم و چه بسیار حال عبادتی كه استوار كردم؛ عدل تو ، تكیة مرا به آن از بن كند، بلكه فضل تو مرا از آن برگرداند.

معبودا! تو خود می دانی، اگرچه انجام طاعت تو را قطعی و پیوسته نداشته ام، ولی محبت و تصمیم آن را همیشه داشته ام.

خدایا! چگونه تصمیم گیرم در حالیكه تو قاهری؟ چگونه تصمیم نگیرم كه تو، فرمان دهنده ای؟! الها! آمد و شد اندیشة من در آثار و نشانه ها، مایة دوری دیدار و وصال توست؛ پس همة وجود مرا در حضرتت، به خدمتی فراهم آر كه مرا به تو رساند.

چگونه به راهنمایی چیزی كه در وجود خود، به تو نیازمند است؛ از پی وجود تو برآییم؟! آیا جز تو چیزی ظهوری دارد كه برای تو نیست، تا آشكار كنندة تو شود؟ كی پنهان بوده ای، تا نیازمند دلیلی باشی كه به تو، رهنمون شود؟ كی دور شده ای، تا آثار و نشانه ها ما را به تو رسانند؟ كور است چشمی كه تو را بر خود، نگهدار و مراقب نبیند و زیان زده است، داد و ستد كسیكه از محبت خود، برایش نصیبی قرار نداده ای!

الها! بندگان را فرمان دادی، تا با نشانه های تو باز گردند، اكنون مرا كه بی تاب وصالم، از راه پوشش انوار جمال و جلالت و رهنمایی شهود و بینا دلی، به خود جلب كن تا همچنان كه از آنها به تو ره یافتم، از آنها به بارگاه وصالت باریابیم، درحالی كه رازم از نگاه به آنها، مصون و همتم از تكیه بر آنها، والا باشد كه تو بر هر چیز توانایی.

ای معشوق یگانة من! این ذلت عاشقانة من است كه پیش رویت، عیانست و این، حال شكسته و سوز عشق من است كه بر تو پنهان نیست.

الها! تو در ذات خود، بی نیاز از آنی كه از جانب افعال خودت، به تو سودی رسد، پس چگونه از من بی نیاز نباشی؟!

معبودا! قضا و قدر تو مرا به آرزو افكند و دلبستگی به خواستة دل، اسیرم می سازد؛ پس تو یاورم باش، تا پیروز و بینایم كنی و مرا با فضل خود، بی نیاز گردان تا به لطف تو از تلاش و طلب خود، بی نیاز شوم؛ تویی كه انوار تجلیات جمال خود را در دلهای اولیایت تاباندی، تا تو را شناختند و به یكتایی ستودند؛ تویی كه بیگانگان را از دل عاشقانت، زدودی تا جز تو را دوست ندارند و جز تو، پناهی نگیرند؛ تویی كه انیس آنانی، آنجا كه عوالم ملك و ملكوت به هراسشان افكند و تویی كه آنان را هدایت فرمایی، آنگاه كه نشانه ها برایشان اشكار شود. چه دارد آنكه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنكه تو را دارد؟ ناكام است آنكه به جای تو دیگری را پسندد و زیانكار است، آنكه روی از تو برتابد چگونه به دیگری امید برند، با اینكه تو قطع احسان نكرده ای، و چگونه ازدیگری بجویند با اینكه تو شیوة عطا بخشیت را تغییر نداده ای؟!

ای آنكه شیرینی انس خود را به دوستدارانت چشاندی! پس تملق گویان، در پیشگاه جلال و كبریایی تو ایستادند؛ ای آنكه جامة هیبت خود را بر اندام اولیایت پوشاندی تا در برابرت، به استغفار ایستادند! تویی كه یاد از خلایق كنی، پیش از آنكه از تو یاد كنند؛ تویی كه آغاز به احسان نمایی، پیش از آنكه پرستندگان به تو روی آرند، تویی كه عطا بخشی، پیش از آنكه جویندگان بخواهند، تویی كه پر بخششی، سپس در آنچه به ما بخشیده ای، از ما وام خواهی!!

الها!  با  رحمتت، مرا بطلب تا به وصالت رسم و با فضلت، مرا جذب كن، تا یكسر به تو رو كنم، خدایا! امیدم از تو نمی برد، اگرچه نافرمانیت كنم و ترسم از تو زدوده نمی شود، اگرچه فرمانت برم؛ عوالم آفرینش، مرا به تو نزدیك نموده و آگاهی به كرمت، مرا به آستانت فرو آورده است.

معبودا چگونه نا امید شوم كه تو آرزوی منی؟! چگونه خوار شوم كه ته تكیه گاه منی؟!

خدایا چگونه دعوی عزت كنم كه در ذلت، قرارم داده ای و چگونه دعوی عزت نكنم با اینكه به بندگی خود نسبتم داده ای؟!

الها! چگونه نیاز نیارم، با اینكه در نیازمندان جایم داده ای و چگونه نیاز آرم، با اینكه به وجود خود بی نیازم فرموده ای؟! تویی كه هیچ معبود به حقی جز تو نیست، خود را به هر چیز شناساندی؛ پس چیزی نیست كه تو را نشناسد؛ تویی كه خود را در هر چیز، به من شناساندی، پس تو را در هر چیز، نمایان دیدم و تویی كه بر هر چیز عیانی.




طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: دعای عرفه، نیایش عرفه، دعای عرفه امام حسین (ع)، آفرینش، ربوبیت الهی، مهربانی، عبودیت، اسماء الهی، صفات خدا، اسماء و صفات خدا، الطاف الهی، وحی، محمد و آل محمد، جبرائیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسماعیل (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت اسحاق (ع)، تورات، زبور، قرآن، انجیل، گناه و لغزش، وطن، ایمان، هدایت، نیکوکاری، توبه، احسان و نیکوکاری، برهنگی، رحمت الهی، عذاب الهی، پدر و مادر، پادشاهان، آسایش، اخلاص، افعال الهی، عوالم آفرینش، استغفار، انس با خدا، قضا و قدر، سوز عشق، وصال حق، مشیت الهی، مظاهر الهی، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات