تاریخ : شنبه 13 آبان 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مکر آن باشد که زندان حفره کرد          آنکه حفره بست آن مکری است سرد

تدبیر و چاره اندیشیِ خردمندانه و هوشیارانه آن است که انسان برای خروج از زندان های خودساخته راهی بیابد و با حفره کردن در حصار زندان مسیری برای آزادی خود بگشاید و خود را از قید و بند زندان نفس برهاند؛ نه اینکه روزنه ها را محدود کند و با بی خردی و سوءتدبیر راه های فرار از زندان را بر خود ببندد و منفذها را کور سازد. جلال الدین می گوید: این جهان و تعلّقات آن زندان انسان است و ما همه زندانیان آنیم. چاره آن است که منفذی بگشاییم و خود را از این زندان برهانیم و به سرزمین نورانیِ جان داخل شویم.

این جهان زندان و ما زندانیان          حفره کن زندان و خود را وارهان

غفلت از توانایی های جان و از یاد بردن منشأ قدرت در جهان، مصداق دنیا و دنیاخواهی است. در حقیقت پشت کردن به خدای هستی، روی کردن به دنیا و ورود به زندان است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، زندان، تدبیر و چاره اندیشی، انسان، زندان نفس، آزادی، بی خردی، سوء تدبیر، حصار تن، مسیر آزادی، منشأ قدرت در جهان، آنتی ویروس نود 32،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات