تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1391 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نماز عینک چشم دل است

مخصوصا در شب

 

خداوند خط پایان نماز است

نماز ما تجلی نیاز است

برای رفتن تا بی نهایت

درونش بی نهایت امتیاز است

 

مرا میخانه هنگام نماز است

مرا پیمانه از جام نماز است

اگر مستی کنم در هر دو دنیا

فقط از شربت کام نماز است

 

از نمازم به نیاز آمده ام

در خریداری ناز آمده ام

من و این خلوت شب ها و سحر

گوئی از راه حجاز آمده ام

ساقیم بوده خداوند عظیم

مست از آن منبع راز آمده ام

شب فروزی هنر هر که نبود

او بداند به چه ساز آمده ام

خواهشی دارم و خواهنده شدم

در پی حکم جواز آمده ام

فاصله تا به خدا یک قدم است

در قدمگاه نماز آمده است

شعر: رضا محمدی (شب افروز)

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

گر خدا خواهد شبی سجاده آتش می زنم

تا نباشد تهمت کفر و ریا بر گردنم

من همان رندم که با باده طهارت می کنم

لکه از تهمت نمی افتد به روی دامنم

در نماز بی ولایت من ندیدم عشق او

لال باشم بهتر است تا اینکه باشد گفتنم

شعر: رضا محمدی (شب افروز)

منبع: شعر نو




طبقه بندی: شعر نماز،
برچسب ها: شعر نماز، شعر درباره نماز، شعر با موضوع نماز، اشعار نماز، اشعاری با موضوع نماز، اشعاری درباره نماز، اشعاری از نماز، نماز بی ولایت، عشق، طهارت، تهمت، سجاده آتش، کفر، ریا، باده، شعر نو، فاصله تا نماز، قدمگاه نماز، هنر، مست، خداوند عظیم، ساقی، خلوت شبها، سحر، جام نماز، مستی، نماز ما، نماز تجلی نیاز، چشم دل، نماز شب،
دنبالک ها: شعر نو،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات