تاریخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«معرفت النفس»

(جلسه پنجم/ قسمت سوم)

«استاد اصغرطاهرزاده»

علت غفلت از قیامت

این‌كه من و شما بعداً به قیامت می‌رویم به جهت آن است که نتوانسته‌ایم خود را قیامتی کنیم، همین‌طور که اگر شما خدا را بعداً ملاقات‌كنید به جهت آن است که قلب خود را آماده نکرده‌اید وگرنه خداوند همیشه حیّ و حاضر است. آری قیامتِ بسیاری انسان‌ها بعداً برایشان ظاهر می‌شود و به همین جهت در قیامت در خطاب به آن‌ها به صورت جداگانه به هر کدام گفته می‌شود: «فَبَصَرُكَ الْیَومَ حَدیدٌ» حالا چشم تو تیزبین شد، نه این‌که همه در قیامت، قیامت‌بین شوند، تو که گرفتار بدنت بودی و نتوانستی پرده‌ها را از جلو چشمت عقب بزنی حالا برایت عقب زدیم، که البته دیگر کار از کار گذشته است و نمی‌توانی کاری برای خود انجام دهی.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

احساس حیات

بنده سعی دارم مطالب را طوری عرض کنم که عزیزان متوجه باشند حیات خودشان یعنی چه و آن را احساس کنند؛ و معلوم شود چگونه می‌بینند كه می‌میرند و در این راستا «حی» بودن خود را بدون بدن احساس کنند، و متوجه باشند ذات آن‌ها در وجود خود همان حیات است و حیاتی عارض آن نشده، نفس ناطقه با تجلی در بدنتان، بدن شما را حیات می‌بخشد. پس به این معنی شما به عنوان نفس ناطقه نه‌تنها مرگ ندارید بلکه مرده را زنده می‌كنید؛ بدن من در ذات خود مرده است، دست من اگر از بدن من که حیات دارد، جدا شود یک تکه گوشت بی‌جان است ولی اگر به بدن بنده پیوندش بزنند و نفس ناطقه‌ی من در آن تجلی کند، دوباره زنده می‌شود. در همین رابطه در حال حاضر بدن من زنده است چون نفس ناطقه‌ی من به این جسد نظر كرده و در آن تجلی نموده است ولی نفس ناطقه در ذات خود زنده است و در مرتبه‌ی وجودی خود حیات عارضش نشده بلکه وجودش در این مرتبه، مرتبه‌ای از حیات ‌است، هرچند وجودش از خدا است.

 

با توجه به نکته‌ی فوق می‌توان گفت حیات ما تجلی حیات خداوند است و ما در مرتبه‌ی خاص خودمان مظهر حیات او هستیم، رابطه‌ی حیات شما با حیات خدا، مثل رابطه‌ی حیات شما با حیات بدنتان نیست، بلکه شما چیزی جز تجلی حیات خداوند در مرتبه‌ی خاص، نیستید. شما با تجلی حیات خود در بدن، بدن‌تان را زنده كرده‌اید وگرنه بدن شما ذاتاً مرده است ولی نفس ناطقه‌ی شما چیزی نیست که حیات خداوند در آن تجلی کرده باشد، بلکه شما جلوه‌ی حیات خداوند هستید. این‌طور نیست که ما چیزی باشیم و خداوند در ما نفوذ نموده و ما را زنده کرده، این یک نوع دوگانگی را به همراه می‌آورد. حیات الهی به عنوان یک حقیقت که تجلیاتی دارد، در این مرتبه همان حیات شما است و به این معنی وقتی خود را به عنوان حیاتِ محض در مرتبه‌ی خودتان احساس کنید حیات خداوند را در مرتبه‌ی نازله احساس می‌کنید. به همین معنی مولوی می‌گوید:

 

این قفس را بشکنید ای طوطیان

بال بگشایید تا هندوستان

هفت پر از هفت شهر جان کنید

قصد قاف حضرت جانان کنید

قاف والقرآن میان جانتان

ادخلوها دعوت جانانتان

فاش گویم یار مشتاق شماست

طاقت او بی گمان طاق شماست

فاش تر گویم شمایید آن نگار

خود شمایید آن بهشت و آن بهار

نفخه‌ی اویید و خود اویید هان

خویش را خوانید فرعون زمان

خود نه آن فرعون، کو بی عون و فر

شد در آب و کرد در آتش مقر

بلکه آن فرعون با فر و شکوه

که چو موسی دید آتش را ز کوه

سوی آتش رفت و آب لطف یافت

ای خوش آن که سوی این آتش شتافت

 

وقتی معلوم شد انسان «حی» است به جلوه‌ی حی مطلق، دیگر مرگ برای او معنی ندارد و اگر با این دید به خودتان رجوع‌كنید احساس حیاتی را که مرگ ندارد در خود می‌یابید، یعنی حیات را حسّ می‌کنید و خداوند از این طریق زنده بودنش را با ما به نمایش گذاشته است.

بعداً معلوم می‌شود لوازم این حرف تا کجا می‌رود، حدّاقلِ نتیجه این‌که هرکس می‌تواند اقرار کند: اصلاً «مرگ» برای من معنا نمی‌دهد و متوجه می‌شود نفس ناطقه‌ی او جوهرِ بسیطِ ابدی است.

 

ملاحظه کنید خودشناسی چگونه انسان را به عالی‌ترین معارف سوق می‌دهد که هر کس از مرگ می‌ترسد از خودش می‌ترسد و خود را از رجوع به ملکوت عالم محروم کرده است. به گفته‌ی آیت الله حسن زاده«حفظه‌الله»: «به واقع آن کس که «مَنْ عَرَفَ نَفْسَه، فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه» را درست بفهمد، جمیع مسائل اصیل فلسفی و مطالب اصلی حکمت متعالیه و حقایق متین عرفانی را می‌تواند از آن استنباط کند، لذا معرفت نفس را مفتاح خزائن ملکوت فرموده‌اند». (1)

«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

«پایان جلسه پنجم»

برگرفته از کتاب «خویشتن پنهان»

نوشتة استاد اصغر طاهرزاده

 

پی نوشت

1.        استاد حسن زاده آملی«حفظه‌الله» کتاب «صد کلمه در معرفت نفس» ص 11.




طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، مباحث معرفت النفس استاد اصغر طاهرزاده، صد کلمه در معرفت النفس، استاد حسن زاده آملی، علامه حسن زاده آملی، آیت الله حسن زاده آملی، خزائن ملکوت، من عرف نفسه فقد عرف ربه، خودشناسی، نفس ناطقه، مرگ، جوهر بسیط، حقایق عرفانی، حی مطلق، قیامت، حی، حیات، تجلی، حیات خدا، رابطه نفس و تن، حیات الهی، جلوه حیات خداوند، این قفس را بشکنید ای طوطیان، هفت شهر جان، تجلیات الهی، هندوستان، نگار، بهشت، فرعون، لطف، آتش،
دنبالک ها: لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات