تاریخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

سكوت پنجره

رفیق خسته‏ى من! از سفر چه میدانى؟

تو از تلاقى درد و خطر چه میدانى؟

 

چقدر فاصله دارى ز هرم آتش و دود

و از تبانى تیغ و سپر چه میدانى؟

 

چقدر كوچك و دورى ز عمق رنج كویر

زخشكسالى چشمان تر چه میدانى؟

 

بخوان دوباره حدیثى زبیقرارى چشم‏

نشان چشمه‏ى دل را اگر چه میدانى!

 

سكوت حنجره‏هامان خیانتیست به عشق

سكوت پنجره‏ها را تو در چه میدانى؟

 

شكسته بال پریدن حكایتیست غریب‏

زاوج‏گیرى بیبال و پر چه میدانى؟

 

بیا دوباره بخوانیم این ترانه‏ى عزم‏

كه از حلاوت صبح ظفر چه میدانى؟

 

هنوز اول راهیم و مقصدى دشوار

رفیق خسته‏ى من! از سفر چه میدانى؟

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر شهید، شعر شهادت، شعر شهدا، شعر شهید و شهادت، شعر جبهه، شعر جبهه و جنگ، شعر هفته دفاع مقدس، شعر یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شعر خون شهید، شعر خون شهدا، شعر خون شهیدان، شعر راه شهید، شعر راه شهادت، شعر منتظران شهادت، شعر شهدای آخر الزمان، رفیق خسته، درد و خطر، آتش و دود، رنج کویر، شکسته بال، بیقراری چشم، خشکسالی چشمان، چشمان تر، سکوت پنجره، سکوت حجنره، حدیث بیقراری،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic