تاریخ : چهارشنبه 2 اسفند 1391 | 04:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مثنوى مردان جنگ

به نام خداوند مردان جنگ‏

كه كردند بر دشمنان عرصه تنگ‏

 

به نام خداوند یاران دین‏

زشك رسته مردان اهل یقین‏

 

به نام یلان محمد (ص) نژاد

كه شد شورشان غبطه‏ى گردباد

 

على صولتانى كه در خون شدند

به یك نعره از خویش بیرون شدند

 

به نام غیوران زهرا (س) نسب‏

زخود رستگان به حق منتسب‏

 

حسن (ع) مذهبان صبور آمده‏

مى زهر نوشان آن میكده‏

 

خراباتیان حسین (ع) آشنا

گرفته به كف رایت كربلا

 

اگر دم فرو بندم از ذكرشان‏

رها نیستم یكدم از فكرشان‏

 

من و یاد یاران كه سر باختند

ولى بر ستم گردن افراختند

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

سحرگاه اعزام یادش بخیر

و «گردان» گمنام یادش بخیر

 

لباسى كه خاكى‏تر از خاك بود

ولى چون دل عاشقان پاك بود

 

الهى به مستان بربط شكن‏

به مردان طوفانى خط شكن‏

 

الهى به «گردان زید و كمیل»

دلیران چون رعد و طوفان و سیل‏

 

به آنان كه بى‏پا و سر آمدند

شهید از دیار خطر آمدند

 

به مفقود و جانباز و ایثارگر

كه شد تیغشان بر عدو كارگر

 

به مردان در كنج محبس قسم‏

به «والفجر و بیت‏المقدس» قسم‏

 

به دلتنگى «كربلاى چهار»

به یاران گمگشته و بى‏مزار

 

به «فتح‏المبین» و به «فتح‏الفتوح»

به طوفان، به كشتى، به دریا، به نوح‏

 

به «مرصاد» و مردان مرگ آفرین‏

منافق ستیزان تیغ آتشین‏

 

به آنان كه پروازشان تا خداست‏

مرا بر خدا و ولى التجاست‏

 

هلا تا نپرسى ز سربازى‏ام‏

كه من كشته‏ى عشق «خرازى»ام‏

 

خوشا «باكرى» با دل عاشقش‏

كه رگبار بستند بر قایقش‏

 

خوشا همت «حاج همت» خوشا

خوشا شور و شوق شهادت، خوشا

 

خوشا فهم «فهمیده‏ى» نوجوان‏

كه بى‏قدر بودش تمام جهان‏

 

خوشا شور «قربانعلى عرب»

گه رقص مرگ و جنون و طرب‏

 

كه «فهمیده» را دید در قتلگاه‏

ز نارنجك آن دم كه ضامن كشید

 

به زیر زره‏پوش خود را فكند

گوارایى شهد خون را چشید

 

و «خرازى» انگار عباس بود

كه شد قطع دستش به میدان رزم‏

 

شبى نیز سوى خدا پر كشید

شد این گونه جاوید آن كوه عزم‏

 

به كارون و اروند تا پل زدیم‏

گذشتیم از خویش تا رزمگاه‏

 

در آن سوى، دشمن كمین كرده بود

پراكنده چون ابرهاى سیاه‏

 

چو طوفان وزیدیم و بر هم زدیم‏

ز خار و خسان خواب و آرام را

 

خلیج از تب و تاب ما موج زد

نوشتیم با خون سرانجام را

 

خطر بود و شط بود و غواص‏ها

سلاحى به جز عشق و ایمان نبود

 

ز نیزارها بى‏صدا رد شدیم‏

صدایى به جز صوت قرآن نبود

 

خدا یار مردان درد آشناست‏

كه جان‏هایشان با نبرد آشناست‏

 

گذشتند از هشت خان بلا

شد از خونشان دشت‏ها كربلا

 

پس از جنگ ما باز استاده‏ایم‏

كه كوهیم و آتشفشان زاده‏ایم‏

 

اگر پا و گر سر زكف داده‏ایم‏

چو لب واكند حیدر، آماده‏ایم‏

 

كه گیریم جان بداندیش را

بسوزیم ملك ستم كیش را

 

بخوان تیغ عریان هماورد را

كه گردن زنم خیل بى‏درد را

 

برافشانى از خویش اگر گرد را

به دوزخ فرستیم نامرد را

 

كه رسم جوانمردى احیا شود

قلندر وشى پیشه‏ى ما شود

 

غریبانه مردم تفنگم كجاست؟

خشابم، قطار فشنگم كجاست؟

 

دلم، سنگرم، خاكریزم چه شد؟

بگویید نعش عزیزم چه شد؟

 

به هر ناكجا چو تجسس كنم؟

چقدر این زمین را تفحص كنم؟

 

برادر بگو لشكر «نصر» كو؟

شهیدان تیپ «ولیعصر» كو؟

 

 

كه افكند در كار مردن گره؟

كه گم گشت «گردان ضد زره؟»

 

پس از جنگ صبر از خدا خواستم‏

زمین خوردم اما به پا خاستم‏

 

بیا یك تپش غوطه در خون بزن‏

قدم بر سر هفت گردون بزن‏

 

جنون كن كه از این همه احتیاط

بلرزد قدم‏هایمان در صراط

 

و ایمان بیاور به خون و جنون‏

كه این است «قد افلح المؤمنون»

 

برادر بمان در پناه خدا

كه من مى‏روم التماس دعا...

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر شهید، شعر شهادت، شعر شهدا، شعر شهید و شهادت، شعر جبهه، شعر جبهه و جنگ، شعر هفته دفاع مقدس، شعر یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شعر خون شهید، شعر خون شهدا، شعر خون شهیدان، شعر راه شهید، شعر راه شهادت، شعر منتظران شهادت، شعر شهدای آخر الزمان، غریبانه، تفنگ، خشاب، قطار فشنگ، سنگر، خاکریز، تجسس، تفص، لشگر نصر، شهیدان تیپ ولیعصر، گردان ضد زره، صبر، صراط، قدافلح المومنون، پناه خدا، نیزار، صوت قرآن، شط، غواص، خار و خس، خلیج فارس، سلاح عشق، سلاح ایمان، مردان درد، نبرد، دشت کربلا، کوه، آتشفشان، تیغ عریان، حیدر، جوانمردی، قلندر، هماورد، دوزخ، مردان مرگ آفرین، مرصاد، منافق، پرواز تا خدا، سربازی، شهید حاج ابراهیم همت، دل عاشق، شهید باکری، شهید خرازی، شور و شوق شهادت، شهید حسین فهمیده، واافجر، بیت المقدس، کربلای چهار، یاران بی مزار، مردان جنگ، دشمنان، یاران دین، مردان اهل یقین، گردباد، خون، علی صولتان، زهرا، میکده، حسن، خراباتیان، حسین، کربلا، ذکر، فکر، یاران، جانباز، ایثارگر، مفقودالاثر، دیار خطر، گردان زید، گردان کمیل، بربط، مستان، مردان طوفانی، دل عاشقان، لباس خاکی، گردان گمنام، سحرگاه، فتح المبین، فتح الفتوح، نوح، طوفان، دریا، کشتی نوح، رگبار، قایق، رقص مرگ، شهید قربانعلی عرب، رقص جنون، نارنجک، قتلگاه، ضامن نارنجک، شهد خون، زره پوش، حضرت عباس (ع)، سوی خدا، میدان رزم، کارون، اروند، رزمکاه، ابرهای سیاه،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic