تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 | 04:05 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

گر در آن آدم بکردی مشورت          در پشیمانـی نگفتی معذرت

 

مولانا در این بیت به ماجرای حضرت آدم (ع) که از میوۀ ممنوعه تناول کرد و بعد به پشیمانی و معذرت خواهی از حضرت حق روی آورد، اشاره کرده و می گوید: اگر در آن هنگام که آدم ابوالبشر به خوردن گندم تمایل پیدا کرد، با عقل کلِ جاری در عالم مشورت می نمود و از فرمان حضرت حق که همان عقل کل است پیروی می کرد، هرگز کارش به ندامت و عذرخواهی کشیده نمی شد.

 

مشورت با حکیمان و خردمندان، انسان را در دانش و توانایی های آنان شریک می سازد و از اشتباهات و انحرافات آدمی می کاهد. در حقیقت عقل ها چون در هم آمیزند، آدمیان را از گفتار و کردار ناپسند باز می دارند. روی هم ریختن عقول، وزنۀ عقل را سنگین تر می کند و آن را به عقل کل نزدیک تر می سازد و به همین دلیل پیوند بهتر و عمیق تری با خدای سبحان پیدا می کند. و در نتیجه، انسان کمتر دچار انحراف و اشتباه و پشیمانی می گردد.

 

زانکه با عقلی چو عقلی جفت شد   مـانــع بـد فـعـلـی و بـد گـفـت شـد

عـقـل با عـقـل دگـر دو تا شـود          نور افزون گشت و ره پیدا شود

 

در مقابل، چنانچه نفس ها با هم درآمیزند و همدیگر را یاری کنند، عقل را به کناری می رانند و آن را بی اثر می سازند و خود، ادارۀ انسان را به عهده می گیرند و او را به سیاهچال عمیق "منِ حیوانی" فرو می کشند.

 

نفس با نفس دگـر چون یار شد          عقل جزوی عاطل و بی کار شد

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: گر در آن آدم بکردی مشورت، حضرت آدم (ع)، میوۀ ممنوعه، آدم ابوالبشر، گندم، مشورت، فرمان حضرت حق، ندامت، عذرخواهی، مشورت با حکیمان، خردمندان، دانش، اشتباهات و انحرافات آدمی، گفتار و کردار ناپسند، عقل کل، خدای سبحان، انحراف، اشتباه، پشیمانی، زانکه با عقلی چو عقلی جفت شد، عـقـل با عـقـل دگـر دو تا شـود، نفس، ادارۀ انسان، سیاهچال، منِ حیوانی، نفس با نفس دگـر چون یار شد، عقل، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 11 شهریور 1391 | 07:41 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«هزار قانون زندگی»

«قانون اول»

از خدا جوئیم توفیق ادب          بی ادب محروم گشت از لطف رب

 

چون منشأ همه­ خیرات و خوبی ها و عطای توفیق از خداوند متعال است، پس باید از خداوند بخواهیم که به ما توفیق حسن خلق و آداب نیک زندگی بیاموزد. چرا که بی­ ادبان براساس این قاعده از لطف پروردگار محروم می شوند.

شیطان در پیشگاه خداوند با گستاخی خود رعایت ادب نکرد و تابع فرمان حق نشد و لذا خداوند او را از مقام قرب خود دور کرد و لطف خود را از او گرفت.

آدم ابوالبشر برای لحظه­ ای ادب را ترک گفت و به همین دلیل از بهشت لطف حضرت حق رانده و به غربت زمین گرفتار آمد و به پشیمانی دچار گردید.

جلال الدین در روشن شدن این مطلب می­ گوید:

باز گستاخان ادب بگذاشتند          چون گدایان زلّه ­ها برداشتند

«مقام ادب را گرامی داشتن از ویژگی­ های انسان رشد یافته است.»

«منبع: وبلاگ جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: بهشت، آدم ابوالبشر، حضرت آدم (ع)، حسن خلق، مثنوی معنوی، مثنوی مولوی، مولانا جلال الدین بلخی، شیطان، قرب الهی، پندهایی از مثنوی معنوی، پندهای اخلاقی از مثنوی معنوی، زندگی، قرب الی الله، ادب، رسم ادب،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic