تاریخ : شنبه 22 تیر 1392 | 11:35 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود

دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد..

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت: آرپی جی زن بوده

توی عملیات آنقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه

 

 

گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود

چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ..... بماند!

شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد

                                          منبع: عشاق الزهرا




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: آر پی جی زن، ایثار، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات