تاریخ : سه شنبه 17 بهمن 1391 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مادرم
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار تا چشمانم بهشت را نظاره کنند  

بزرگترین درد دنیا اینه که ببینی اونی که تا دیروز درداتو میکشیده داره درد میکشه !
اون یه نفر مادره

 

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم تا برای همیشه در آغوش مادرم جا می گرفتم !

از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !

صدای خنده ی مادرم ، حتی غم هایم را هم می خنداند !!!

 

کاش هیچوقت آرزو نمی کردم که کفش های مادرم اندازه ام شود !

هیچ جای دنیا امنیت دستهای پدر و مادر رو نداره !

 

موضوع انشا : خوشبختی
به نام خدا
خوشبختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپد
پایان !!!




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: مادر، دستهای پدر و مادر، خوشبختی، قلب پدر و مادر، امنیت، آرزو، کفش، مادرمع صدای خنده مادرم، غم هایم، دلتنگی، اشک، اعتراف، آغوش مادر، بهشت،
دنبالک ها: بروزترین ها،

تاریخ : شنبه 16 دی 1391 | 10:38 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

عادت داشتم در وحشت مدام از دست دادن چیزهایی که دارم

و یا بدست نیاوردن آنچه آرزویش را داشتم، به سر برم!

 

 

اگر هیچ وقت نتوانم خانه بزرگی داشته باشم، چه می شود؟

خانه، باعث شادی انسان نیست.

قلبی ناشاد، در خانه ای بزرگتر هم رضایت پیدا نمی کند،

 

 

ولی قلبی که شاد است، هر خانه ای را شاد می کند.




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: شادی، قلب شاد، وحشت، آرزو، خانه بزرگ، قلب ناشاد، شادی انسان، جملات زیبا، سخنان زیبا، آپدیت آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : یکشنبه 5 آذر 1391 | 01:35 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«سخنان امام حسین (ع)»

« قسمت اول »

« نصایح امام حسین(ع) »

امام حسین(ع):

آنچه را طاقت نداری، به عهده مگیر؛ به آنچه نخواهی رسید، مپرداز؛ به آنچه قادر نیستی، وعده مده؛ جز به اندازه ای كه سود می بری، هزینه مكن؛ پاداش، جز به اندازة كاركرد خویش، مخواه؛ جز به فرمانبرداری از خدای سبحان كه بدست آورده ای، شادمان مشو و جز آنچه كه خود را برای آن شایسته می بینی، دریافت مكن.

ص844

« موارد صبر»

امام حسین(ع):

در  مواردی  كه حق، تو را ملزم  می سازد؛  بر آنچه نمی پسندی، شكیبا باش و در مواردی كه هوای نفس، تو را فرا می خواند؛ از آنچه (به ناحق است) و دوست می داری، خود را نگهدار.

ص847

« نماز و تلاوت قرآن »

امام حسین(ع):

من به راستی نماز و تلاوت قرآن و نیایش فراوان و استغفار را دوست می دارم.

ص441

« بی نیازی »

امام حسین(ع):

بی نیازی آن است كه آرزوهایت كم باشد و به اندازة كفاف خشنود باشی.

امام حسین(ع):

عزت آدمی در بی نیازی او از مردم است.

« زشت ترین چیزها »

امام حسین(ع):

زشت ترین چیزها در پیران، هرزگی و بی عاری؛ در قدرتمندان، درنده خویی؛ در شریفان و نجیب زادگان، دروغگویی؛ در ثروتمندان، بخل و تنگ نظری؛ و در عالمان، حرص است.

« کمال خرد »

امام حسین(ع):

كمال خرد پیروی حق است.

امام حسین(ع):

عقل، جز از راه پیروی حق، به كمال نمی رسد.

ص815

 

« دادرسی مومن »

امام حسین(ع):

هر كس در راه تامین نیاز برادر مومن خود تلاش كند، گویی كه نه هزار سال، خدا را پرستش نموده، در حالی كه روز را، روزه داشته و شب را، به بیداری سپری كرده است.

ص832

« نتیجة گناه »

امام حسین(ع):

كسی كه از راه نافرمانی خدا، درصدد بدست آوردن چیزی برآید؛ آنچه را امید دارد، زودتر از دست می دهد و آنچه را بیم دارد، زودتر به او می رسد.

ص850

 

« نشانه های عاقل »

امام حسین(ع):

عاقل، با كسی كه می ترسد او را دروغگو پندارد، هم سخن نمی شود؛ از كسی كه می ترسد او را رد كند، درخواستی نمی كند؛ به كسی كه می ترسد او را بفریبد، تكیه نمی نماید و به كسی كه به امید او اطمینان نیست، امید نمی بندد.

ص815

« صفتهای زیبا »

امام حسین(ع):

دانش ، نقطة باور معرفت است؛ تجربه های طولانی، فزونی عقل است؛ شرافت، همان پارسایی است؛ قانع بودن، آسایش تن است؛ هر كه تو را دوست دارد، از پلیدی و ناپاكی بازت می دارد؛ هر كه تو را دشمن دارد، بر كژی و نابكاری وادارت می سازد.

ص816

« دانا كیست؟ »

امام حسین(ع):

اگر همة گفتار دانا، نیكو و به حق بود، از خود پسندی، در آستانة دیوانگی قرار می گرفت؛ همانا دانا، كسی است كه حق گویی او، فراوان باشد.

ص816

« توبه »

امام حسین(ع):

خداوند توبه پذیر و بخشایشگر است، اوست كه توبة هر هوسران گمراهی راعهده دار پذیرش است.

ص942

« صدقة راستین »

امام حسین(ع):

به راستی صدقة پاكیزه، صدقة كسی است كه در راه به دست آوردن آنچه صدقه می دهد، بر پیشانی او عرق نشسته و چهرة او، غبار گرفته است.

ص744

« مومن، صدیق شهید است »

امام حسین(ع):

هیچ یك از شیعیان ما نیستند مگر آنكه صدیق شهیدند.

عرض كردم: فدایت شوم! این چگونه خواهد بود، در حالی كه عموم آنان، در بستر می میرند؟

فرمود: «آیا این آیة كتاب خدا را در سورة حدید، نمی خوانی كه: «و آنان كه به خدا و رسولان او ایمان آوردند، همانا نزد پروردگارشان صدیقان و شهیدانند.»

« كشتة اشكها »

امام حسین(ع):

من كشته اشكهایم؛ با سختی و اندوه، كشته می شوم و بر خدا شایسته است كه هیچ اندوهگینی نزد من نیاید، مگر آنكه اندوهش را بزداید و او را شادمان، به اهل خود برگرداند.

ص730

« تكلیف در حد توان »

امام حسین(ع):

خداوند، تاب و توان كسی را نستاند، مگر اینكه بار طاعتی از او بیفكند و نیز توانایی كسی را نگیرد، جز اینكه بار تكلیفی از او بردارد.

ص611

« هوای نفس »

امام حسین(ع):

از این هواهای نفسانی كه مجموعة آنها، گمراهی و سرانجام آنها آتش است، بپرهیزید.

ص848

« بدی كردن، پوزش خواستن »

امام حسین(ع):

كاری مكن كه از آن، پوزش بخواهی؛ زیرا مومن، نه بد می كند و نه، عذر می طلبد و منافق، هر روز بد می كند و عذر می خواهد.

ص848

« نیكی باید، به خوب و بد »

شخصی پیش امام حسین(ع) اظهار داشت: اگر نیكی به نا اهل برسد، تباه می شود،

امام حسین(ع) فرمود: «چنین نیست، بلكه نیكوكاری، همچون رگبار باران است كه باید به نیك و بد برسد.»

ص847

« معنای بردباری »

امام حسین(ع):

فرو بردن خشم و بر خود مسلط بودن از نشانه های حلم است.

ص847

« آثار صله رحم »

امام حسین(ع):

هر كه دوست دارد، اجل او تاخیر افتد و عمری دراز یابد و روزیش فزونی گیرد، باید صلة رحم انجام دهد.

ص846

« پذیرش دعوت مومن »

امام حسین(ع) شخصی را دید كه به یك مهمانی دعوت شد؛  در  پاسخ  دعوت  كننده  گفت:  معذرت می خواهم (نمی آیم)؛ حضرت به او فرمود: «برخیز، دعوت او را بپذیر كه در دعوت به مهمانی، عذرخواهی وجود ندارد؛ اگر روزه نداری، بخور و اگر روزه داری، مباركباد گو و در حقش دعا كن.»

ص846

« مدارا، كلید حل مشكلات »

امام حسین(ع):

هر كه از تدبیر بازماند و از چاره ها ناتوان گردد، مدارا، كلید گره گشای مشكلات اوست.

ص846

« شكر»

امام حسین(ع):

شكرگزاری تو، برای نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب می شود.

ص845

«  یاری، در جوانمردی »

امام حسین(ع):

آن كس كه بخشش تو را بپذیرد، تو را در جوانمردی، كمك كرده است.

ص838

« بخشش به سائل »

روزی سائلی  طلب  حاجت  می نمود، امام حسین(ع) فرمود: « آیا می دانید، چه می گوید؟»

عرض كردند: نه.

فرمود: « می گوید: من پیام رسانِ  (نیازمندی آخرت) شما هستم؛  اگر چیزی به من دادید، آن را می گیرم و به آنجا می رسانم وگر نه، به آنجا می رسم، در حالی كه دستم خالیست.»

ص837

« موارد حاجت خواستن »

امام حسین(ع):

سوال كردن (و حاجت خواستن)  شایسته نیست، جز در بدهی سنگین، یا فقر كمرشكن، یا ضمانتی رسوا خیز.

ص836

« گریه از خشیت الهی »

امام حسین(ع):

گریستن از خشیت خدا، رهایی از آتش دوزخ است.

گریة دیده ها و خشیت دلها، رحمتی از خداست.

ص832

« آداب حاجت خواستن »

امام حسین(ع):

جز به یكی از سه كس، حاجت مبر: شخص دیندار، یا جوانمرد، یا دارای شرافت خانوادگی؛ اما دیندار، دین خود را با برآوردن حاجتت، حفظ می كند؛ اما جوانمرد، از مردانگی خود شرم می برد كه پاسخت ندهد و اما با شرافت، می فهمد كه تو با رو انداختن به او، از آبروی خود گذشتی؛ از این رو درحفظ آبرویت، كه نكند بدون برآورده شدن حاجتت برگردی، می كوشد.

ص834

« خوف از خدا »

امام حسین(ع):

در روز قیامت، جز آنكس كه در دنیا خوف خدا داشته، كسی ایمن نیست.

ص831

« سلام قبل از كلام »

مردی با امام حسین(ع)، آغاز سخن كرد كه خدا عافیتت بخشد؛ حالت چطور است؟ فرمود: « خدا آفیتت دهد، سلام كردن بر سخن گفتن، مقدم است؛ سپس فرمود: تا كسی سلام نداده، به او اجازة سخن ندهید.»

ص824

« بخل چیست؟ »

امام حسین(ع):

بخیل، كسی است كه از سلام كردن، بخل ورزد.

ص824

منبع: کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)

تدوین: گروه حدیث پژوهشكدة باقرالعلوم

زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی




طبقه بندی: سخنان امام حسین (ع)، معرفتی و دینی،
برچسب ها: امام حسین (ع)، سخنان امام حسین (ع)، فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)، نصایح امام حسین (ع)، کلامی از امام حسین (ع)، پندهایی از امام حسین (ع)، بخل، سلام کردن، سخن گفتن، بخیل، روز قیامت، خوف خدا، جوانمرد، دیندار، شرافت خانوادگی، مردانگی، شرم، از خود گذشتگی، حفظ ابرو، آداب حاجت خواستن، گریه از خشیت الهی، رهایی از آتش دوزخ، خشیت دلها، رحمت خدا، بخشش به نیازمند، طلب حاجت کردن، یاری نمودن نیازمند، شکر نعمت، شکرگذاری، فزونی نعمت، مدارا، کلید حل مشکلات، پذیرش دعوت مومن، مهمانی، عذرخواهی، روزه داری، صله رحم، آثار صله رحم، بردباری، فرو خوردن خشم، نشانه های حلم، حلم و بردباری، نیکوکاری، خوب و بد، نیک و بد، هوای نفس، آتش دوزخ، گمراهی، پوزش خواستن، منافق، وظیفه و تکلیف، کشته اشک، سختی و اندوه، ایمان، صدیق، شهید، صدقه، شیعه، توبه، هوسران، دانا، صفتهای زیبا، فزونی عقل، قناعت، آسایش تن، پلیدی و ناپاکی، معرفت، دروغگو، عاقل، دانش، امید، نشانه های عاقل، نتیجه گناه، آثار گناه، پرستش خدا، روزه، شب زنده داری، کمال خرد، پیروی حق، درنده خویی، دروغگویی، حرص، هرزگی، بخل و تنگ نظری، بی نیازی، آرزو، عفت، بی عاری، استغفار، تلاوت قرآن، نماز، نیایش، صبر و شکیبایی،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

فقیر به دنبال شادی ثروت

و ثروتمند به دنبال آرامش زندگی فقیر است!

 

کودک به دنبال آزادی بزرگتر

و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است!

 

پیر به دنبال قدرت جوان

و جوان در پی تجربه سالمند است!

 

آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت

و آنان که مانده اند در دل، رویای رفتن دارند!

 

خدایا!

کدامین پل در کجای دنیا شکسته است

که هیچکس به مقصد خود نمی رسد؟؟؟




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی،
برچسب ها: جملات زیبا، مقصد، آرزو، آرامش، قدرت، زندگی، کودک، سادگی، شادی، آرامش زندگی،

تاریخ : جمعه 14 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

پنبه اندر گوش حس دون کنید          بند حس از چشم خود بیرون کنید

حواس ظاهری نسبت به حواس باطنی در مرتبه پایین تری قرار دارند و لذا تکیه دائمی به حواس ظاهری انسان را از توانایی های حواس باطنی غافل می سازد. برای دستیابی به ندای باطن و سرزمین پهناور روح باید حواس ظاهری را محدود و مسدود کرد و پنبۀ ناشنیدن در گوششان فرو برد و چشمشان را فروبست تا چشم و گوش درونی گشوده شود و شاهد تجلی و ظهور حواس باطنی باشیم.

انسانی که در کمند حواس ظاهری گرفتار است آرزو در او فراوان می شود و از آرزو غصه گرد می آید و از غصه غفلت فرا می رسد و از غفلت فراموشی رو می کند و از فراموشی عقل زائل می گردد و چون کسی را عقل نباشد مراقبه نباید و بی مراقبه آدمی به آرامش و سعادت نرسد. مولانا می گوید

بی حس و بی گوش و بی فکرت شوید          تا خطاب اِرجعی را بشنوید

شنیدن خطاب خداوند و ندای پاک دورنی تنها با رهاشدن از قید و بند حواس ظاهری میسر می شود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، انسان، روح، غصه، آرزو، مراقبه، عقل، آرامش، سعادت، ظهور، تجلی، آنتی ویروس نود 32، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،
دنبالک ها: جمال حق،

                                                                                                                                                     

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت هفتم»

به استاد طاهرزاده گفتم: می‌خوام برم سفر برای دیدن اون عزیزهای‌ سفر كرده، بهم گفتند‌: خوش‌به‌حالتون خوب جایی دارین می‌رین. گفتم: استاد، من اوّلین بارمه كه دارم می‌رم، شما بگین اون‌جا رفتم چی‌كار كنم؟ بهم گفتند: فقط معاشقه. گفتم: غیرِ اون چی‌كار كنم؟ بازم گفتند: فقط معاشقه!  گفتم: چه دعایی‌رو بخونم بهتره؟ گفتند: اگه تونستی مناجات شعبانیه. گفتم: از حال‌و هوای اون‌جا برام بگین؛ گفتند: وقتی پا گذاشتم به‌ یكی از اون سرزمین‌های مقدّس، خودم‌رو توی كربلا می‌دیدم. حس‌اش عجیب و وصفش نگفتنی!

 

                                      برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شهدای گمنام، استاد طاهرزاده، استاد اصغر طاهرزاده، هویزه، کربلای هویزه، شهدای هویزه، یادمان هویزه، شهید سید حسین علم الهدی، شهید علم الهدی، شهید محمد دلجو، روز قیامت، امام زمان (عج)، دعای عهد، نماز، نماز صبح، مناجات شعبانیه، انسان سالک، سالک الی الله، عاشقانه، عشق، رنگ خدا، وصال یار، سالار شهیدان، عشق حسینی، عشق الهی، امام حسین (ع)، کربلا، عاشق، جامعه، درس عشق و ایثار، محمد رسول الله (ص)، عاشورا، بندگی، وطن، ناموس، اسلام، خون، روز عاشورا، آرزو،

تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آرزو می خواه لیک اندازه خواه          برنتابد کوه را یک برگ کاه

خواستن و طلب داشتن از ضروریات حیات انسان است و آرزو آدمی را به زندگی امیدوار می کند و او را به حرکت و تکاپو وا میدارد. پس نفس داشتن آرزو مذموم نیست، بلکه آنچه به آن توصیه نمی شود طلب آرزوهای دور و دراز و دست نیافتنی است که انسان را به ناامیدی و سرخوردگی می کشاند.

بنابراین انسان باید در تقاضاهای خود اندازه نگه دارد و مطلوبی را بخواهد که ظرفیت و استعداد پذیرا شدنش را داشته باشد و بتواند آن را تحمل کند. همانگونه که یک برگ کاه تحمل سنگینی یک کوه را ندارد، ظرفیت انسان نیز محدود است و لازم است به اندازه درک و فهم خود از حقیقت طلب کند و در امور جاری زندگی نیز در پی خواسته ای گام بردارد که دسترسی به آن مسیر و ممکن باشد.

جلال الدین می گوید:

آفتابی کز وی این عالم فروخت          اندکی گر پیش آید جمله سوخت

خورشید اگر اندازه نگه ندارد و اندکی از آنجا که هست جلوتر بیاید، پدیده های عالم همه شعله ور می شوند و می سوزند.

«منبع: جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مثنوی معنوی مولوی، اشعار مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، شرح مثنوی معنوی مولوی، پندهای مولانا، آرزو، خورشید، حیات انسان، زندگی، امید در زندگی، ناامیدی، سرخوردگی، حقیقت طلبی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 05:32 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

و مهربانیت از دور چه نزدیک است، عجیب حس می کنم که جغرافیا، دروغ تاریخ است!

 

الهی من فدای تو

خاری نره به پای تو

قلب و دل و جون و تنم

انگار شده بنام تو!

 

سلام گل قشنگم، آسمون یه رنگم

کاش بدونی عزیزم، چقدر برات دلتنگم!

 

احکام عشق: دیدنت واجب، بوسیدنت مستحب، sms ندادنت مکروه، نبودنت حرام!

 

         برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، عاشقانه ای تقدیم به همسرم،
برچسب ها: ماهی، سعادت، معرفت، دادگاه، دنیا، دعا، اسیر، کراک، عاشقانه، نقش جهان، استارت، چک، بانک محبت، مروارید، تاریخ، جغرافی، فدای تو، صدقه، محبت، ماه، مهربان، سکه، همسر، آرزو، گل، قلب، دوستت دارم، بوس، خنده، بوسه، عشق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic