تاریخ : شنبه 30 آذر 1392 | 12:51 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

دبیر كل جبهه پایداری گفت:

تمام اعضای جبهه پایداری اصلح بودن

لنكرانی را تایید كردند.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: انتخابات ریاست جمهوری 1392،
برچسب ها: حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی، دکتر کامران باقری لنکرانی، انتخابات 92، انتخابات ریاست جمهوری، کارآمدی، اخلاص، ‌رئیس جمهور، مدیریت لنکرانی، جبهه پایداری، دکتر فتاح، دکتر سعید جلیلی، انتخاب کاندیدای اصلح، ولایتمداری، امتحان، فعالین فرهنگی، نخبگان، قوانین و سنن الهی، مرگ و حیات، سنت امتحان، اصول گرایان، اصلاح طلبان، رهبر انقلاب، مقام معظم رهبری، شهدا، رزمندگان، جنگ، ‌آرمان، شهید، غسل زیارت، آیت الله بهاء الدینی، نفاق، ‌میدان جهاد، دبیرکل جبهه پایداری، نیت، راه شهدا، شهید ردانی پور، علما، دوستی، حزب اللهی، تکلیف مداری، امام خمینی (ره)، دوران غیبت امام عصر (عج)، ولی فقیه، حکومت طاغوت، سمت خدا، حاکمیت الهی، شهدای روحانی شهرستان بابل، استان مازندران، اهل جهاد، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، تکلیف شرعی، اعضای جبهه پایداری،
دنبالک ها: رجا نیوز،

تاریخ : شنبه 28 بهمن 1391 | 03:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : شنبه 27 آبان 1391 | 09:50 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«عشقِ حسینی یا حسینِ عاشق»

سپاس خدای را كه طاعتش موجب قرب است و نافرمانیش موجب مغفرت، و سلام و درود بر محمد(ص) و خاندان معصومش و سلام بر مخلصان عالم حضرت اباعبدا... الحسین(ع) و یاران پاكش.

 

قیام عاشورا اگرچه در زمان و مكانی در سالها پیش از این اتفاق افتاده است، اما چگونه است كه تاكنون همچنان زنده مانده و روز به روز بر عظمتش افزوده می شود و جهتی گشته است برای بندگان مومن خدا كه در هر زمان و در هر مكان آنها را با حسینی بودن بیازمایند كه هر فكر، خیال، عمل، حركت و نگاهمان، ما را در یكی از صفوف اولیا و یا اشقیا قرار می دهد، و به راستی چیست این راز بزرگ كه انسانها را این چنان مستانه به سوی خود می كشد.

عشقِ حسینی یا حسینِ عاشق

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

                          


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام حسین (ع)، کربلا و محرم،
برچسب ها: امام حسین (ع)، اخلاص، محبت، عشق حسین (ع)، قرب الهی، مرکب عشق، نهایت عشق، بندگی، عاشق، عاشق و معشوق، عاشقی، عشق حسینی، حسین عاشق، عاشورا، قیام عاشورا، محرم، کربلا، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«رابطة خداوند و بنده در نیایش عرفه»

بار الها! من مشتاق تو هستم و به ربوبیت تو، گواهی می دهم، با اینكه اقرار دارم تو، پروردگار منی و بازگشت من به سوی توست؛ پیش از اینكه من چیزی یادشدنی باشم؛ آفرینش مرا آغاز كردی و مرا از خاك ناچیز بیافریدی، سپس در اصلاب پدران، جایم دادی تا از حوادث ناگوار و دگرگونی روزگار امانم بخشی؛ پس در آن ایام پیشین و دوران گذشته، پیوسته مرا از صلبی به رحمی، كوچ دادی و به خاطر مهربانی و لطف و احسانی كه به من داشتی، مرا در عصر حاكمیت كافرانی كه پیمان تو را شكستند و پیامبرانت را تكذیب نمودند به دنیا نیاوردی، بلكه از آنجا كه به من  دلسوز و مهربان بودی، مرا برای هدایت (توحیدی) كه در آن، روبراهم فرمودی و در آن پرورشم دادی و پیش از من، توسط خاتم پیامبرانت برایم فراهم گشت، به دنیا آوردی.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفتی و دینی،
برچسب ها: دعای عرفه، نیایش عرفه، دعای عرفه امام حسین (ع)، آفرینش، ربوبیت الهی، مهربانی، عبودیت، اسماء الهی، صفات خدا، اسماء و صفات خدا، الطاف الهی، وحی، محمد و آل محمد، جبرائیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسماعیل (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت اسحاق (ع)، تورات، زبور، قرآن، انجیل، گناه و لغزش، وطن، ایمان، هدایت، نیکوکاری، توبه، احسان و نیکوکاری، برهنگی، رحمت الهی، عذاب الهی، پدر و مادر، پادشاهان، آسایش، اخلاص، افعال الهی، عوالم آفرینش، استغفار، انس با خدا، قضا و قدر، سوز عشق، وصال حق، مشیت الهی، مظاهر الهی، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

آرزومان کربلا بود و نجف

جان و سر دادیم در راه هدف

چفیه هایمان رنگ و بوی یاس داشت

رنگ و بوی بیرق عباس داشت

یاد شبهایی که ما بودیم و مین

جستجوی مرگ در زیر زمین

همدم شبهایمان سجاده بود

حمله کردن خط شکستن ساده بود

حسرت رفتن در این دل مانده است

دست و پایم سخت در گل مانده است

عاشقان رفتند و ما جا مانده ایم

زیر بار غصه ها وا مانده ایم

 

                               برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، شعر شهید، شعر شهید و شهادت، جملات زیبا برای شهید، اشعار زیبا برای شهید، اشعار زیبا برای شهید و شهادت، شعر برای شهدا، اشعار زیبا برای شهدا، شعر شهادت، جبهه، جنگ، شعر دفاع مقدس، شعر جبهه و جنگ، هفته دفاع مقدس، خون، کبوتز، پرواز، خون شهید، یاد شهید، یاد شهدا، خون شهدا، کربلا، نجف، عشق، بوی یاس، چفیه، مهدی، حسین، امام شهدا، تفنگ، نیزه، انقلاب، مجنون، سعادت، صیاد شیرازی، پلاک، حقیقت، اخلاص، ایمان، عدالت، عاشقی، خط شکن، اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، اس ام اس جبهه و جنگ، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، اس ام اس 8 سال دفاع مقدس، پیامک 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان،

تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1391 | 06:54 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چرا توی خانه هم که هستم و نامحرم هم نیست و خواستم نماز بخوانم باید حجاب داشته باشم؟

جواب از حجه الاسلام مهدی عدالتیان:

خواهرم! هرگز فراموش نکن که خداوند مهربان و حکیم همیشه خیر و سعادت بندگانش را می‌خواهد و هیچ تکلیف الهی بدون حکمت نیست. خواه ما آن را بفهمیم خواه نه. این دستور خداوند هم حکمت‌هایی دارد که این موارد می‌تواند بخشی از آن‌ها باشد:

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: حجاب و عفاف، پوشش بانوان، حجاب چرا، چرا حجاب، نماز، برکات نماز، قرآن، دعا، ذکر، جامعه، ریا، اخلاص، حکمت، نامه ای به خواهرم، نماز ملاقات با خدا، پوتین، سپاه، کمال زن، خداوند، حجاب خانمها، حجاب زن،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic