تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«حکایت حمام رفتن بهلول»

روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن طور که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند.

بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ....

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانک،
برچسب ها: حکایت حمام رفتن بهلول، دینار، بذل و بخشش، کارگر، ادب، داستانهای آموزنده، داستانکهای آموزنده، داستانهای کوتاه آموزنده، داستانکهای قشنگ و زیبا، داستانهای قشنگ و زیبا، داستانهای پند آموز، داستانهای زیبای پندآموز، داستانهای جذاب، داستانهای جذاب و خواندنی، داستانهای کوتاه قشنگ و زیبا، داستانهای زیبا و خواندنی، داستانهای قشنگ و خواندنی، حکایتهای پند آموز، ماجراهای جالب، ماجراهای واقعی، داستانهای طنز، داستانکهای طنز، داستانهای کوتاه طنز،

تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1391 | 05:32 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هرچه بر تو آید از ظلمات و غم          آن ز بی باکی و گستاخیست هم

 

این قانون فراگیر به ما می گوید اندوه و غم در زندگی آدمیان و غلبة تیرگی بر روشنائی ناشی از گستاخی وبی توجهی و عدم رعایت حقوق دیگر انسان هاست که به صورت مصائب و مشکلات برای ما پدیدار می شود. جلال الدین برای روشن شدن مطلب چنین می گوید:

 

هر که بی باکی کند در راه دوست          ره زن مردان شد و نامرد اوست

از ادب پرنور گشتت این فلک          و ز ادب معصوم و پاک آمد ملک

 

بی باکی و گستاخی روا داشتن در مسیر حق و ناسپاسی کردن، در حقیقت راه دیگران را بستن است و این از مصادیق ناجوانمردی تلقی می شود.

مولوی می گوید:

 

نورانیت این عالم برای آن است که عوامل گردش فلک رعایت ادب می کنند و از مسیر عهد و قانون خارج نمی شوند وبه همین دلیل هم هست که ملائک از آلودگی و گناه پاکیزه هستند و پاکی آنان از مقام ادب آنان ظاهر می شود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، جلال الدین محمد بلخی، ملائکه، آلودگی به گناه، ناسپاسی، ادب، قانون زندگی، بی باکی، ناجوانمردی، مصائب و مشکلات، روشنایی، اشعار مولوی، شرح مثنوی،

تاریخ : شنبه 11 شهریور 1391 | 07:41 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«هزار قانون زندگی»

«قانون اول»

از خدا جوئیم توفیق ادب          بی ادب محروم گشت از لطف رب

 

چون منشأ همه­ خیرات و خوبی ها و عطای توفیق از خداوند متعال است، پس باید از خداوند بخواهیم که به ما توفیق حسن خلق و آداب نیک زندگی بیاموزد. چرا که بی­ ادبان براساس این قاعده از لطف پروردگار محروم می شوند.

شیطان در پیشگاه خداوند با گستاخی خود رعایت ادب نکرد و تابع فرمان حق نشد و لذا خداوند او را از مقام قرب خود دور کرد و لطف خود را از او گرفت.

آدم ابوالبشر برای لحظه­ ای ادب را ترک گفت و به همین دلیل از بهشت لطف حضرت حق رانده و به غربت زمین گرفتار آمد و به پشیمانی دچار گردید.

جلال الدین در روشن شدن این مطلب می­ گوید:

باز گستاخان ادب بگذاشتند          چون گدایان زلّه ­ها برداشتند

«مقام ادب را گرامی داشتن از ویژگی­ های انسان رشد یافته است.»

«منبع: وبلاگ جمال حق»




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: بهشت، آدم ابوالبشر، حضرت آدم (ع)، حسن خلق، مثنوی معنوی، مثنوی مولوی، مولانا جلال الدین بلخی، شیطان، قرب الهی، پندهایی از مثنوی معنوی، پندهای اخلاقی از مثنوی معنوی، زندگی، قرب الی الله، ادب، رسم ادب،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic