آن که خود را نشناخت، چگونه دیگری را می شناسد ؟


آن که خود را فراموش کرده است، از یاد چه چیز خرسند است ؟!


ٱن که می پندارد کاری برتر از خود شناسی و خداشناسی است، چیست ؟!


آن که خود را برای همیشه درست نساخت، پس به چه کاری پرداخت ؟!


آن که در وادی مقدّس من کیستم قدم ننهاده است، خرواری به خردلی.


آن که از مرگ می ترسد، از خودش می ترسد.


آن که خود را جدولی از دریای بی کران هستی شناخت، دریابد که با همه موجودات مرتبط است، و از این جدول باید بدانها برسد.


ما جدولی از بحر وجودیم همه ما

دفتری از غیب و شهودیم همه

ما مظهر واجب الوجودیم همه

افسوس که در جهل غنودیم همه


آن که به هر آرمان است، ارزش او همان است.


آن که خود را زارع و مزرعه خویش نداند، از سعادت جاودانی باز بماند.


آن که کشتزارش را وجین نکند، از گیاه هرزه آسیب بیند.


آن که در آثار صفات و اخلاق انسانها، و در احوال و افعال حیوانها دقیق شود، حیوانها را تمثلات ملکات انسانها می یابد


آن که با یاد خدا همدم نیست، آدم نیست.


آن که از اعتلای فهم خطاب محمّدی سر باز زده است، خود را به مفت باخته است.

 

آن که خود را ابدی شناخت، فکر ابد می کند.


آن که خود را دوست دارد، دیگر آفریده ها را دوست دارد که همه برای او در کارند.




طبقه بندی: آثار آیت الله حسن زاده آملی،
برچسب ها: علامه حسن زاده آملی، آیت الله حسن زاده آملی، استاد حسن زاده آملی، صد کلمه در معرفت النفس، خطاب محمدی، فکر، آثار علامه حسن زاده آملی، یاد خدا، همدم، افعال حیوانات، اخلاق انسانها، ملکات انسان، گیاه هرزه، وجین کردن، کشتزار، آرمان، مزرعه، سعادت جاودانی، جهل، واجب الوجود، خداشناسی، خود شناسی، وادی مقدس، بحر وجود، غیب و شهود،
دنبالک ها: وبلاگ علامه حسن زاده آملی،

تاریخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«معرفت النفس»

(جلسه پنجم/ قسمت سوم)

«استاد اصغرطاهرزاده»

علت غفلت از قیامت

این‌كه من و شما بعداً به قیامت می‌رویم به جهت آن است که نتوانسته‌ایم خود را قیامتی کنیم، همین‌طور که اگر شما خدا را بعداً ملاقات‌كنید به جهت آن است که قلب خود را آماده نکرده‌اید وگرنه خداوند همیشه حیّ و حاضر است. آری قیامتِ بسیاری انسان‌ها بعداً برایشان ظاهر می‌شود و به همین جهت در قیامت در خطاب به آن‌ها به صورت جداگانه به هر کدام گفته می‌شود: «فَبَصَرُكَ الْیَومَ حَدیدٌ» حالا چشم تو تیزبین شد، نه این‌که همه در قیامت، قیامت‌بین شوند، تو که گرفتار بدنت بودی و نتوانستی پرده‌ها را از جلو چشمت عقب بزنی حالا برایت عقب زدیم، که البته دیگر کار از کار گذشته است و نمی‌توانی کاری برای خود انجام دهی.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، مباحث معرفت النفس استاد اصغر طاهرزاده، صد کلمه در معرفت النفس، استاد حسن زاده آملی، علامه حسن زاده آملی، آیت الله حسن زاده آملی، خزائن ملکوت، من عرف نفسه فقد عرف ربه، خودشناسی، نفس ناطقه، مرگ، جوهر بسیط، حقایق عرفانی، حی مطلق، قیامت، حی، حیات، تجلی، حیات خدا، رابطه نفس و تن، حیات الهی، جلوه حیات خداوند، این قفس را بشکنید ای طوطیان، هفت شهر جان، تجلیات الهی، هندوستان، نگار، بهشت، فرعون، لطف، آتش،
دنبالک ها: لب المیزان (سایت استاد اصغر طاهرزاده)،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic