تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آدم باید دلش پاک باشد، مؤمن بودن به حجاب و چادر نیست!!!

جواب از دکتر شاهین فرهنگ و دکتر سید مجتبی حورایی:

بعضی ها می گویند حجاب می خواهی چکار دلت پاک باشد.

من هم حرف شما را قبول دارم، اگر دل شما پاک باشد همه چیز حل است. به خدا قسم اگر دلی پاک باشد دیگر هیچ گره ای نیست.

ولی در این عالم هر چیزی یک ظاهر دارد و یک باطن. یک پوست دارد و یک مغز. یک بیرون دارد و یک درون. مثلا یک موبایل یک بدنه دارد و یک تجهیزات داخلی. قیمت موبایل که مال بدنة آن نیست مال تجهیزات داخل آن است. حالا اگر من بگویم موبایل من پوست احتیاج ندارد و بدنه اش را بردارم مطمئن باشید که خیلی زود خواهد سوخت (با اولین ضربه یا آسیب).

حتی محبت و مهربانی هم یک پوست دارد و یک مغز، مغزِ محبت همان محبت قلبی و درونی است که مثلا من به مادرم عشق می‌ورزم. آیا این کافی است؟ یا نیاز به یک پوست دارد؟ پوستِ محبت چیست؟ همان نشانه ها و ظاهر نمودن محبت که عبارتند از گفتن «دوستت دارم» هدیه خریدن، در آغوش گرفتن، بوسیدن و... بدون این پوست آیا می‌شود به دیگران محبت خودمان را نشان بدهیم؟ پس پوست مهم است.

هرچند خاصیت و خوشمزگی هر چیزی به مغز آن است نه پوست. (ما مغز گردو و فندق و پسته و هندوانه و... را می‌خوریم)

                   برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث حجاب دکتر شاهین فرهنگ، پاسخ به سوالات و شبهات حجاب،
برچسب ها: دکتر شاهین فرهنگ، سید مجتبی حورایی، استاد حورایی، حجاب و عفاف، حجاب، پوشش و حجاب، نماز، روزه، عبادت، مغز، فلسفه حجاب، تلوزیون، جمجمه، عریان، چادر، پوست، دوستت دارم، موبایل، دانشمند، پاکی دل، قوانین عالم، جلوه گری، گل رز، شهرداری، هوس، زندگی، زیبایی، محبت، مهربانی، آغوش، بوسه،

تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391 | 07:03 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

                                  

چه فایده دارد من که فلسفة حجاب را نمی‌دانم چادر سرم کنم و یا حجاب داشته باشم؟

جواب از استاد سید مجتبی حورایی:

شمایی که این حرف را می‌زنید آیا واقعا فلسفة همة کارهایی که در زندگی انجام می‌دهید می‌دانید؟ آیا ما فلسفة استفاده از داروهایی که مصرف می‌کنیم می‌دانیم؟ آیا به پزشک می‌گوییم تا من فلسفة آن را ندانم این قرص را مصرف نمی‌کنم یا این‌که چون می‌دانید علم، اعتماد می‌آورد و این دکتر سال‌ها درس خوانده تا دکتر شده، یا استاد دانشگاه‌است یا فلان دانشگاه معتبر درس خوانده، و به‌طور کلی هر چه میزان علم آن پزشک نزد شما روشن‌تر گردد اعتماد ما به او بیشتر می‌شود. آیا علم خدا از یک پزشک کم‌تر است؟ آیا نعوذ بالله مدرک دانشگاهی خدا از آن پزشک پایین تر است؟ چه طور به آن‌چه که پزشک به ما دستور داده، عمل می‌کنیم ولی به دستور خدا که می‌رسیم می‌گوییم (نعوذ بالله) نکند خدا پیام نوری یا دانشگاه آزادی باشد!!

از طرفی آیا جهالت شما از فلسفة مصرف آن دارو باعث می‌شود که آن دارو اثر خود را بر روی شما نگذارد؟ آیا وقتی شما به بچة کوچک خود می‌گویید شیر بخور آیا فلسفة خوردن شیر را می‌داند؟ آیا این که کودک خاصیت شیر را نمی‌داند باعث می شود که خاصیت شیر از بین برود. پس نتیجه می‌گیریم:

بهره‌مندی از چیزی الزاما نیازی به دانستن فلسفه