تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

معرفت النفس 22 (جلسه ششم/ قسمت هشتم)

استاد اصغر طاهرزاده

مرگ به جهت یأس نفس

عرض شد مرگ آن انسان‌هایی که نه به جهت فعلیت یافتن کامل ابعاد انسانی و یا حیوانی صورت گرفته و نه به جهت تصادف و بیماری مشخص، دو احتمال دارد، یا به جهت آن است که نفس ناطقه‌ی آن‌ها با ظرفیت کمتری به فعلیت می‌رسد و آن‌ها بدن را ترک می‌کنند و یا مثل آن موقعی است که بدن خراب شده و نفس از تدبیر بدن جهت به فعلیت‌رساندن بیشترِ استعدادهایش ناامید شده و از ادامه‌ی تدبیر بدن مأیوس می‌شود و آن را رها می‌کند که ما تحت عنوان «مرگ به جهت یأسِ نفس ناطقه» مطرح می‌کنیم و باید ریشه‌ی این نوع ناامیدشدنِ نفس ناطقه را در موضع‌گیری‌های غلط انسان‌ها بدانیم که در روایات علت این نوع مرگ را گناهان مطرح فرموده‌اند و حضرت صادق (ع) در این رابطه می‌فرمایند: «مَنْ یَمُوتُ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِمَّنْ یَمُوتُ بِالْآجَالِ وَ مَنْ یَعِیشُ بِالْإِحْسَانِ أَكْثَرُ مِمَّنْ یَعِیش بِالاَعمار‏» (1) شمار كسانى كه در اثر گناه مى‏میرند بیش از كسانى است كه در اثر فرارسیدن اجل معین مى‏میرند و شمار كسانى كه در اثر نیكوكارى زنده مى‏مانند بیش از كسانى است كه به اندازه عمر معینشان زندگی می کنند.

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: مرگ به جهت یأس نفس، مباحث معرف النفس استاد اصغر طاهرزاده، کتاب خویشتن پنهان استاد اصغر طاهرزاده، نفس ناطقه، امام صادق (ع)، امام باقر (ع)، افراد گنهکار، مسیر بندگی، اجل، فیبروژن ها، گلبولهای سفید، زخم های مزمن، علم پزشکی، مفس شناسی، ملاصدرا، طبیعیات، الهیات، رابطه نفس ناطقه با بدن، دوره جنینی، عقاب، نفس مجرد، اضطراب و نگرانی از آینده، مرگ غیر طبیعی، جاذبه، بحارالانوار، اصول کافی،
دنبالک ها: سایت استاد اصغر طاهرزاده،

تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392 | 02:12 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

وقتی وارد خیابان های امروز می شوی و ایمانت را کف دست می گیری، زمین و زمان می خواهند ایمانت را بگیرند و دور بریزند. احساس می کنی مردم برایت دام چیده اند، زمین و زمان دست به دست هم داده اند تا وقتی به خانه بر میگردی، چیزی از ایمانت نمانده باشد تا با خودت بازگردانی.

 

امام باقر (علیه السلام) زیبا گفتند که « مؤمن از کوه سخت تر است؛ ازکوه کم می شود اما از دین مؤمن چیزی