تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 | 01:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | 04:15 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

بچه ‏ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست .

گفتم : امروز مى‏خرم . وقتى به خانه برگشتم فراموش کرده بودم .

بچه دوید جلو و پرسید : بابا بیسکویت کو ؟

گفتم : یادم رفت .

بچه تازه به زبان آمده بود، گفت : بابا بَده ، بابا بَده .

بچه را بغل کردم و گفتم : باباجان ! دوستت دارم.

گفت : بیسکویت کو ؟

دانستم که دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد .

چگونه مامیگوییم خداورسول واهل بیت اورادوست داریم،

 ولى در عمل کوتاهى مى‏کنیم ؟




طبقه بندی: کوتاه، جالب، خواندنی، دیدنی، داستانک،
برچسب ها: بیسکوییت، رسول خدا، اهل بیت (ع)، دوستی، عمل، دوستی اهل بیت (ع)، بابا، بغل، بچه، زبان، داستان آموزنده، داستانک آموزنده، داستان کوتاه آموزنده، داستانک قشنگ و زیبا، داستان قشنگ وزیبا، داستان کوتاه قشنگ و زیبا، بیسکوییت کو؟،
دنبالک ها: داستان های کوتاه عشق،

تاریخ : شنبه 30 دی 1391 | 09:39 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

مخلوق بودن قرآن

از فضایل و سیره امام حسن عسگری (ع)

ثقه جلیل القدر، داوود بن قاسم ابو هاشم جعفرى كه زمان پنج امام را درك كرده است مى‏گوید: به خاطرم خطور كرد كه آیا قرآن مخلوق است یا غیر مخلوق؟ امام عسكرى (ع) فرمود: «یا ابا هاشم الله خالق كل شى و ما سواه مخلوق» (1)

خدا خالق هر چیز است، غیر خدا مخلوق خداست،

و در نقل دیگرى آمده كه گوید: در پیش خودم گفتم: اى كاش مى‏دانستم ابو محمد عسكرى درباره قرآن چه مى‏گوید: آیا قرآن مخلوق است یا غیر مخلوق؟

امام رو كرد به من و فرمود: آیا به تو نرسیده آنچه از ابى عبدالله (ع) نقل شده كه فرمود: چون قل هو الله احد نازل شد، خداوند براى آن چهار هزار بال آفرید، به هر گروهى از ملائكه كه مى‏گذشت به او خشوع مى‏كردند، نسبت پروردگار تبارك و تعالى این است (2)


ناگفته نماند: مسأله خلق قرآن یكى از پر جنجالترین مسائل در میان اهل سنت بود كه در زمان عباسیان دست سیاست نیز درباره آن بازى كرد و فریادها به آسمان رفت، عده‏اى مى‏گفتند: قرآن كلام خداست، متكلم بودن خدا،مانند خود خدا قدیم است و قرآن نیز قدیم است و مخلوق نیست و سخن شاعر:

ان الكلام لفى الفواد و انما

جعل اللسان على الفواد دلیلاً

در همین زمینه است. ولى عده‏اى به حادث و مخلوق بودن قرآن قائل بودند، كه رأى اهل بیت علیهم السلام نیز همان است .

پی نوشت ها

1- رعد: 39.

2- بحار: ج 50 ص 257.

منبع: سایت شهید سید مرتضی آوینی

 




طبقه بندی: معرفتی و دینی، فضایل و سیره امام حسن عسگری (ع)،
برچسب ها: امام حسن عسگری (ع)، مخلوق بودن قرآن، داوود بن قاسم ابو هاشم جعفرى، بحارالانوار، سوره مبارکه رعد، قرآن حادث است یا قدیم؟، اهل بیت (ع)، اهل سنت، متکلمین، قرآن کلام خدا، سایت شهید سید مرتضی آوینی، خشوع، ملائکه، ابی عبد الله، فضایل و سیره‌ی امام حسن عسگری،
دنبالک ها: سایت شهید سید مرتضی آوینی،

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

مهمترین دلایل قمه زنی از دیدگاه موافقان

و پاسخ به آنها

مدعیان قمه زنی برای اثبات جواز قمه زنی خود به دلایلی استدلال می کنند که در اینجا به نقد بررسی این دلایل پرداخته می شود :

دلیل اول از دلایل قمه زنی در قسمت «افسانه سر به محمل کوبیدن حضرت زینب (س)» که در همین وبلاگ موجود است آمده است.

دوم: جزع برای امام حسین (ع)

قمه زنان با استناد به این موضوع ، قمه زنی را از مصادیق جزع و عزاداری می دانند چون جزع و عزاداری برای امام حسین از شعائر الهی است پس قمه زنی نیز به تبع آن جایز و حتی مستحب است.

 

ولی باید دانست که هر فعل و شیئی دارای تعریف و محدوده مشخصی می باشد که این تعریف یا از ناحیه شرع مقدس معین شده و یا عقل و عرف برای آن محدوه معین می نماید . در اینجا نیز باید محدوده عزاداری توسط شرع یا عقل معین گردد . امام خمینی (قدس سره) در این باره چنین می گویند:

 

 " در اینجا هم باید در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام امام حسین (ع) بر پا می شود سخنی بگویم . ما و هیچ یک از دینداران نمی گوییم که با این مراسم ، هر کسی هر کاری می کند خوب است . چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان ، بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و از آن جلوگیری کرده اند"

(کشف الاسرار ، ص 173)

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: قمه زنی،
برچسب ها: قمه زنی، دلایل قمه زنی، امام حسین (ع)، حضرت زینب (س)، نقد و برسی قمه زنی، شعائر الهی، عزاداری امام حسین (ع)، امام خمینی، علمای بزرگ اسلام، دانشمندان، کشف الاسرار، امام محمد باقر (ع)، نوحه، صبر، جابر بن عبد الله انصاری، طرفداران قمه زنی، امام صادق (ع)، توبه و استغفار، شهید ثانی، مسالک الافهام، شیخ صدوق، مصباح الفقیه، آقا رضا همدانی، آیت الله گلپایگانی، سید احمد خوانساری، جامع المدارک، اسلام، نماز، کفاره، اهل بیت (ع)، پیامبر اکرم (ص)، جواهر الکلام، امام سجاد (ع)، زنان فاطمی، سید محمد حسن نجفی، حضرت علی (ع)، کامل الزیارات، عبدالمطلب، نافرمانی خدا، اللهوف، انسانیت، شهادت، رسالت، دشمنی با ائمه (ع)، مواسات و همدردی، سید الشهداء، حفظ اسلام، محرمات اسلام، علامه سید محسن امین، تقوا، در سایه آفتاب، زیارت ناحیه مقدسه، ندبه، دستجات عزاداری، امام زمان (عج)، حکم قمه زنی، شب عاشورا، مصیبت امام حسین (ع)، قیام عاشورا، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1391 | 05:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«گپی دوستانه با یک قمه زن»

سلام دوست من!

سلام!

میشه یه کم با هم صحبت کنیم؟

در مورد چی؟

در مورد قمه زنی!

چیه؟ تو هم اومدی بگی که قمه نزنم! ولمون کن بابا! دوست دارم بزنم!

ببین من میدونم که تو آدم منطقی هستی و گرنه نمیومدم باهات حرف بزنم!

من خودم میدونم آدم منطقی ام اما خوشم نمیاد کسی عقایدشو بهم تحمیل کنه!

قربون آدم چیز فهم! منم نمیخوام عقایدمو به شما تحمیل کنم می خواهم با هم حرف بزنیم! اصلا اگه دیدی دارم عقایدمو بهت تحمیل میکنم ول کن و برو!

حالا این شد یه حرفی! بسم الله. بگو ببینم چی می خواهی بگی؟

میخوام دو کلام با هم حرف بزنیم. مجبورم نیستی الزاما به حرفام گوش بدی! بالاخره هر کسی رو خدا بهش قوه عقل داده و همه آدما هم مختار آفریده شدن و کسی نمیتونه کسی رو به کاری مجبور کنه. اما دوست دارم بدون موضع گیری و بدون تعصب به حرفام گوش بدی، بعد به هر نتیجه ای که رسیدی به همون عمل کن.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: قمه زنی،
برچسب ها: قمه زنی، درباره قمه زنی، مقام معظم رهبری، آیت الله اراکی، آیت الله مظاهری، اهل بیت (ع)، شیعه، سنی، وهابی، حکم حکومتی، فتوا، فتوای مراجع را جع به قمه زنی، حکم قمه زنی، تبعیت از حکم حکومتی ولی فقیه، احکام حکومتی ولی فقیه، عزاداری، فرق فتوا و حکم، مرجع تقلید، استفتائات مقام معظم رهبری، امام حسین (ع)، حضرت زینب (س)، حزن و اندوه، موبایل، بولوتوث، ماهواره، اینترنت، تکنولوژی، وهابیت، محبین اهل البیت، زنجیر زنی، سینه زنی، نماز جماعت، نماز در مسجد، اعمال مستحبی، اعمال مباح، اعمال حرام، روز عاشورا، ایدز، مداحی، روضه امام حسین (ع)، روز تاسوعا، اهداء خون، آنتی ویروس نود 32، nod 32،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفته اند با تأمل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود»

«امام صادق (ع)»


«چهار چیز نشانه نفاق است: سنگ دلی، اشک نریختن، اصرار بر گناه و حرص بر دنیا»

«امام صادق (ع)»

 

 

«دوستان خدا آنانند که هنگامیکه مشاهده کنند حرام های پروردگار را مردم حلال می شمارند مانند پلنگ زخم خورده غضبناک شوند»

«امام صادق (ع)»

 

«مایه زینت ما باشید، نه مایه عیب ما، با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید»

 

«امام صادق (ع)»

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: پیامک و اس ام اس مناسبتی،
برچسب ها: اس ام اس شهادت امام صادق (ع)، پیامک شهادت امام صادق (ع)، پیام تسلیت شهادت امام صادق (ع)، اس ام اس تسلیت شهادت امام صادق (ع)، بقیع، بیرق مشکی، شعر در شهادت امام صادق (ع)، مذهب شیعه، شهادت امام جعفر صادق (ع)، رئیس مذهب شیعه، ملائک، اهل بیت (ع)، مدینه، عرش، شهادت، جن و ملک، قرآن، دیندار، شقایق، نماز، عارفانه، فحشا و منکر، نفاق، گناه، حرص، دنیا، رهبر شیعیان، صاحب الزمان، اساتید جهان، غربت شیعیان، آموزگار، امام موسی بن جعفر (ع)،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic