ارتش عراق در تهاجم اولیه به خاک ایران، تجاوز خود را از چه محورهایی آغاز کرد؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 15)

ارتش عراق متناسب با اهداف و بررسى و تحلیل عواملى چون موقعیت جغرافیایى نوار مرزى و اولویت بندى اهداف ارضى، مانور گسترده‏اى را تدارك دیده بود. در گام نخست، در طراحى مانور ارتش عراق، مرز ایران و عراق به سه جبهه تقسیم شد:

جبهه جنوبى: از مدخل ورودى اروند به خلیج فارس تا دهلران

جبهه میانى: دهلران تا جنوب دربندیخان

جبهه شمالى: دربندیخان تا اشنویه

سازماندهى ارتش عراق در حمله سراسرى به مرزهاى ایران اسلامى مبتنى بر ارزشیابى از مناطق مورد نظر و بر اساس جزئیات مانور، براى هر یك از یگان‏هاى عمل كننده تدوین و به آنها ابلاغ شده بود. سپس یگان‏ها با دریافت مأموریت‏هاى محوله، در سراسر مرز صف آرایى كردند.

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، دفاع مقدس، پاسخ به شبهات هشت سال جنگی تحمیلی، پاسخ به شبهات 8 سال جنگ تحمیلی، جنگ تحمیلی ایران و عراق، 8 سال دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق، سپاه یکم عراق، سپاه، جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی ارتش عراق، تنگه کنجانچم، شهر مهران، محور مهران، سومار، نفت شهر، محور مندلی، گیلان غرب، قصر شیرین، سرپل ذهاب، پاتوق، رزمندگان اسلام، بغداد، دزفول، رودخانه کرخه، شوش، پاسگاه شرهانی، دشت عباس، جاده اهواز-اندیمشک، فکه، بستان، سوسنگرد، استان خوزستان، اهواز، حمیدیه، خرمشهر، کارون، محاصره آبادان، لشگر 9 زرهی، جبهه جنوب، دربندیخان، دهلران، خلیج فارس، اروندکنار، Persian gulf، آپدیت آنتی ویروس نود 32،

عراق ادعا می کرد که ارتش این کشور در پاسخ به تجاوزات ایران وارد جنگ شد آیا شواهدی برای این ادعا وجود دارد؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 11)

روند حوادث دقیقا خلاف ادعاى عراق را نشان مى‏دهد:

 

در پى فروپاشى نظام شاهنشاهى و پا گرفتن نظام جمهورى اسلامى در ایران، عراق زمینه را براى اعمال اغراض سیاسى و نظامى خود مناسب دید. لذا صدام حسین ابتدا در یك تصفیه حزبى حسن البكر را از رهبرى عراق كنار زد و خود به جاى وى نشست. وى سپس با اتخاذ رویكرد همكارى با كشورهاى غربى به ویژه امریكا و فرانسه، پایه‏هاى حكومت خود را تحكیم بخشید و سیاست رادیكالى منطقه‏اى خود را كنار گذاشت و به همكارى بیشتر با كشورهاى عربستان، كویت و... روى آورد و هم زمان با این تحولات، گروه‏هاى معارض با جمهورى اسلامى ایران از قبیل جبهة التحریر عربستان، و جبهة التحریر اهواز و سازمان سیاسى خلق عرب را فعال كرد و گروه‏هاى مسلح ایرانى در كردستان، همچون حزب دمكرات كردستان ایران و... را به خدمت گرفت.

اهداف عراق در این برهه عبارت بود از:

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، ایران، عراق، روابط دیپلماتیک ایران و عراق، اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، قصرشیرین، سومار، خرمشهر، آبادان، سلاح سنگین، بمباران قصرشیرین، ارتفاعات میمک، اشغال ایران، خطوط پدافندی، تجاوز عراق به ایران، خوزستان، کردستان، اقتصادی، سیاسی، نظامی، حزب دموکرات کردستان، سازمان سیاسی خلق عرب، فروپاشی نظام شاهنشاهی ایران، اهواز، عربستان، صدام حسین، نظام جمهوری اسلامی ایران، حسن البکر، آمریکا، کویت، فرانسه، نظام شاهنشاهی، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391 | 01:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«چریك حسینی»

در روزهای اول جنگ من مدت محدودی در جبهه آبادان و اهواز بودم. آقا به اهواز تشریف آوردند و به‌عنوان یك رزمنده لباس رزم پوشیده بودند و در جنگ شركت می‌كردند. در آنجا هم امور جنگ را زیر نظر داشتند، هم سخنرانی می‌كردند و بچه‌ها را به جنگ علیه دشمن تشویق می‌كردند. آن روزها هنوز سپاه به درستی و كامل شكل نگرفته بود و سپاه خوزستان و خرمشهر و اهواز بود كه با نفرات كمی شب‌ها علیه دشمن عملیات چریكی می‌كردند. آقا هم به‌عنوان یك رزمنده در مجموعه‌ای كه به همراه شهید چمران راه‌اندازی كرده بودند، كار چریكی انجام می‌دادند و با نیروها به جلو می‌رفتند تا به خط عراقی‌ها لطمه بزنند و یا از آنان اطلاعات به دست آورند و وضعیت آن‌ها را بشناسند.

در همان ایام مصیبتی كه ما در جبهه داشتیم مصیبت بنی‌صدر بود. آقا در یكی از سخنرانی‌های عمومی آن زمان خود این‌گونه درد دل می‌كرد: «ما تا ساعت یك و دو نصف شب می‌نشینیم و بحث می‌كنیم كه چه بكنیم و در كجا به دشمن ضربه بزنیم و امكانات را چگونه جمع كنیم، اما وقتی كه می‌آییم در اتاق بنی‌صدر كه فرمانده كل قوا هستند می‌بینیم كه آنجا با خنده و شوخی و مزاح و هرزگی هست.» این عملیات چریكی ادامه داشت تا اینكه بعد از حصر آبادان و یا قبل از آن بود كه آقا برای اولین‌بار پیشنهاد دادند كه سپاه برای خود تیپ درست كند، پس از آن تیپ‌ها به‌سرعت شكل گرفت و رفته‌رفته در كوران جنگ تكامل یافت و به لشگر تبدیل شد و اكنون به لطف خدا سازمان متشكل نظامی داریم كه با نیروی ایمان، تخصص و كارآزمودگی، قوی‌ترین ارتش جهان را به رعب و وحشت افكنده است.

«دكتر عوض حیدرپور»

منبع: ویژه‌نامه امتداد +/ بهار 1389




طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، فرمانده کل قوا، قوی ترین ارتش جهان، عملیات چریکی، ایمان، بنی صدر، اهواز، آبادان،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391 | 12:26 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«همدم حماسه‌ها»

آغاز جنگ یكی از حساس‌ترین زمان‌های نبرد بود. چون خیلی از افراد امید به پیروزی نداشتند و اكثراً با یأس و ناامیدی به اوضاع نگاه می‌كردند؛ زیرا دشمن موفقیت‌هایی در میدان‌های نبرد به دست آورده بود و شعارهایی می‌داد كه سه روزه یا یك هفته اهداف را تصرف می‌كنیم. از طرف دیگر عدم موفقیت‌هایی كه در میدان‌های نبرد می‌دیدیم همه این‌ها مأیوس‌كننده بود، لذا این وضعیت برای بچه‌ها زمان حساسی بود. در آن زمان مقام معظم رهبری در میدان‌های نبرد حضور پیدا كردند و با خط‌دهی به نیروها و حمایت از گروه‌های پارتیزانی و چریكی به رزمندگان روحیه و توان می‌بخشیدند. وقتی كه یك رزمنده پاسدار و یا ارتشی و یا بسیجی می‌دیدند كه «آقا» در اهواز و در میدان‌های نبرد از نزدیك جنگ را اداره و كنترل و هدایت می‌كند، اهمیت كار و ضرورت حضور در میدان‌های نبرد و دفاع از انقلاب و اسلام را بیش از پیش لمس می‌كرد و به خودی خود روحیه می‌گرفت و تقویت روحی می‌شد و برای دفاع از انقلاب جان‌فشانی می‌كرد. در آغاز جنگ، بچه‌های رزمنده و انقلابی واقعاً غریب و تنها بودند و این به خاطر عملكرد و طرز تفكر بنی‌صدر، رئیس‌جمهوری وقت و همفكرانش بود. در آن وضع و اوضاع، واقعاً حضور آقا و كسانی همچون شهید چمران باعث قوت قلب بچه‌ها بود. آقا كه خود سلاح به دست گرفته بود و پای در جبهه گذاشته بود، علاوه بر شركت در كارهای چریكی و ضربه به دشمن، به امور بچه‌ها و سازمان‌دهی فكر می‌كرد و در جهت حل مشكلات آنان قدم برمی‌داشت.

              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، آغاز جنگ تحمیلی، سردار شهید نورعلی شوشتری، روزهای آخر جنگ، قرارگاه تاکتیکی سپاه، والفجر 10، عملیات والفجر10، توپخانه و ادوات سنگین دشمن، سلیمانیه عراق، منطقه ماهوت سلیمانیه، توپخانه، شجاعت، سنگر، لشگر92 زرهی اهواز، برادران ارتش، برادران شهربانی، نیروی انتظامی، اسلحه، خاکریز، جاده خرمشهر اهواز، آبادان، خرمشهر، اهواز، رزمندگان اسلام، صدام حسین، منافقین، حضرت امام، عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس، بنی صدر، عملیاتهای داخل خاک عراق، عملیاتهای چریکی، دیدبانی، میدانهای رزم، شهید مصطفی چمران، شهید رستمی، نیشابور،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1391 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«صبح سوسنگرد»

دشمن سوسنگرد را محاصره كرده بود. قرار بود عملیاتی برای آزادسازی این شهر صورت بگیرد. آن وقت مقام معظم رهبری در شورای عالی دفاع حضور داشتند. در 23 آبان‌ماه برای حضور در جلسه شورای عالی دفاع از ستاد اهواز به تهران آمدند. آن زمان بنی‌صدر رئیس‌جمهوری بود و در شورا هم حضور داشت. ایشان در آن جلسه مسئله سوسنگرد را عنوان كرده بودند. بنی‌صدر قول داده بود كه اقداماتی انجام شود. به هر جهت آقا به ستاد خودشان در اهواز برگشتند. وقتی كه رسیدند یك‌شنبه بود. آمدند اهواز و تلفنی با آقای بنی‌صدر كه آن زمان در دزفول مستقر بود تماس گرفتند و گفتند: «اقداماتی كه ارتش قرار بوده در اینجا انجام بدهد صورت نگرفته و ما می‌خواهیم یك كاری انجام بدهیم. آقای بنی‌صدر به ایشان می‌گوید: شما بروید در ستاد لشگر92 اهواز و آنجا با مسئولین صحبتی كنید و من هم دستور می‌دهم كه اقداماتی انجام دهند.» ایشان با آقای غرضی كه آن زمان استاندار خوزستان بود، می‌روند در ستاد و با فرماندهان نظامی جلسه‌ای را تشكیل می‌دهند و دربارة طرح آزادسازی سوسنگرد به توافق نظری می‌رسند. بدین صورت كه تیپ 2 لشگر92 اهواز كه در دزفول مستقر بود به اهواز مأمور بشود و صبح 26 آبان عملیاتی را جهت آزادسازی سوسنگرد آغاز كند.

             برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، سوسنگرد، لشگر 92 زرهی اهواز، تیمسار فلاحی، شهید دکتر مصطفی چمران، آزادسازی سوسنگرد، امام خمینی، اهواز، بنی صدر، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1391 | 11:38 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسیجی ساده»

مقام معظم رهبری می‌فرمودند: ما در همان روزهای اول جنگ به اهواز رفتیم و در آنجا مستقر شدیم. با توجه به شرایط اولیه حضور دشمن كه لجام گسیخته جلو آمده بود و مواضع خاصی نداشت و موانع و خط‌مقدم به آن شكل ایجاد نكرده بود، لذا روزها پیشروی می‌كردند و در جایی كه پیشروی كرده بودند باقی می‌ماندند تا مجدداً در روز بعدش به تجاوزشان ادامه دهند. ایشان می‌فرمودند: «ما به همراه شهید چمران شب‌ها علیه عراقی‌ها عملیات چریكی انجام می‌دادیم، چون هوا تاریك بود و عراقی‌ها جای ثابتی نداشتند مضطرب و هراسان بودند ما به اتفاق شهید چمران و یك گروه از بچه‌ها به تانك‌های آن‌ها حمله‌ور می‌شدیم و با آرپی‌جی آن‌ها را منفجر می‌كردیم و دوباره به عقب برمی‌گشتیم. این یك دوره از حضور آقا در جبهه‌های نبرد بود كه جنبة تشریفاتی و ظاهری نداشت، بلكه علاوه بر صحبت و سخنرانی و روحیه‌دادن به نیروها همچون یك بسیجی در آن غربت اولیه جنگ می‌رزمیدند.

«سردار محمد میرجانی»

منبع: ویژه‌نامه امتداد +/ بهار 1389




طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، اهواز، اوایل جنگ، شهید مصطفی چمران، حضور آقا در جبهه، عملیات چریکی، بسیجی، تانک، آرپی جی، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

مصاحبه با  دكتر شاهین فرهنگ

قسمت اول (كلاسها و دوره ها)

توجه: این مصاحبه مشابه خارجی ندارد و در تاریخ فروردین 1386 در خمینی شهر از ایشان گرفته شده است. مطالبی كه مربوط به مسائل شخصی و خانوادگی ایشان بوده اند بنا با درخواست خود ایشان از این مصاحبه حذف گردیده اند. و تنها آنچه كه ایشان صلاح دیده اند در آن آورده شده است.

حق هرگونه بهره برداری  از این اثر تنها بر عهدة مصاحبه كنند (آرمان بدیعی) می باشد.

استاد شاهین فرهنگ

متولد 1345 تهران

دكترای روانشناسی تربیتی از دانشگاه هاروارد آمریكا با معدل ممتاز.

فوق لیسانس جامعه شناسی.

فوق لیسانس پژوهشگری.

لیسانس فیزیك.

ایشان همچنین از مدرسین بنام علم موفقیت در ایران می باشند.

ایشان در ورزش نیز دارای كمردبند مشكی در رشتة كیك بوكس از كانادا می باشند.

 

                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: مصاحبه با دکتز شاهین فرهنگ،
برچسب ها: خمینی شهر، دانشگاه هاروارد، روانشناسی، دکتر آزمندیان، اصفهان، تهران، کانادا، بوکس، دکتر شاهین فرهنگ، خنده، مسجد، شیراز، اهواز، سید مجتبی حورایی،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات