تاریخ : یکشنبه 31 شهریور 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«جانباز»

ایثار تكیه داده به دوش عصایتان‏

ایمان، شكوفه‏اى به لب باصفایتان‏

 

گلدان - ولو شكسته - نشانى است از بهار

پیچیده عطرى از شهدا در صدایتان‏

 

چیزى زیاد نیست اگر آسمان عشق‏

هر شب گل شهاب بریزد به پایتان‏

 

این لطف كوچكى است كه هر روز صبح زود

خورشید «ان یكاد» بخواند برایتان‏

                 مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر دفاع مقدس، جانبازان،
برچسب ها: حادثه کربلا، روز قیامت، بوسه، قلب، لب تشنه، ابوالفضل، ایثار، آسمان عشق، شعر درباره جانباز، شعر شهید، شعر شهادت، شعر شهدا، شعر شهید و شهادت، شعر جبهه، شعر جبهه و جنگ، شعر هفته دفاع مقدس، شعر یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، شعر خون شهید، شعر خون شهدا، شعر خون شهیدان، شعر راه شهید، شعر راه شهادت، شعر منتظران شهادت، شعر شهدای آخر الزمان،

تاریخ : چهارشنبه 23 مرداد 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : شنبه 22 تیر 1392 | 11:35 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود

دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد..

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت: آرپی جی زن بوده

توی عملیات آنقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه

 

 

گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود

چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ..... بماند!

شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد

                                          منبع: عشاق الزهرا




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: آر پی جی زن، ایثار، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،

چرا رژیم بعثی عراق از هجوم به ایران به عنوان نبرد قادسیه یاد می کرد؟

(پاسخ به شبهات دفاع مقدس 6)

«قادسیه» نام نبردى است كه نیروهاى اسلام در سال ١٤ ه. ق علیه نیروهاى ایران، در زمان یزدگرد سوم به راه انداختند و با پیروزى آنان به خاتمه رسید. در این جنگ، عده‏اى از ایرانیان كه از ظلم و ستم پادشاه خود به تنگ آمده بودند، در كنار مسلمانان قرار گرفتند و زمینه پیروزى مسلمانان را فراهم كردند.

صدام حسین ماه‏ها قبل از آغاز جنگ رسمى علیه ایران، در جریان دیدار از پادگان «قهرمانان اقدام ملى قادسیه» چنین مى‏گوید: شما در پادگان قادسیه، انقلاب خود را پیش روى دارید كه شما را به مفهوم قادسیه رهبرى مى‏كند. شما اكنون در اینجا نه تنها نام قادسیه را بر خود دارید بلكه شرف، مفهوم و روح آن را نیز با خویش دارید. شما آمادگى والاى گذشت و ایثار را همان گونه كه صفت مردان قادسیه‏ى نخستین، در رهایى امت عرب و رهایى تمام میهن عربى بوده، دارا هستید و تنها براى پاسدارى و نگهبانى از عراق آزاد و سرافراز مبارزه نمى‏كنید.این سخنرانى در هشتم ژوئن ١٩٨٠ برابر با ١٨ خرداد ١٣٥٩ ایراد شد.

آنچه بعدها قادسیه‏ى صدام نامیده شد، به گونه‏اى آشكار و روشن، از این سخنرانى در پادگانى بدین نام، الهام گرفته بود.صدام با انتخاب لقب فرمانده‏ى قادسیه براى خود، جنگ علیه ایران را آغاز كرد.

هدف رژیم بعث از انتخاب لقب سردار قادسیه، تداعى جنگ اعراب مسلمان علیه ایرانیان زرتشتى بود كه صدام همواره ایرانیان را مجوس مى‏نامید و از جنگ تحمیلى، با عنوان جنگ اعراب و مجوسیان یاد مى‏كرد تا پشتیبانى كشورهاى عربى را نیز جلب نماید.هدف دیگر رژیم بعث از به كارگیرى این لقب، تداعى پیروزى اعراب بر ایرانیان بود. صدام مى‏خواست وانمود كند، همان طور كه اعراب در جنگ قادسیه در سال ١٤ ه. ق بر ایرانیان پیروز شدند، ما نیز در این جنگ پیروز خواهیم شد.

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: پاسخ به شبهات دفاع مقدس،
برچسب ها: پاسخ به شبهات دفاع مقدس، پاسخ به شبهات جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، نبرد قادسیه، یزدگرد سوم، صدام حسین، آغاز جنگ تحمیلی، عراق، ایران، جنگ ایران و عراق، جنگ، اعراب، ایرانیان زرتشتی، شرف، ایثار، رژیم بعث، آنتی ویروس نود 32،

«آب دهان به صورتم پرت كردند، حجابم را حفظ كردم»

«گفت‌وگو با «زهرا گونزالس»، مسلمان امریكایی»

قسمت سوم

حجاب به ما آرامش و امنیت داد

خانم‌هایی بودند كه تازه مسلمان شده بودند. وقتی با آن‌ها صحبت می‌كردم، ابتدا از حجاب می‌ترسیدند؛ چون واقعاً سخت است. فرض كنید عمری باحجاب بودید، یك دفعه تصمیم بگیرید بی‌حجاب شوید، قطعاً خیلی استرس و اضطراب خواهید داشت، این‌كه چه می‌شود و همة مردم شما را نگاه خواهند كرد، مدام ذهنتان را مشغول خواهد كرد. حالا این را برعكس كنید؛ یعنی عمری بی‌حجاب بودید و حالا می‌خواهید حجاب داشته باشید. حتماً نگاه‌ها خیلی فرق خواهد كرد و حتی در كشور خودتان غریب خواهید شد، شاید هم صبر و تحملتان از متلك‌ها و صحبت‌های مردم سر برود. اما وقتی كه این‌ها حجاب را تجربه می‌كنند، خیلی برایشان زیباست؛ البته خیلی هم سخت است كه با آن آزارها كنار بیایند و كم نیاورند. شهید مطهری می‌گوید: «تا تجربه‌اش نكردی، نمی‌توانی كامل دركش كنی.»

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث حجاب،
برچسب ها: حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، پیام حجاب، پوشش اسلامی، حجاب اسلامی، بی حجابی، شهید مطهری، آرامش، جامعه، حجاب و امنیت، لذت نفسانی، تعلیم و تربیت، کودکی، ترویج حجاب، مسواک زدن، حجاب در کودکی، حجاب در نسل امروز، ایران، اینترنت، آمریکا، اسلام، رابطه دختر و پسر، وهابیت، والدین و حجاب، آثار حجاب، لباس تنگ، موبایل، بلوتوث، خانواده و حجاب، تکنولوژی، سایتهای غیرمجاز، فیلترینگ، کشورهای توسعه یافته، زنان چادری، تلوزیون، ورود امام، چادر، شهید حسین فهمیده، خرمشهر، شهادت، همسر، ایثار، ترکیه، سوسیالیسم، نژادپرستی، دانمارک، بلژیک، جنگ ایران و عراق، نیویورک تایمز، صدام، انقلاب اسلامی ایران، قرآن، حضرت زینب (س)، اسلام آمریکایی، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

«آب دهان به صورتم پرت كردند، حجابم را حفظ كردم»

«گفت‌وگو با «زهرا گونزالس»، مسلمان امریكایی»

«قسمت دوم»

«خدا خودش كمك می‌كند»

رفتن من به مدرسه، هر روز همان‌طور بود. با مادرم صحبت كردم و از او راهنمایی خواستم. او گفت: «خدا خودش ما را هدایت كرده، پس ما را وسط راه رها نمی‌كند. خدا ما را در اوج مشكلات نگه‌می‌دارد و به ما راه درست را نشان می‌دهد.» روزی به مسجدی رفتم كه برای سنی‌ها بود و تصمیم گرفتم از آن‌ها راهنمایی بخواهم. البته آن موقع فرق سنی و شیعه را نمی‌دانستیم. آن‌ها به من گفتند كه خیلی به خودت سخت نگیر، می‌توانی در مدرسه روسری‌ات را دربیاوری و بعد دوباره سر كنی.

فهمیدم این حرف آن‌ها از دین و شریعت نیست و از نفس خودشان است؛ یعنی برای راحتی خود فرد این حرف را می‌زنند، ولی من در قرآن خوانده بودم كه باید روسری و یا همان چیزی كه برای پوشش استفاده می‌كنید، بلند باشد و گردن و سینه را بپوشاند. وقتی دیدم خود مسلمان‌های آن‌جا این دستور قرآنی را رعایت نمی‌كنند و حجاب خوبی ندارند، برایم سؤال‌های فراوانی پیش آمد.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مباحث حجاب،
برچسب ها: حجاب، پوشش و حجاب، حجاب و عفاف، حجاب در اسلام، پوشش در اسلام، پوشش و حجاب در اسلام، فلسفه حجاب، حجاب و عفاف در اسلام، پاسخ به سوالات حجاب، پاسخ به شبهات حجاب، مساله حجاب، مسائل مربوط به حجاب، پیام حجاب، پوشش اسلامی، حجاب اسلامی، اسلام، ترورسیم، صهیونیست، یازده سپتامبر، مسلمان، آمریکا، خشونت علیه مسلمانان، تانک، برجهای دوقلوی نیویورک، فاکس تی وی، واشنگتن دی سی، دانشگاه شهید بهشتی، حیا، شیعه، سینه زنی، امام حسین (ع)، ایثار، فداکاری، نماز، وهابیت، شیعه و سنی، دکتر شریعتی، فاطمه فاطمه است، شهید بهشتی، قرآن، فرهنگ، جامعه، آزادی، دموکراسی، لباس ایرانی، حرفهای جنسی، مریم مقدس، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

        

                                                   

                                   

«از با بوی یاس، تا خاكی؛ با بوی یاس»

«خاطرات سفر به سرزمین نور»

«قسمت دوم»

ظهر جمعه بود. وارد منطقه‌ای شدیم كه سرشار از عشق و ایثار بود.

منطقه‌ای به‌نام اروندكنار؛ با اون نیزارها، در كنار اون رود وحشیِ بی‌قرار.

اروندرود؛ رودی وحشی با جزر و مدی هولناك، با دو مسیر متفاوت، با عمقی وحشت‌ناك!

از هر طرف محاصره شدیم،محاصره‌ی صداهایی كه هم دل‌خراش بود، هم دل‌نشین! حتماً می‌گی مگه میشه هم دل‌نشین باشن و هم دل‌خراش!

اون صداها چی بودن؟

                              برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: راهیان نور،
برچسب ها: راهیان نور، سرزمین نور، خاطرات راهیان نور، خاطره از راهیان نور، خاطره از اردوی راهیان نور، خاطره ای از راهیان نور، همراه با راهیان نور، سفر به سرزمین نور، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، سرزمین عشق، جبهه، جنگ، جبهه و جنگ، شب عملیات، عملیات والفجر 8، وصیتنامه شهدا، شوق وصال، عشق وصال، سجده، نماز، قرآن، اروندکنار، اروند رود، راز و نیاز با خدا، عاشقانه، عشق، ایثار، عشق و ایثار، گلوله توپ، خمپاره، گلوله تیر، زندگی، سفر، خدا،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic