تاریخ : پنجشنبه 25 مهر 1392 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شربت شهادت، عرش الهی، بسیجی، رفاقت در سالهای جنگ، صیغه برادری، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، جهاد، سنگر، بسیج، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،
دنبالک ها: عقیق،

تاریخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 | 03:54 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی
تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

در گلستان شهدای انقلاب اسلامی، گل‌های كمیابی وجود دارند كه تنها با تفحص و جستجوی فراوان به چشم می‎آیند. شهید كمال كورسل نیز از آن گل‎های نادری است كه به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معركه دفاع مقدس پرپر شد.

شهید کمال کورسل

یك نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و كم‎پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراكش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح. "ژوان " دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراكش رفت و مسلمان شد.
محال بود زیر بار حرفی برود كه برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و بااخلاص از آن دفاع نكند. در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را كه به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌كردند. یكی از آنها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا كرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست كه بازهم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.
بعد از مدتی، رفت و‌آمد "ژوان كورسل " با دانشجوهای ایرانی كانون پاریس، بیشتر شد. غروب شب جمعه‌ای، یكی ازدوستانش "مسعود " لباس پوشید برود كانون برای مراسم، "ژوان " پرسید: "كجا می‌ری؟ " گفت: "دعای كمیل " ژوان گفت: "دعای كمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم! " گفت: "بفرمایید " .
چون پدرش مراكشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با "مسعود " رفت و آخر مجلس نشست. آن شب "ژوان " توسل خوبی پیدا كرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.
هفته آینده از ظهر آمد با لباس مرتب و عطرزده گفت: "بریم دعای كمیل ".
گفتند: "حالا كه دعای كمیل نمی‌روند "؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.
یك روز بچه‌های كانون، دیدند "ژوان " نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند كه بر مُهر سجده می‌كند. "مسعود " شیعه شدن او را جشن گرفت.
وقتی از "ژوان " پرسید: "كی تو رو شیعه كرد؟ " او جواب داد: "دعای كمیل علی(ع) ".
گفت: "می‌خواهم اسمم رو بذارم علی ".
"مسعود " گفت: "نه، بذار شیعه بودنت یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع). "
گفت: "پس چی؟ "
ـ "هرچی دوست داری "
گفت: "كمال "
چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب كرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی كه هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.
مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت: "شما بچه منو منحرف می‌كنید ".
بچه‌ها گفتند: "چند وقتی مادرت را بیار كانون " بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.
كتابخانه كانون، بسیار غنی بود. "كمال " هم معمولاً كتاب می‌خواند. به خصوص كتاب‌های شهید مطهری.
خیلی سؤال می‌كرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می‌گرفت، وقتی هم می‌گرفت ضایع نمی‌كرد و به خوبی برایش می‌ماند.
یك روز گفت: "مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم ".
ـ "برو پی كارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی كنی. برو درست را بخوان. " آن زمان دبیرستانی بود.
رفت و بعد از مدتی آمد و گفت: "كارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت كردم. بنا شده برم عراق. از راه كردستان هم قاچاقی برم قم. " با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت.
مسعود گفت: "تو كه فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم كه داری، معلومه ایرانی نیستی!
خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت كردند و آنها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.
ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌كرد.
اجازه نمی‌داد یك دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: "معنا ندارد كسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود. "
خیلی راحت می‌گفت: "من كار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید كه چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه كنم. "
یك كتاب "چهل حدیث " و "مسأله حجاب " را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
همیشه دوست داشت یك نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت: "به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست. "
یك روز از "مدرسه حجتیه " زنگ زدند كه آقا پایش را كرده توی یك كفش كه من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌كند.
مسعود گفت: "حالا چه زنی می‌خواهی؟ "
گفت: "نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد. "
مسعود هم گفت: "این زنی كه تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌كند. "
هرچه توجیهش كردند، فایده نداشت.
"مسعود " یاد جمله‌ای از كتاب حضرت امام افتاد كه توصیه كرده بودند "طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند. "
رفت كتاب را آورد. گفت: "اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته. "
جمله را كه خواند، كتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فكر كرد و فكر كرد. بعد از چند دقیقه سكوت گفت: "باشه ".
خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
هروقت‌ ما گفتیم: "امام " می‌گفت: "نه! حضرت امام ".
یك روز رفت پیش مسعود و گفت: "می‌خواهم برم جبهه " ایام عملیات مرصاد بود.
مسعود گفت: "حق نداری " .
گفت: "باید برم ".
مسعود: "جبهه مالی ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان ".
گفت: "نه! حضرت امام گفتند واجب است. "
فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یك هفته نشده بود كه خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.
از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نكرد، ولی هرروز یك‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.
چقدر راحت این قوس صعودی را طی كرد، چقدر سریع.
كمال، آگاهانه كامل شد و در یك كلام، بنده خوبی شد.
یكی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر "كمال كورسل " شهید نمی‌شد، امروز با یك دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با روژه‌ گارودی دیگر!
كمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیر ما، تا همیشه سبز باد!

راوی : سید مسعود معصومی

ویژه‌نامه سی سالگی دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

با تشکر از وبلاگ مهاجر



طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهیدی از فرانسه، شهید، شهادت، شهدا، دفاع مقدس، هشت سال دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، گلستان شهدای انقلاب اسلامی، شهدای غیر ایرانی در جنگ تحمیلی، هشت سال جنگ تحمیلی، شهید کمال کورسل، باغبان انقلاب اسلامی، گلستان، اسلام ناب محمدی، جنگ، جبهه و جنگ، مراکش، دین مسیح، اخلاص، نماز جمعه، اهل سنت، پاریس، امام خمینی (ره)، فرانسه، شهید ژوان کورسل، دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، شب جمعه، دعای کمیل، عطر، شیعه، امام علی (ع)، امیرالمومنین (ع)، شهدای مسیحی، شهدای اقلیتهای مذهبی، شهید مرتضی مطهری، کتابهای شهید مطهری، غربت زندگی، زبان فارسی، مدرسه حجتیه قم، عراق، دختر خوشگل، دختر سیده، بهشت، طلبگی، اهل بیت (ع)، عملیات مرصاد، لشگر بدر، روژه گارودی، خبرگزاری فارس، بسیجی، دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: مهاجر،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«شهادت افتخار ماست امروز»

خوش آن روزى كه ما را سنگرى بود

هواى ما هواى دیگرى بود

خوش آن روزى كه دل‏ها یكصدا بود

خوش آن روزى كه جبهه كربلا بود

خوش آن روزى كه دل مى‏سوخت در تب‏

و چفیه، بوى خون مى‏داد هر شب‏

و چفیه، یادگار جبهه‏ها بود

و چفیه ، رازدار جبهه‏ها بود

خوش آن روزى كه با سر مى‏دویدیم‏

به خاك پاك جبهه مى‏رسیدیم‏

درون جبهه‏ها طوفان به پا بود

خدا در كنج سنگرهاى ما بود

دلى بود و خدایى بود و سنگر

دعا بود و شقایق‏هاى پرپر

هنوز آرى بسیجى مرد جنگ است‏

و در دست تمام ما تفنگ است‏

برادرهاى ما مردان جنگ‏اند

برادرهاى ما مرد تفنگ‏اند...

هنوز آرى هواى جبهه داریم‏

شقایق زادگان داغداریم‏

خزان ما، بهار ماست، امروز

شهادت، افتخار ماست ، امروز..




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، تفنگ، جبهه، شقایق، بسیجی، مرد جنگ، سنگر، کربلا، چفیه، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

نام گمنامى

این پلاك و استخوان از من به صف جا مانده است

نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است

من خودم از شوق مى‏رفتم تنم افتاده بود

در مقام وصل فهمیدم كه سرجا مانده است

بى نشانى را خود من خواستم باور كنید

نام گمنامى اگر دیدید تنها مانده است

من رفیقى داشتم همسنگرم جانباز شد

دست‏هایش یادگارى پیش مولا مانده است

آن بسیجى هم كه معبر را برایم باز كرد

دیدمش آن روز در تشییع بى‏پا مانده است

یادتان باشد سلاح و كوله و فانسقه‏ام

زیر نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است

پاسداریدش مبادا غفلتى خاكسترى

گیرد عزمى را كه آن از راز زهرا (س) مانده است

 

منبع: نرم افزار روایت حماسه




طبقه بندی: شعر دفاع مقدس،
برچسب ها: شعر هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، شعر 8 سال دفاع مقدس، شعر درباره شهید، شعر درباره شهید و شهادت، شعر درباره جبهه و جنگ، شعر درباره شهدا، شعر درباره شهادت، شعر درباره شهید گمنام، شعر شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید گمنام، شعر درباره دفاع مقدس، شعر درباره هفته دفاع مقدس، شعر درباره جنگ تحمیلی، شعر مقاومت، شعر جنگ تحمیلی، شعر رفاقت با شهدا، شعر راه شهدا، سلاح، پلاک، استخوان، همسنگر، بسیجی، معبر، پاسدار، حضرت زهرا (س)، پرواز، وصل، شوق، جانباز، فانسقه، آنتی ویروس نود 32،

تاریخ : یکشنبه 2 مهر 1391 | 11:38 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

«بسیجی ساده»

مقام معظم رهبری می‌فرمودند: ما در همان روزهای اول جنگ به اهواز رفتیم و در آنجا مستقر شدیم. با توجه به شرایط اولیه حضور دشمن كه لجام گسیخته جلو آمده بود و مواضع خاصی نداشت و موانع و خط‌مقدم به آن شكل ایجاد نكرده بود، لذا روزها پیشروی می‌كردند و در جایی كه پیشروی كرده بودند باقی می‌ماندند تا مجدداً در روز بعدش به تجاوزشان ادامه دهند. ایشان می‌فرمودند: «ما به همراه شهید چمران شب‌ها علیه عراقی‌ها عملیات چریكی انجام می‌دادیم، چون هوا تاریك بود و عراقی‌ها جای ثابتی نداشتند مضطرب و هراسان بودند ما به اتفاق شهید چمران و یك گروه از بچه‌ها به تانك‌های آن‌ها حمله‌ور می‌شدیم و با آرپی‌جی آن‌ها را منفجر می‌كردیم و دوباره به عقب برمی‌گشتیم. این یك دوره از حضور آقا در جبهه‌های نبرد بود كه جنبة تشریفاتی و ظاهری نداشت، بلكه علاوه بر صحبت و سخنرانی و روحیه‌دادن به نیروها همچون یك بسیجی در آن غربت اولیه جنگ می‌رزمیدند.

«سردار محمد میرجانی»

منبع: ویژه‌نامه امتداد +/ بهار 1389




طبقه بندی: امام خامنه ای در جبهه های جنگ، شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: خاطرات مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در جبهه، خاطرات مقام معظم رهبری در جبهه، امام خامنه ای در جبهه، حضرت آیت الله خامنه ای در جبهه، رهبری در جبهه، حضرت آقا در جبهه، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آقا، خاطرات جبهه و جنگ مقام معظم رهبری، خاطرات جبهه و جنگ حضرت آیت الله خامنه ای، جبهه و جنگ، شهید، شهید و شهادت، شهدا، هفته دفاع مقدس، 8 سال دفاع مقدس، خاطرات جنگ، خاطرات جبهه، خاطره از جنگ، خاطره از جبهه، اهواز، اوایل جنگ، شهید مصطفی چمران، حضور آقا در جبهه، عملیات چریکی، بسیجی، تانک، آرپی جی، آنتی ویروس ESET NOD32 Antivirus 4،

تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1391 | 11:28 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

این‌جا فکه؛ قلب سوزان جنوب و قرینه‌ی کربلای حسین(ع)

در هوای سرد زمستانی جنوب، خورشید آرام‌آرام از پشت تپه‌ها به‌سوی قلب آسمان در حرکت بود و در آن صبح دل‌انگیز زمستانی در منطقه‌ی دشت‌عباس، اردوگاه را در میان سروصدای بچه‌های گردان که با نزدیک شدن زمان عملیات به تکاپو افتاده بودند، به تماشا نشسته بود. همین چند ساعت پیش بود که در مراسم نماز صبح و پس از آن صبحگاه، فرماندهان نوید عملیات را دادند و بعد از آن گویی جشنی در پیش باشد، هرکس به کاری سرگرم شد. یکی پوتین‌ها را واکس می‌زد، دیگری سلاحش را روغن‌کاری می‌کرد و عده‌ای در گوشه‌ای دور از بقیه، صورت بر خاک گذاشته و با معبود خود، گرم عشق‌بازی بودند. برخی وصیتنامه‌هایشان را بازنویسی می‌کردند و اردوگاه در شمیم عملیات غرق شده بود. آن‌چه بیش از همه، بچه‌ها را به شور آورده بود، وعده‌ی دیدار با فرمانده‌ی لشکر، «مهدی باکری» بود. روز به‌سرعت در حال تمام شدن بود و صف‌های طولانی بچه‌ها جلوی حمام‌های صحرایی برای غسل شهادت، روحیه‌ی بالای بسیجی‌ها برای عملیات را نوید می‌داد.

                                    برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شهید، شهید و شهادت، شهدا، جبهه، جبهه و جنگ، فکه، والفجر مقدماتی، تفحص، عاشورا، شهیدان، شهید حمید باکری، شهید مهدی باکری، تانک، بی سیمچی، سنگر، کربلای ایران، پرواز، حضرت علی اصغر (ع)، امام حسین (ع)، مهمات، دشمن، ارتش، تیر سه شعبه، حرمله، آر.پی.جی، موج انفجار، سفیر عشق، بوسه عاشقانه، حضرت رقیه (س)، شیپور جنگ، قتلگاه، یا حسین(ع)، یا زهرا(س)، یا مهدی(عج)، عطش، قمقمه های خالی، بدنهای مطهر شهدا، پیکرهای مطهر شهدا، نجوای عاشقانه، مسلخ عشق، پروانه های عاشق، کانال، رملهای فکه، عاشقی، توپ، خمپاره، دوشکا، شب عملیات، بسیجی، روزهای جنگ، نماز صبح، عشقبازی، نماز جماعت، تفحص شهدا، عملیات خیبر، عملیات بدر، میدان مین، منور، منور خوشه ای، غسل شهادت، وصیتنامه شهدا، فرماندهان جنگ، شوروی، خاکریز، ستون پنجم، طلائیه، طلاییه، تیپ عمار، حضرت رسول (ص)، مولانا، مولوی، ضد هوایی، سماع عاشقانه، اسارت، غزل مولانا، منطقه عملیاتی فکه، ترکش و خون، رمل، خاکهای رملی،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

 

«ما شهدا را از دست نداده ایم، بلکه آنها را بدست آورده ایم.»

«شهید بهشتی»

 

«اینك ما و شما مانده ایم كه وارث رسالت و حامل امانت شهدا هستیم.»

«شهید موسی نامجو»

 

«شهید از خود می رهد تا در خویش ماندگان را (از خود) برهاند.»

 «شهید نوبخت»

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: شاس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، جبهه، اس ام اس جبهه و جنگ، پلاک، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، یاد شهید، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، سخن شهید، کلام شهید، کلام شهدا، سخن شهدا، شهید بهشتی، انقلاب، راست قامتان، اشک، خون، سید الشهداء، مادر شهید، روزه، شهید مطهری، شهید مرتضی مطهری، اسلام، شهید حاج حسین خرازی، شهید محمد جهان آرا، شهید مصطفی چمران، شهید مهدی زین الدین،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

                            

  

هفتة دفاع مقدس «هفتة مراجعه به خویشتن با معیار شهدا» گرامی باد!

 

این وعدة خداست که حق الناس را نمی بخشد! خون شهدا حق الناس است، نمی دانم با این حق الناس بزرگی که به گردن ماست، چه خواهیم کرد؟!

 

کاش گناهان ما هم مثل گناهان شهدا (ترک نماز شب و دیر شدن نماز اول وقت) بود!

 

سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند. سلام بر شهدا!

 

                                 برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: اس ام اس شهید، اس ام اس شهادت، اس ام اس شهدا، اس ام اس شهید و شهادت، جبهه، اس ام اس جبهه و جنگ، پلاک، اس ام اس هفته دفاع مقدس، پیامک یاد شهدا، یاد شهید، پیامک شهید، پیامک شهادت، پیامک شهید و شهادت، پیامک جبهه و جنگ، پیامک هفته دفاع مقدس، هفته دفاع مقدس، شهید، شهدا، شهادت، شهید و شهادت، یاد شهدا، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، قرآن، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، اس ام اس شهید گمنام، پیامک شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، بسیجی، پیام شهید، پیام شهدا، راهیان نور، شلمچه، چزابه، طلائیه، انرژی هسته ای، عشق، فکه، شهید مرتضی مطهری، شهید صیاد شیرازی، شهید حاج ابراهیم همت، شهید محمد علی رجایی، شهید باهنر، شهید مفتح، شهید بهشتی،
دنبالک ها: ماهنامه‌ی امتداد،

«تكلیف عامه مردم، امربه معروف ونهى‏ از منكر با لسان است؛ با زبان»

«مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای»

به من نامه مى ‏نویسند؛ بعضى هم تلفن مى‏ كنند و مى‏ گویند: «مانهى از منكر مى ‏كنیم. اما مأمورین رسمى، طرف ما را نمى‏ گیرند. طرف مقابل را مى‏ گیرند!» من عرض مى ‏كنم كه مأمورین رسمى - چه مأمورین انتظامى و چه مأمورین قضایى - حق ندارند از مجرم دفاع كنند. باید از آمر و ناهى شرعى دفاع كنند. همه دستگاه حكومت ماباید ازآمربه معروف وناهى از منكر دفاع كند.این، وظیفه است.اگر كسى نماز بخواند و كس دیگرى به نمازگزار حمله كند، دستگاههاى ما از كدامیك باید دفاع كنند؟ از نمازگزار یااز آن كسى كه سجّاده رااز زیر پاى نمازگزار مى‏ كشد؟ امر به معروف و نهى از منكر نیز همین‏طور است. امر به معروف هم مثل نماز، واجب است.

 

                    برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: واجب فراموش شده (امر به معروف و نهی از منکر)، سخن ولایت، مباحث حجاب،
برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر، مقام معظم رهبری، امام خامنه ای، حضرت آیت الله خامنه ای، جمهوری اسلامی، انقلاب، حزب الله، بسیجی، گناه، فحشا، جنگ، افکار عمومی، جامعه اسلامی، نماز، امر به معروف و نهی از منکر زبانی، امر به معروف و نهی از منکر لسانی، حکومت، نمازگذار، ناهی از منکر، اغتشاش، نهج البلاغه، جهاد، نیروی انتظامی،
دنبالک ها: ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر،

خدایا امروز را دیدیم که سران و فرستادگان اکثر کشورهای جهان از پنج قاره، به احترام نائب مهدی (عج) امام خامنه ای، تمام قد ایستادند، خدایا فردا را هم به ما نشان بده تا ببینیم تمام سران دنیا در برابر قائم آل محمد (عج) دست به سینه ایستاده اند!!

 

اگر دست خامنه ای در دست خدا نیست، چرا این همه ماهواره حریف این ماهپارة ما نمی شود؟!!!

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: درباره سید علی،
برچسب ها: پیامک با موضوع رهبر، پیامک با موضوع رهبری، پیامک با موضوع سید علی خامنه ای، پیامک با موضوع امام خامنه ای، پیامک با موضوع مقام معظم رهبری، پیامک با موضوع حضرت آیت الله خامنه ای، پیامک با موضوع حضرت امام خامنه ای، پیامک با موضوع ولایت و رهبری، اس ام اس با موضوع رهبر، اس ام اس با موضوع رهبری، اس ام اس با موضوع امام خامنه ای، اس ام اس با موضوع مقام معظم رهبری، اس ام اس با موضوع حضرت ایت الله خامنه ای، اس ام اس با موضوع سید علی خامنه ای، اس ام اس با موضوع ولایت و رهبری، اس ام اس با موضوع حضرت امام خامنه ای، فتنه 88، امام حسین، امام خمینی، شهید صیاد شیرازی، ابوالفضل سپهر، امام زمان، جمهوری اسلامی، جبهه و جنگ، ولایت، کوفه، بسیج، بسیجی، عشق، سلمان، اباذر، عمار یاسر، شهید و شهادت، جهاد اقتصادی، ماهواره، جماران، قائم آل محمد (عج)، حضرت مهدی (عج)، صاحب الزمان (عج)، انقلاب اسلامی، شیعه، حضرت حر،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic