تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

یاد موقعیتهایی به خیر كه در آن به فكر موقعیت نبودیم.

 

یاد دوكوهه به خیر كه هزاران كوه ایستادگی تربیت كرد.

 

یاد ایستگاه صلواتی به خیر كه استراحتگاه ملائكه بود.

 

یاد پلهایی به خیر كه فاصلة دنیا و آخرت بود،

 

یاد خودروهای بهشتی به خیر كه انبوهی دل را سوار می‌كرد و از جاده‌های صراط از میان دوزخ آتش به مقصد می‌رساند.

 

یاد جاده‌هایی به خیر كه آدمی را از بیراهگی، انحراف و چند راهگی نجات می‌داد.

 

یاد تابلوهایی به خیر كه راه جاودانگی را مشخص می‌كرد.

 

یاد سنگرها به خیر كه مفصل‌ترین میهمانی اشك و خلوص را بدون خرجهای كلان ترتیب می‌داد.

 

یاد خاكریز به خیر كه گودالهای لغزش را صاف می‌كرد.

 

یاد حسینیه به خیر كه شاهد قدوم اهل بیت(ع) بود.

 

یاد بستان به خیر كه مزرعة عشق بود،

 

سوسن‌گرد كه آن همه شقایق در دل كاشت،

 

آبادانی كه از ویرانیهای دل جلوگیری می‌كرد.

 

خرمشهر كه شهرداران آسمان به زیبا سازی‌اش پرداختند،

 

اروندی كه هزاران دل در آن آبتنی كردند،

 

شلمچه كه كبوترهای بی‌نشان را در گوشه و كنارش منزل داد.

 

یاد حنای یكرنگی به خیر، یاد فهمیده‌ها به خیر كه قبل از تكلیف به تشییع رفتند.

 

یاد بسیجی به خیر كه ضریب اخلاص بود.

 

یاد تخریبچی به خیر كه حصارهای دنیا را فرو ریخت.

 

یاد پلاك به خیر كه شمارة پرواز بود،

 

یاد گروه خونهایی به خیر كه همه مثل هم بودند.

 

خاكریز نونی‌شكل كه روبه‌روی آن حرفی از نام و نان نبود.

 

جزیرة مجنون كه شاهد جنون عشق بود.

 

جزیرة سهیل كه ستاره‌های زمینی را به آسمان عروج فرستاد.

 

ام‌القصر كه اهالی ویلا را هرگز به خود ندید.

 

فاو كه وفا به تعهد بندگی را می‌آموخت.

 

یاد كمیل و گردانش كه همه به علی(ع) پیوستند

 

و گردان مالك كه از مال چیزی نداشتند.

 

گردان روح الله كه به نیاز جسم سرگرم نبودند.

 

گردان حبیب‌بن‌مظاهر كه همه دوست خدا بودند.

 

گردان علی‌اصغر، كه همه بزرگ بودند.

 

شما را به خدا یك بار دیگر سری بزنید و شهدا را فراموش نكنید.

 

سولماز عبدی آزاد ـ تبریز




طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا،
برچسب ها: دوکوهه، ایستادگی، ملائکه، دنیا و آخرت، بهشتی، صراط، دوزخ، جاودانگی، ایستگاه صلواتی، انحراف، بیراهگی، اشک، خلوص، خاکریز، لغزش، اهل بیت (ع)، شاهد، حسینیه، بستان، سوسنگرد، شقایق، آبادان، خرمشهر، آسمان زیبا، شلمچه، کبوتر، یکرنگی، اروند، شهید فهمیده، حنا، بسیجی، تخریبچی، جنون عشق، جزیره مجنون، سنگر نونی شکل، علی (ع)، ام القصر، گردان کمیل، گردان حبیب بن مظاهر، گردان علی اصغر، گردان روح الله، بندگی، شهید، شهادت، شهدا، شهید و شهادت، جبهه، جبهه و جنگ، پلاک، هفته دفاع مقدس، یاد شهدا، یاد شهید، 8 سال دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره شهید، جملاتی زیبا درباره شهید و شهادت، جملاتی زیبا درباره هفته دفاع مقدس، جملاتی زیبا درباره جبهه و جنگ، جملاتی زیبا درباره شهدا، جملاتی زیبا درباره شهادت، جملاتی زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره شهید، جملات زیبا درباره شهدا، جملات زیبا درباره شهادت، جملات زیبا درباره شهید و شهادت، جملات زیبا درباره شهید گمنام، جملات زیبا درباره دفاع مقدس، جملات زیبا درباره هفته دفاع مقدس، مین، رفاقت با شهدا، راه شهدا، پروانه، خاکی، خون شهید، خون شهدا، خون شهیدان، راه شهید، راه شهادت، منتظران شهادت، شهدای آخر الزمان، مرگ، ایمان، جهاد، سنگر، بسیج، پیام شهید، پیام شهدا، کلام شهید، سخن شهید، کلام شهدا، سخن شهدا،

تاریخ : دوشنبه 13 خرداد 1392 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

آرمیتا رضایی نژاد

یكی بود،یكی نبود،زیر گنبد كبود
دختر قصه ی ما ،آرمیتا نشسته بود

دفتر نقاشی شو روی پاش گذاشته بود
اشكی از چشاش چكید ،بغض اون شكسته بود

عكس باباشو كشید:عینكی روی چشاش
پیرهنش سبز و قشنگ؛اینم از رنگ موهاش

خودشو كشید توی آغوش گرم بابا
گیسوهاش بلندن و شده مثل پریا

"باباجون یادش بخیر شبای حضور تو
حالا كار من شده،شب به شب مرور تو

مگه بم قول ندادی،كه میریم امام رضا
تنهامون گذاشتی و ،رفتی تو پیش خدا؟

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهید و شهادت و شهدا، شعر و ادبیات، آرمیتا رضایی نژاد،
برچسب ها: آرمیتا، ‌شهید داریوش رضایی نژاد، بهشتی، آغوش گرم بابا، شادی، بازی، خنده، غصه، آرزو، امام رضا (ع)، شعر برای آرمیتا، دفتر نقاشی،
دنبالک ها: وبسایت شهید داریوش رضایی نژاد،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات