سوالاتی که دختر و پسر در جلسة دوم خواستگاری باید از هم بپرسند؟

«قسمت دوم»

(ازدواج موفق 42)

دکتر شاهین فرهنگ

سوالهای نوع دهم:

سوالاتی برای اینکه پی به مدیریت اقتصادی او در زندگی ببرید.

نمونه سوالها:

آیا درآمدی دارید؟ (نمی پرسیم که آیا شغلی دارید؟ ممکن است کسی داخل منزل پایان نامه های دانشجویی را تایپ می کند و از این طریق کسب درآمد دارد.)

با درآمدتان چکار می کنید؟

پس اندازی هم دارید؟ یا هر چه که در می آورید را خرج می کنید؟

تا حالا فکر کردید که یک روزی صاحب چیزهای بزرگ بشوید؟ مثل خانه و ماشین.

آیا تا به حال فکر کردید که یک روزی با درآمدتان یک ماشین بخرید؟

این فکر را چطوری هدایت کردید؟ (چه کار خاصی برای محقق شدن این خواسته خودتان انجام دادید؟)

(مثلا ممکن است جواب بدهد من ماهیانه صد هزار تومان پس انداز می کنم که فعلا شده نهصد هزار تومان)

تا حالا شده یک چیز گران قیمت بخواهید و آن را تهیه کنید؟ (یادتان باشد کسانی که دنبال چیزهای گرانقیمت هستند انسانهایی هستند که یک کمی مدیریت اقتصادی خوبی ندارند. ممکن است کسی سوال بکند آیا هر چیز گرانقیمتی بد است؟ می گوییم نه. منظور ما چیزهای گران الکی است.)

شما معمولا چه لباسهایی می خرید؟ (ممکن است جواب بدهد فقط لباسهای مارک دار می خرد. حالا اگر لباس مارک دار نباشد چه اتفاقی می افتد؟ کسی که برای مارک یک لباس، حاضر است چندین برابر قیمت لباسی با همان کیفیت را که آن مارک را ندارد بپردازد مدیریت اقتصادی ندارد.)

بنده با این ایده که کسی جنس گران اما با کیفیت بخرد کاملا موافقم چون خودم هم اینطوری زندگی می کنم. انگلیسی ها می گویند که ما اینقدر پول نداریم که جنس ارزان بخریم! یعنی اینکه یک جنس ارزان بخرم که یک ماه کار کند و دوباره یک ماه دیگر یکی دیگر بخرم. پولم را می دهم یک چیز گران می خرم که یک عمر برایم بماند.

اما باید ببینید که آیا او به دنبال چیزهای خاص و تک و لوکس و منحصر به فرد است. اگر هست مدیریت اقتصادی ندارد.

می توانم بپرسم که شما قرض و بدهی دارید یا نه؟

اگر دارید به چند نفر و چقدر و چرا بدهکار شدید؟

 اگر بخواهید برای کسی کادو بخرید معمولا چه چیزی می خرید؟ (آیا آدمی است که برای یک کادو دادن نصف حقوق یک ماه خودش را می خواهد بدهد و بعد تا آخر برج بگوید که خدایا پول ندارم!! این آدم مدیریت اقتصادی ندارد.)

 

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: ازدواج موفق (دکتر شاهین فرهنگ)،
برچسب ها: ازدواج موفق، دکتر شاهین فرهنگ، خواستگاری، سوالهایی که در روز خواستگاری باید پرسید، سوالات روز خواستگاری، سوالهای دختر و پسر در روز خواستگاری، انگیزه ازدواج، هدف ازدواج، زندگی، رشد و تعالی، ایمان، زندگی خانوادگی، زندگی شخصی، رسم و رسومات، خانواده، همدلی، همراهی و همدلی، صداقت در خانواده، اهداف بلند مدت زندگی، دور اندیشی، زندگی هدفمند، برنامه ریزی، رفتارهای نادرست، طراحی، دوست، دروغ، رهایی از نقطه ضعف ها، مشورت، درد و دل، تصمیمات مهم زندگی، توهین، خواهر و برادر، پدر و مادر، کتاب، فیلم و سریال، تلوزیون، موسیقی، مطالعه، دوست صمیمی، بهترین دوست، فرزند دار شدن، فرزند، فاصله سنی بین فرزندان، دارو، بیماری، سیگار، قلیان، بیماران خاص، خدا در زندگی، نقش خدا در زندگی، سود کلان، سوالات دینی، بن بست در زندگی، بحرانهای زندگی، گره های زندگی، سمت خدا، شهرهای مذهبی، دین، دیدگاه سیاسی، مسائل سیاسی، پایان نامه دانشجویی، تایپ پایان نامه، مدیریت اقتصادی، لباسهای گرانقیمت، جنس ارزان، انگلیسی، کالاهای لوکس، قرض و بدهی، بلوغ اجتماعی، بلوغ عقلی، مسئولیت پذیری، کسب درآمد، شریک زندگی، انتظارات از همسر، حساسیت، خانه داری، مسائل اقتصادی در زندگی مشترک، مشورت در زندگی، شراکت در زندگی، تقسیم کار در خانه، برون گرایی، درون گرایی، مسافرت، مهمانی، انعطاف پذیری، استقلال، جهت گیری در زندگی، مکان کنترل درونی، مکان کنترل بیرونی، کنکور، شغل ثابت، بلوغ عاطفی، بوسه، آغوش، عصبانیت، سادگی، بلوغ فرهنگی، شور و نشاط، اشتیاق به زندگی، خوشبختی، تحقیق در ازدواج، آنتی ویروس نود 32، NOD 32،
دنبالک ها: خانه تحول (سایت دکتر شاهین فرهنگ)،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که جبر آورد خود رنجور کرد          تا همان رنجوریش در گور کرد

هر که از روی کاهلی و سستی به جبر متوسل شود، خود را پریشان و بیمار می کند و سرانجام همان پریشانی و بیماری او را به کام مرگ می فرستد. برخی از انسانها برای فرار از مسئولیت و کار و تلاش، خود را منزوی و افسرده و بیمار می کنند و بی همّتی خود را به جبر و ارادۀ خداوند نسبت می دهند و با گفتن اینکه: خداوند چنین خواسته است، بی تدبیری ها و تنبلی های خود را توجیه می کنند و بیهوده خود را تسلیم گرفتاری ها می سازند و همواره به خود تلقین می نمایند که سرنوشتِ ما چنین بوده است. مولانا در بیت دیگری به تبیین این موضوع پرداخته و از قول پیامبر اعظم (ص) می گوید:

گفت پیغمبر که رنجوری به لاغ          رنج آرد تا بمیرد چون چراغ

چنانچه کسی خود را رنجور و بیمار جلوه دهد و در واقع بی اختیاری و یأس و ناتوانی را به خود تلقین کند، کم کم این بیماریِ خودساخته ارکان شخصیت او را نابود می سازد و در نهایت همچون چراغی که روغن آن تمام می شود، خاموش می شود و می میرد.

لاغ = تصنّعی، ساختگی

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، پیامبر اعظم (ص)، پیامبر اکرم (ص)، تلقین، افسردگی، بیماری، جبر، اراده خدا، سستی و کاهلی، کار و تلاش، آپدیت آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

هر که او بیدارتر پردردتر          هر که او آگاهتر رخ زردتر

 

انسان به میزانی که از حقایقِ عالم آگاهی بیشتری می یابد، دردمندی و و دغدغه های روح و جانش فزونی می یابد و آثار این بیداری و دردمندی در رنگ زرد رخسارش پدیدار می شود. مسئولیت، زادۀ آگاهی انسان است و آدمیان همینکه آگاهتر می شوند، احساس مسئولیت در آنان آشکارتر می شود و تا آنجا پبش می رود که از فرط سنگینی مسئولیت و درد و رنج ناشی از بیداری، به بیماری و  رخ زردی مبتلا می شوند. دردمندی از نشانه های مهم انسان بودن است و شاخصۀ ارواح بلند و جان های شکوفا شده همانا دردمندی است.

 

پس بدان این اصل را ای اصل جو          هرکه را درد است او بُرده است بو

 

دردمندیِ انسان علامت آن است که شامۀ او گشوده شده و از عالم پر رمز و راز حقیقت رایحه ای به مشامش رسیده است.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، حقیقت، انسان، روح و جان، بیداری، بیماری، مسئولیت انسان، آنتی ویروس نود 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391 | 02:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

« معرفت النفس 10»

«جلسة چهارم/ قسمت دوم»

«دعوای علامه حسن زادة آملی با شیطان در خواب»

علامه حسن زاده می فرمودند که ما در خواب دیدیم که با یک قول بزرگی (شیطان) داریم دعوا می کنیم و بعد از کلی زدن و خوردن، دست این قول را گرفتم و گذاشتم توی دهانم و شروع کردن به گاز گرفتن. بعد از شدت درد بیدار شدم و دیدم که دست خودم را دارم گاز می گیرم. و فرمودند که آن قول و شیطانی که با او دعوا می کردم خودم بودم و باید با خودم مبارزه کنم.

برای مشاهدة کامل متن بر روی گزینة ادامة مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفت النفس (استاد اصغر طاهرزاده)،
برچسب ها: معرفت النفس، انسان شناسی، استاد اصغر طاهرزاده، مجموعه فرهنگی و علمی سفیران بصیر علوی، قوه خیال، سرطان، سرطان خون، سرطان حنجره، تاثیرات تلقین، تلقین به نفس، سکته قلبی، مرگ، بیماری، فرانسه، شکنجه، مولوی، داستانی از مولوی، ازدواج، عشق، عاشق و معشوق، کوهنوردی، مارهای سمی، لذت، زندگی، مثنوی مولوی، سمرقند، مسجد، نماز، فشار قبر، عالم خواب، اراده تکوینی، اراده تشریعی، امیرالمومنین (ع)، امام علی (ع)، شیطان، علامه حسن زاده آملی،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic