«دورة تكنیكهای موفقیت»

«دکتر شاهین فرهنگ»

قسمت دوم

(مطالب فوق خلاصه ای است از سمینار چهارده  جلسه ای «تكنیكهای موفقیت دکتر شاهین فرهنگ»  كه در باغ نورِ اصفهان در تابستان سال 1385 برگزار گردید که به یاری خداوند به مرور در وبلاگ «اوج پرواز»  قرار داده خواهد شد.)

چه چیزهایی مانع متحول شدن ما می شود؟

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: دوره تکنیکهای موفقیت دکتر شاهین فرهنگ،
برچسب ها: دوره تکنیکهای موفقیت دکتر شاهین فرهنگ، زندگی، تاریکی، عاشقانه، انسان جانشین خداوند در زمین، کمبود امکانات، جامعه،

تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 | 12:29 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

چون ز خود رستی همه برهان شدی

چونکه بنده نیست شد سلطان شدی

 

هر که از موجودیت موهوم و خیالی خود رها شود و جان خود را برای حضرت حق خالص گرداند، به یکباره به برهان قاطع و دلیل راه مبدل می شود. انسانِ آزاد شده از قید تن، یکسره جان می شود و همچون چراغی که از نور حق منوّر شده، تاریکی ها را می شکافد و به پیش می رود. پیامبر اسلام (ص) در شأن امیر مومنان علی (ع) فرمود: علی مع الحق و الحق مع علی. علی با حق است و حق با علی. و این معنای از خود رستن و حجت و برهان شدن است.


انسانی که خود را از قیود "من طبیعی" برهاند و به مرتبۀ فنا فی الله برسد، مقام جانشینی خدای سبحان را دریافت می دارد و بر تخت پادشاهی جلوس می کند. آدمی همواره در زندان خودخواهی ها گرفتار است و بدون آنکه بداند، به بندگیِ خود مشغول است. چنین انسانی بی گمان، به وجود خود مغرور و متکی می شود و در سیطرۀ این خودخواهیِ جاهلانه محبوس و زندانی باقی می ماند.


مولانا راه برون رفت از حصار تنگ مادی و دستیابی به مقام سلطانی را عبور کردن از "من طبیعی" و آزادی از بندگی نفس می داند و نیست انگاری خویش را قاطع ترین دلیل و برهان می شمارد. جلال الدین در بیت دیگری در همین معنا صلاح الدین زرکوب را به عنوان نمادی از انسان کامل مثال می زند و راز گشوده شدن چشم باطن او را رهایی از زندان تن اعلام می دارد. صلاح الدین که به شغل زرگری مشغول بود، پس از آشنایی با مولانا یکسره مجذوب او شد و کسب و کار را کنار نهاد و با جهشی شگفت انگیز از خودِ طبیعی خالی گشت و به مقام فنا دست یافت. مولانا او را به اعتبار پاکی و رهایی اش از قفس نفس، به عنوان مراد و مرشد خود برگزید.

 

ور عیان خواهی صلاح الدین نمود          دیــده هـا را کـرد بـیـنــا و گـشـود

 

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: چون ز خود رستی همه برهان شدی، پیامبر اسلام (ص)، امیر مومنان علی (ع)، علی مع الحق و الحق مع علی، حجت و برهان، تاریکی، برهان قاطع، حضرت حق، انسان آزاد، نور حق، فنای فی الله، خدای سبحان، خودخواهی، بندگی، غرور، تخت پادشاهی، آزادی، ‌ بندگی نفس، من طبیعی، نیست انگاری، چشم باطن، قفس نفس، پاکی، ‌مراد و مرشد، صلاح الدین، مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ای که تو از ظلم چاهی می کنی          از برای خویش دامی می تنی

ظلم و ستم که ریشه در تیرگی و تاریکی دارد، خود موجبات تیرگی هایی تازه برای ظالمان را فراهم می سازد. ظلم به انسانها و حتی سایر موجودات، در حقیقت چاهی عمیق و تاریک است که انسان ستمگر در پیش پای خود حفر می کند. جلال الدین در این بیت می گوید: ای کسی که با ظلم خویش برای هلاکت آدمیان چاه می کنی، بدان و آگاه باش که در کار تنیدن دام برای نابودی خود هستی و سرانجام خود در آن چاه هولناک گرفتار خواهی شد. ستمکاران گمان می کنند که آثار ظلمشان به خودشان باز نخواهد گشت. آنان غافلند که در حال تنیدن دام و کندن چاه برای تباهی و هلاکت خویشند.

چاه مظلم گشت ظلم ظالمان          این چنین گفتند جمله عالمان

جملۀ عالمان و خردمندان جهان، ظلم را به چاهی ظلمانی و تاریک تشبیه کرده اند که فرد ظالم برای خود حفر می کند.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، ظلم و ستم، تاریکی، ظالمان، ستمکاران، انسان ستمگر، ظلم به خویشتن، ظلم به انسانها، حقیقت، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

تاریخ : شنبه 18 آذر 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان بدیعی

ظلمت چَه به که ظلمت های خلق          سر نبُرد آن کس که گیرد پای خلق

از احوال روحی و روانی مردمان و اخلاق و رفتار آنان همواره ظلمت ها و تیرگی هایی ظاهر می شود که انسان سالک و طالب حقیقت را در سیطرۀ خود گرفتار می نماید. لذا مولانا توصیه می کند که نشستن در خلوت و تاریکی چاه عزلت، آدمی را از گزند این تیرگی ها مصون می دارد و او را از بند و زنجیرهایی که مردمان بر پایش می بندند، رهایی می بخشد.

حشر و نشر بی حساب و افراطی با مردمان، تیرگی های آنان را به انسان منتقل می کند. و لذا گفته اند: چنانچه مصاحبت و همنشینی با نیکان میسر نگردد، بهتر آن است که آدمی راه خلوت و عزلت را در پیش بگیرد؛ که این رویۀ اولیا و انبیا الهی بوده است. آنان همواره کوشیده اند در حد ضرورت با مردم حشر و نشر کنند و بیش از آن را برای خود نپسندیده اند. بلکه به خلوت رو آورده اند و به گوشه نشینی و سیر در احوال خویش پناه جسته اند. پیامبر خاتم (ص) نیز غار حرا را برای خلوت نشینی برگزیده بود و هرازگاهی در آنجا به عزلت می نشست و با پروردگار خود خلوت می نمود.

منبع: جمال حق




طبقه بندی: هزار قانون زندگی،
برچسب ها: مولوی، مثنوی مولوی، مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی، شرح مثنوی مولوی، شرح مثنوی معنوی مولوی، مولانا، مولانا جلال الدین محمد بلخی، اشعار مولانا، اشعار مولوی، پندهایی از مولوی، پیامبر خاتم (ص)، خلوت، ظلمت، اخلاق، انسان سالک، طالب حقیقت، تاریکی، همنشینی با نیکان، خلوت و عزلت، غار حرا، انبیاء الهی، اولیای الهی، عزلت و گوشه نشینی، آنتی ویروس نود 32، nod 32،
دنبالک ها: جمال حق،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic